بەخێر بێن بۆ ماڵپەڕی‌ "هەڵۆی‌ كوردستان"                                ماڵپەڕی‌ "هەڵۆی‌ كوردستان" ماڵپەڕی‌ هەموو كورد‌و كوردستانییەكە


ده‌سپێك
هه‌ڵۆی‌ كوردستان
سیاسه‌ت
كۆمه‌ڵایه‌تی‌
ئه‌ده‌ب‌و هونه‌ر
وتووێژ
شه‌هیدان
كتێب
سروود‌و وته‌ی‌ به‌نرخ
وێنه
فارسی
ئارشیو
پێوه‌ندی‌
لینك
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فاشیسم فقاهتی و خودشیفتگی دیکتاتور

 

سلام اسماعیلپور

در روزهای اخیر، سید علی خامنه‎‎ای، رهبر رژیم در پاسخ به یک استفتا بدین مضمون که: خواهشمند است درباره‏ی "التزام به ولایت فقیه" توضیح دهید، به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا مطمئن شویم که التزام کامل به نایب بر حق امام زمان داریم؟"

 چنین پاسخ داده بود که: "ولایت فقیه به معنای حاکمیت مجتهد جامع‏الشرایط در دوران غیبت و شعبه‏ای از ولایت ائمه‏ی اطهار است که همانند ولایت رسول خدا بوده و تنها با اطاعت از دستورات "ولی امر مسلمین" می‏توانید التزام خود را نشان دهید".

این فتوا نکات و موارد خاصی را شامل می‏شود که مستلزم بررسی و تحلیل بیشتری است. نخست آن که خامنه‏ای خود را یک فقیه "جامع‏الشرایط" معرفی می‏کند، که این ادعا طی چند سال اخیر همواره از جانب آگاهان و کارشناسان فقه تشیع مورد تردید قرار داشته است.

نکته‏ی مهمتر آن است که خامنه‏ای، ولایت فقیه و در حقیقت حکومت خویش را ادامه و شعبه‏ای از ولایت ائمه و پیغمبران تلقی می‏کند. رهبر رژیم در اینجا علناً نقش مردم و قانون را در اداره‏ی امور جامعه انکار می‏نماید. زیرا بر اساس اسطوره‏‏های دینی و اعتقادات مسلمانان به‏ویژه در فقه تشیع، ولایت پیامبران و ائمه، منبعث از مشروعیت الهی و آسمانی بوده و در آن، عامه‏ی مردم به عنوان "امت" و "مطیع محض" فرامین آنان نگریسته شده و نه‏تنها هیچ‏گونه حقوق و نقشی در قدرت ندارند بلکه ایفای وظایف مربوط به پیروی از دستورات آسمانی و تلاش برای حاکم نمودن آنها در هر زمان و مکانی، محور اصلی زندگی فردی و اجتماعی مردم است.

خامنه‏ای با این فتوا می‏خواهد بگوید که خیمه‏شب‏بازی مردم سالاری دینی و تدوین و تنظیم مجموعه‏ای از مکانیسم‏های به ظاهر قانونی، مغایر با ماهیت و فلسفه‏ی وجودی ولایت فقیه بوده و در واقع، رژیم وی برای مشروعیت بخشیدن به خود، نه نیازی به مردم دارد و نه حتی به قوانین خود‏ساخته‏‏ی خویش.

این امر از آنجا ناشی می‏‏شود که خامنه‏ای به خوبی می‏داند که تصمیمات، اقدامات و سیاستهای او و رؤیاهای بلندپروازانه‏ی حامیانش، نه از پشتوانه‏ی حمایت مردم برخوردار است و نه حتی در قوانین خود آنان نیز بستر و تکیه‏گاه مناسبی می‏توان برای آن یافت.

در تحلیل بیشتر این موضوع، آیت‏الله مصباح یزدی، نظریه‏پرداز معروف ولایت فقیه معتقد است که اگر ولی‏فقیه نتواند حمایت و رأی مردم را جلب نماید، می‏تواند با همکاری گروهی از افراد، قدرت را به دست بگیرد.

بدین ترتیب برای دستیابی به قدرت یا ماندن در رأس حکومت، ولی‏فقیه نیازی به رأی اکثریت مردم در خود احساس نمی‏کند، بلکه همین قدر که یک باند با وی همراهی نمایند تا قدرت را به هر نحو ممکن بدست گرفته و آنرا حفظ نماید، کافی است.

