بەخێر بێن بۆ ماڵپەڕی‌ "هەڵۆی‌ كوردستان"                                ماڵپەڕی‌ "هەڵۆی‌ كوردستان" ماڵپەڕی‌ هەموو كورد‌و كوردستانییەكە


ده‌سپێك
هه‌ڵۆی‌ كوردستان
سیاسه‌ت
كۆمه‌ڵایه‌تی‌
ئه‌ده‌ب‌و هونه‌ر
وتووێژ
شه‌هیدان
كتێب
سروود‌و وته‌ی‌ به‌نرخ
وێنه
فارسی
ئارشیو
پێوه‌ندی‌
لینك
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روزی که سید علی حسینی خامنه ای  ازصحنه حکومت ایران ناپدید شود...!

 

  منشه امیر – اورشلیم

 انتشار درگذشت شایعات مرگ سید علی حسینی خامنه ای نشان داد که این رژیم تا چه حد شکننده است!

بازتاب گسترده شایعات درباره مرگ سید علی حسینی خامنه ای، هشداری جدی به حکومت ایران در رابطه با ساختار سیاسی آن رژیم است که از شکنندگی نظام حکایت می کند و نشان از آن دارد که چنین حکومتی، هر اندازه هم که ظاهرا قوی به نظر می رسد، ممکن است به ناگهان و در یک روز فرو ریزد.

چنین پدیده ای خاص حکومت اسلامی ایران نیست، بلکه از ویژگی های همه حکومت های خودکامه است که در آنها همه چیز به سرنوشت رهبر بستگی دارد و روزی که او نباشد همه چیز فرو می ریزد.

 این را ما در همه رژیم های خودکامه دیده و می بینیم و به یاد داریم که شایعات در مورد بیماری شدید و شاید مرگ فرمانروای جوان و خودکامه کره شمالی چه تنشی برانگیخت.

حتی اگر در حکومت های استبدادی، انتصاب ها مادام العمر است، ولی عمر نیز حد و حدودی دارد و آدمیان، هر که باشند، دیر یا زود چشم از جهان می بندند و به باور برخی مردمان، به "دار باقی" پای می گذارند.

در هفته ای که خامنه ای در صحنه سیاسی ایران دیده نشد، و شایع گردید که او در درمانگاه خصوصی حکومت در شمال تحت درمان است و شاید هم دار فانی را ترک گفته باشد، پایه های حکومت لرزید – و هر اندازه هم که که رژیم کوشید نسبت به این شایعات بی اعتنائی نشان دهد و از ابراز واکنش به آن خودداری ورزد، چه هیاهوی پنهانی در کشور به راه افتاد.

برخی می گویند که حتی با وجود نادرست بودن شایعه درگذشت مقام ولایت فقیه، سید علی خامنه ای به عنوان یک چهره تاثیرگذار حکومت و ولی مطلقه، مدتهاست که خورشیدی در حال افول است و غروب عمر سیاسی او از هنگامی شتاب گرفت که قاطعانه به حمایت از جعل و تقلبات احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و گفته می شود که هم او بود که دستور تیراندازی به سوی مردم از جانب واحدهای سپاه پاسداران و بسیج و لباس شخصی ها را صادر کرد.

شایعه فوت نادرست بود، ولی مرگ سرنوشت هر انسان است و شتری است که دیر یا زود پای خانه همه خواهد خوابید و گریزی از آن نیست.

در نظامی که شفافیت ندارد و تعهدی نسبت به مردم و سرنوشت میهن برای خود قائل نیست و نظم و قانونی بر آن تسلط ندارد، روزی که ولی مطلقه فقیه مقام خود را خالی کند – چه خواهد شد؟

خمینی مرد و آب از آب تکان نخورد و در یک شب حجت الاسلامی را به درجه آیت اللهی ارتقاء دادند و او را جانشین اعلام کردند. ولی امروز با آن روز –  و این حکومت با آن نظام – تفاوت های بسیار دارد.

