چه هنگام دنیا از ترفند بازی
اتمی جمهوری اسلامی ایران خسته خواهد شد؟
منشه امیر – اورشلیم
بیش
از بیست سال است که پنهانکاری می کنند و دروغ می گویند و
دنیا این واقعیت را می داند و "تقیقه" می کند.
پرسش آن است که دنیا از این بازی های اتمی حکومت اسلامی
ایران، چه هنگام خسته خواهد شد و بالاخره درخواهد یافت که
تا کنون دولت تهران ترفند زده، دروغ گفته، تردستی کرده و
به پنهان کاری متوسل شده و امیدی نیست که درآینده از این
شیوه دست بردارد. آنها بمب اتم می خواهند و آن را زمینه
ساز ظهور حضرت مهدی امام زمان می دانند و اگر در این راه
دنیا هم به خاک و خون کشیده شود و ملت ایران بهای کمرشکنی
از این بابت بپردازد، باکشان نیست و ابائی ندارند.
هنگامی که به تماس های بین المللی درباره معضل اتمی ایران
در سال های اخیر می پردازیم، چیزی جز یک مشت ترفند و
دغلبازی از جانب رژیم نسبت به جامعه جهانی در آن نمی
بینیم. آیا دنیا آنقدر ساده است که به این فریبکاری کشانده
می شود و آن را احساس نمی کند و دم برنمی آورد؟ و یا آن که
جهانیان از ماهیت ترفند به خوبی آگاهی دارند، ولی شکیبائی
به خرج می دهند و امید دارند که بالاخره عقل و درایت بر
حاکمان ایران مسلط شود و دریابند چه راه خطرناکی رفته و می
روند و از آن دست بردارند و برنامه های اتمی را کنار
گذارند و قضیه به خوبی و خوشی پایان یابد و نیازی به
عملیات نظامی و درگیری و جنگ نباشد.
غرب از یک سو می گوید از برنامه های اتمی ایران اطلاعات
کافی ندارد (شاید تقیه می کند) و از دیگر سوی می گوید که
ایران هنوز تا رسیدن به مرحله ای که به اندازه کافی
اورانیوم غنی شده داشته باشد و بر مشکلات فنی فائق آید و
بخواهد نخستین بمب اتمی خود را تولید کند، فاصله بسیار
دارد – و از این رو، مهلت از دست نرفته و هنوز می توان به
تلاش های دیپلماتیک ادامه داد، زیرا فرصت وجود دارد و در
مرحله کنونی نیازی به وارد آوردن ضربه نظامی نیست.

در همان حال، ایالات متحده بیکار ننشسته است: دستور تولید
بمب های کوه شکن چهارده تنی می دهد که بعید می نماید
تاسیسات اتمی زیرزمینی ایران را توان ایستادگی در برابر آن
باشد، با ارتش اسرائیل رزمآیشی برگزار می کند که هدف از آن
بالا بردن توان مقابله با موشک های دشمن است (خواه از جانب
ایران پرتاب شود و خواه دست نشاندگان رژیم تهران، یعنی حزب
الله و حماس مجری آن باشند)، و همزمان کار تصویب لایحه ای
برای ممنوعیت صدور بنزین به ایران در کنگره آمریکا به
پایان می رسد و دولت واشنگتن رشته تحریم های دیگری را نیز
علیه بانک ها و نهادهای حکومت اسلامی ایران به اجرا می
گذارد.
ولی بازی مذاکرات با حکومت ایران چه هنگام به پایان خود
خواهد رسید؟ پایانی که جز بن بست به راه دیگری منتهی نمی
شود!
در
دوران ریاست جمهوری خاتمی شرطشان برای از سرگیری مذاکرات
اتمی با ایران آن بود که غنی سازی اورانیوم را پیش از آغاز
گفتگوها متوقف سازد – زیرا آن را خودسرانه و با زیرپا
گذاشتن توافق های پیشین با دولت های غربی، از سر گرفته بود.
احمدی نژاد آمد و غنی سازی را با شتاب بیشتری از سر گرفت و
اعلام داشت که او با غرب حرفی ندارد در میان گذارد. پرونده
اتمی از نظر او بسته شده است و اگر غرب خیال گفتگو دارد،
بیآید و بدون پیش شرط آن را آغاز کند.