بنابراین از دیدگاه ولایت‏فقیه، یک باند یا گروه مسلح می‏تواند خلأ مشروعیت دمکراتیک و قدرت قانونمند را پرنموده و برای حفظ قدرت و شخص رهبر، از فداکردن حقوق و آزادی‏های مردم، استقلال کشور و یا منافع ملی نیز دریغ ننماید.

یکی دیگر از راههای دستیابی ولی‏فقیه به قدرت از دیدگاه مصباح یزدی "قرعه‏کشی" است که ممکن است روحانیون برای انتخاب یک تن از میان خود جهت تصدی سمت ولایت ‏فقیه بدان تن دهند. این امر نشان می‏‏دهد که آخوندها، برگزیدن ولی‏فقیه از طریق قرعه‏کشی را هم از رأی مردم مشروع‏تر می‏دانند.

نکته‏ی جالب توجه دیگر در این فتوا آن است که خامنه‏ای خود را "ولی امر مسلمین" معرفی می‏نماید. این نکته بیش از هر چیز دیگری، توجه ناظران و تحلیلگران را به خود جلب نموده و مشاجراتی به دنبال داشت.

این اصطلاح از سه واژه تشکیل شده که هر کدام از این سه واژه، معنای سیاسی و حقوقی مشخص و منحصر بفردی دارند و بیان آنها از جانب یک رهبر سیاسی را نباید صرفاً یک اشتباه یا تصادف تلقی نمود.

هنگامی که بحث از "ولی امر" به میان می‏آید، مقصود از آن نه "رهبری معنوی و روحی" و نه پرستیژ و کاریزمای دینی، بلکه زمامداری سیاسی فردی بر آحاد یک جامعه است. خامنه‏ای چنین جامعه‏ای را جامعه‏‏ی "مسلمین" معرفی می‏کند، یعنی نه "شیعیان جهان" و نه "مسلمانان ایران"، بلکه "مسلمانان جهان" را در نظر دارد.

این اصطلاح پیشتر فقط به عنوان یک مداحی از جانب هواداران خامنه‏ای به کار گرفته می‏شد، که اغلب فاقد ارزش سیاسی بود. اما اینک کاربرد آن از سوی خامنه‏ای بیانگر آن است که؛

1ـ خامنه‏ای دچار خودشیفتگی بلندپروازانه‏ای شده که می‏تواند عواقب زیانباری به دنبال داشته باشد.

2ـ این خودشیفتگی خامنه‏ای که شباهت زیادی به سخنرانی‏ها و نوشته‏های هیتلر و سایر رهبران فاشیست در آن می‏توان یافت، بی‏دلیل نبوده و ریشه در سیاست استراتژیک رژیم و توهمات امپریالیستی سپاه پاسداران و حامیان نظریه‏ی "مهدویت" به‏ویژه افرادی مانند احمدی‏نژاد و مصباح یزدی داشته و تهدیدی جدی علیه امنیت و ثبات ملی کشورهای اسلامی است که طی بیش از سه دهه‏ی عمر جمهوری اسلامی، زمامداران این کشورها همواره نامشروع و سرسپرده‏ی آمریکا و غرب معرفی شده‏اند.

هنگامی که این گفته‏ی عسکر اولادی، دبیرکل حزب مؤتلفه را مروری می‏کنیم که: "اصولگرایان جمهوری اسلامی در قبال رهبر، احساس تعبّد دارند"، این واقعیت را درمی‏یابیم که چرا خامنه‏ای و جمهوری اسلامی روزبه‏روز به طرزی آشکارتر از قبل، در داخل کشور پوشش یک دیکتاتور خودشیفته و در عرصه‏ی بین‏المللی نیز لباس یک تروریست جنگ‏طلب را به تن می‏کنند.

منبع:‌روزنامه "کوردستان"، شماره 538

 

 

 

 

لاپه‌ڕه‌ی‌ سه‌ره‌كی‌

پێوه‌ندی‌ له‌گه‌ڵ‌ هه‌ڵۆی‌ كوردستان

بڵاوکردنه‌وه‌ی بابه‌ته‌کانی ئه‌م ماڵپه‌ڕه به‌ بێ ئاماژه به ماڵپه‌ڕی‌ "هه‌ڵۆی‌ كوردستان"‌ قه‌ده‌غه‌یه

Copyright © www.heloykurdistan.com