کشورهای غربی، با همکاری چین و روسیه آمدند و یک بسته مشوق
های بی سابقه و پر امتیاز به حکومت ایران، در مقابل قطع
برنامه های اتمی آن پیشنهاد کردند و جواب خواستند. حکومت
ایران تا امروز روز پاسخی به این بسته نداده، و با مهارت
شعبده بازان، خود یک بسته پیشنهادی متقابل عرضه کرده که در
آن نظم کنونی جهانی زیر سؤال رفته و همه طرحی داده شده جز
پرداختن به مسائل اتمی ایران- و دولت تهران می گوید اول
شما به بسته ما پاسخ بدهید تا بعدا بگوئیم که پاسخ ما به
بسته شما چیست!
دنیا دوباره بر حکومت ایران فشار آورد که وارد مذاکره شود
– و پرزیدنت باراک اوباما اولتیماتوم داد و ضرب الاجل
تعیین کرد و خطر شدت بخشیدن به تحریم ها وجود داشت، تا
بالاخره حکومت ایران وارد اطاق گفتگو شد و این بار همانند
شعبده بازان کهنه کار، خرگوش دیگری از کلاه شعبده بازی
بیرون آورد و آن، معامله بر سر تامین سوخت کوره اتمی کوچک
امیرآباد تهران بود.
امروز توجه همه دنیا بر روی آن است که حکومت تهران، به طرح
پیشنهادی از جانب محمد البرادعی چه پاسخی می دهد. یعنی
مساله اصلی را که لزوم قطع برنامه های اتمی ایران و غنی
سازی اورانیوم در آن کشور است، از یاد برده اند و به یک
موضوع فرعی و جانبی پرداخته اند. تازه در این مورد حاشیه
ای نیز حکومت ایران ناز می کند و تضمین می خواهد و می کوشد
مذاکرات را کش بدهد و به وقت کشی بپردازد ومی گوید ما
اورانیوم خود را با شما مبادله نمی کنیم، تنها قصدمان خرید
اورانیوم با غلظت 20 درصد است. زیرا در شرائط کنونی، تنها
چیزی که حکومت ایران به آن سخت نیازمند می باشد زمان و
فرصت است تا بتواند مشکلات فنی را پشت سر بگذارد و
اورانیوم غنی شده به حد کافی ذخیره کند تا قادر گردد
نخستین بمب خود را بسازد.
ولی حتی در این زمنیه نیز – یعنی مبادله اورانیوم کم غنی
شده، با اورانیوم میان غنی شده (از 5ر3 درصد به 20 درصد)
حکومت به دو جناح تقسیم می شود که یک جناح می گوید ایران
نرمش نشان دهد و فضا را آرام کند تا تحریم های جدی تری به
اجرا گذاشته نشود و احتمال حمله نظامی منتفی گردد – و جناح
دیگر می گوید که این کار نشان دادن ضعف خواهد بود و
فشارهای دیگری را نیز در پی خواهد آورد که سنگین تر و
پرهزینه تر خواهد بود – و از این رو حتی در مرحله کنونی
باید از سازش و نرمش دوری جست – و اگر آنها می خواهند،
اورانیوم غنی شده را مستقیما به ایران بفروشند و از مبادله
خبری نخواهد بود.
از دیدگاه این گروه، تا هنگامی که مساله تامین سوخت کوره
اتمی امیرآباد فیصله نیافته، غرب خواست های جدیدی و از
جمله قطع فعالیت های غنی سازی را مطرح نخواهد کرد – پس چه
بهتر که این مساله را تا آنجا که می توان کش داد.
آنان
استدلال دیگری هم عنوان می کنند که پر بی ربط نیست: غنی
سازی اورانیوم از غلظت حدود چهار درصد به غلظت حدود 20
درصد یکسال به درازا می انجامد. در این یک سال احتمال آن
وجود دارد که دنیای غرب به گوشه دیگری از فعالیت های اتمی
پنهان رژیم ایران پی ببرد و کاملا به این باور برسد که
ایران برای رسیدن به بمب هسته ای تلاش می کند، و هدف
مسالمت جویانه ندارد.
در
چنین موردی، فرانسه، و حتی روسیه حاضر نخواهد شد اورانیوم
20 درصد غنی شده را در اختیار ایران بگذاردند که مفهوم آن
یاری رسانی برای تولید بمب اتمی رژیم ایران خواهد بود.
در
حال و هوای کنونی، در حالی که ارتش ایالات متحده خود را
برای رویاروئی با هرگونه احتمال جنگی به هدف نابود کردن
تاسیسات اتمی ایران و یا دفاع از کشورهای عرب و اسرائیل در
برابر حملات موشکی نیروهای مسلح تهران آماده می سازد، دولت
پرزیدنت اوباما به نظر نمی آید التهابی برای روی آوردن به
گزینه نظامی داشته باشد.
رئیس جمهوری ایالات متحده که ده ماه از آغاز ریاست جمهوری
او می گذرد، در داخل ایالات متحده و خارج از آن با مشکلات
زیادی روبروست که بعید می نماید بخواهد خود را با مساله
تازه ای به صورت نظامی درگیر کند.
برنامه بیمه بهداشتی همگانی در ایالات متحده، که پرزیدنت
اوباما همه آبرو و حیثیت خویش را روی آن به قمار گذاشته،
هنوز پایان نگرفته و اگر وی در این تلاش شکست خورد،
موقعیتش به شدت آسیب خواهد دید. در صحنه بین المللی نیز
اوضاع در افغانستان روز به روز وخیم تر می شود و مشخص می
گردد که حل مساله و برقراری آرامش و سرکوب طالبان و
القاعدة هدف هائی نیست که در آینده نزدیک، و آسان به دست
آید. سخن از احتمال اعزام شمار بیشتری سربازان آمریکائی به
افغانستان است، بی آن که تضمینی برای پیروزی به دنبال آورد.
رئیس جمهوری که جایزه صلح نوبل را به او داده اند، در آن
شرائط داخلی و بین المللی که به آن اشاره کردیم، بعید می
نماید که عجولانه گزینه نظامی را علیه حکومت ایران به اجرا
گذارد.
این ها را دولت های غربی می دانند – ولی یک واقعیت دیگر را
نیز می دانند و آن این که وضع رژیم ایران، هیچگاه به
شکنندگی امروز آن نبوده است.
برای حکومت هیچ اعتباری و حیثیتی باقی نمانده است. احمدی
نژاد از هیچ پشتیبانی مردمی برخوردار نیست. خامنه ای ته
مانده اعتبار خود را از دست داده است. سپاه پاسداران با
آنچه که در بلوچستان به سرش آمد نشان داد که قدرتی شکست
ناپذیر نیست و روزی که مردم دست اتحاد دهند و گروه ها علیه
رژیم بشورند، سپاه ممکن است به زانو درآید و در برابر مردم
سر خم کند.
از دیگر سوی، بحران اقتصادی در ایران، در دومین دوره ریاست
جمهوری احمدی نژاد، خیلی بیشتر از آنچه که برخی ارزیابی می
کنند، شدت خواهد گرفت – در حدی که ممکن است رژیم را به
زانو درآورد و موجب خیزش مردم شود. آنچه که "هدفمند کردن
یارانه ها" خوانده اند، شاید همان آخرین گامی باشد که ممکن
است کمر شتر را بشکند – زیرا تورم مالی بسیار سهمگینی در
ایران در راه است.
از دیگر سوی ، پرزیدنت اوباما هر اندازه هم که از نظر
داخلی و بین المللی زیر فشار باشد، حیثیت و آبروی خود را
در گرو حل مساله اتمی ایران گذاشته و ظاهرا تا پایان سال
میلادی جاری – یعنی حدود ده هفته دیگر مهلت داده است که
معلوم شود آیا حکومت ایران بمب اتمی می خواهد و یا حاضر
است از برنامه های زیاده خواهانه خود دست بردارد.
خود او گفته، و خانم هیلاری کلینتون بارها تکرار کرده که
شکیبائی ایالات متحده نامحدود نیست. پرزیدنت اوباما تاکید
کرده که وقتی پای امنیت ملی آمریکا به میان آید، او هیچ
ملاحظه ای نخواهد کرد – و مجهز شدن حکومت کنونی ایران به
جنگ افزار هسته ای، منافع آمریکا را در حوزه خلیج فارس و
در خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه سخت به خطر خواهد
انداخت.
این ها همه بخشی از واقعیات و ارزیابی ها و ملاحظاتی است
که حکومت ایران هنگام طرح ریزی ادامه سیاست های اتمی خود
باید در نظر گیرد – و به آن گردن نهد – و گرنه، زیان بسیار
خواهد دید.
منبع: تارنماى وزارت امور خارجه اسرائيل