خمینی از آن درایت و تدبیر برخوردار بود که توازن بین جناح ها را حفظ کند و آن ها را به جان هم بیاندازد و خود شاهین ترازو باشد. او هرگز اجازه نداد که یک جناح آن قدر قوی شود که جناح رقیب را به کلی از میدان بیرون راند. بدین سان، حکومت از آرامش نسبی برخوردار بود. بلندپایگان دو جناح خواسته ها و دیدگاههای خود را بیان می کردند و نوعی برخورد عقاید و آراء (منتها در چارچوب داخلی رژیم) وجود داشت و نوعی "اولیگارشی دموکرات" حکمفرما بود.

ولی خامنه ای از این درایت برخوردار نبود و این آینده نگری را نداشت و در برابر جناح تندرو حکومت، گردن خم کرد و در یک انتخابات ساختگی، ریاست جمهوری را به احمدی نژاد سپرد و حتی یار دیرین خود هاشمی رفسنجانی را با تزویر از دور انتخابات پیشین انتخابات حذف کرد – تا آنجا که هاشمی گفت: شکایتش را به آسمان می برد، زیرا در کره زمین کسی را نمی بیند که دادگستر باشد.

در دور دوم هم، تقلب در انتخابات بسیار گسترده تر از بار پیشین بود و بیش از یازده میلیون رای را عوض کردند و آنچه را که به میرحسین موسوی داده شده بود، نصیب احمدی نژاد داشتند و او را دوباره به کرسی نشاندند.

در این چهار سال و اندی دیده و می بینیم که چگونه سپاه پاسداران بر همه چیز در کشور مسلط می شود و روحانیون حکومتی را به گوشه می راند و حتی خامنه ای را در ید قدرت خویش می گیرد و به او دیکته می کند چه بگوید و چه کند.

امروز سپاه سرنوشت کشور وحکومت و مردم را به دست گرفته است. ارتش ملی ایران در برابر آن هیچ شده و گوئی دیگر وجود خارجی ندارد. بودجه های  کلان به سپاه داده می شود. بمب اتمی و ساخت موشک در انحصار سپاه است و نیروی دریائی ارتش عملا در دست سپاه قرار دارد و نیروی زمینی ارتش در برابر نیروی زمینی سپاه رنگ می بازد – و تنها نیروی هوائی است که در آن ظاهرا هواپیماهای جنگی همچنان در اختیار ارتش است – ولی اگر در نظر بگیریم که موشک ها و بمب اتم در دست سپاه است، این قدرت ارتش ملی نیز خنثی می شود.

در صحنه اقتصادی و بازرگانی، وضع از این هم وخیم تر است: در دنیائی که دوران انحصارهای دولتی را پشت سرگذاشته اند و چون می دانند اقتصادی دولتی تا چه حد ممکن است فاجعه بار باشد، بیشترین قسمت از فعالیت بازرگانی را به بخش خصوصی واگذار کرده اند، سپاه با قلدری بسیار و حتی با توسط به نیروی نظامی خود، مدیریت فرودگاه بین المللی تهران را به دست می گیرد، سهام شرکت تلفن را می بلعد، قراردادهای کلان نفتی را به انحصار خود در می آورد، و  بر هر رشته پردرآمد دیگر اقتصادی و بازرگانی دست می گذارد.

فردای روز، در لحظه ای که خامنه ای دیگر در قدرت نباشد، همه نهادهای کنونی حکومت از اقتدار و اختیار خالی خواهد شد – و در راس آن شورای خبرگان رهبری خواهد بود که وظیفه آن گزینش رهبر فردای رژیم است. رهبر فردا را سپاه تعیین خواهد کرد. مجلس خبرگان جربزه ای نخواهد داشت – تا چه رسد به مجمع تشخیص مصلحت نظام!

حتی امروز هم که ظاهرا سایه رهبر بر سر حکومت هنوز سایه افکنده، با یک اشاره انگشت مجمع تشخیص مصلحت و شورای خبرگان رهبری را فلج کردند و نگذاشتند به اختیارات قانونی خود عمل کنند – بله، با یک اشاره انگشت!

نگذاشتند هاشمی نشست مجمع تشخیص را برپا کند و برای بیرون رفت از بن بستی که پایه های رژیم را لرزان ساخته، به چاره جوئی بپردازد و راهکار نشان دهد! مگر اسمش "مجمع تشخیص مصلحت نظام" نیست؟ مگر برای آن برپا نشده که در شرائط بحرانی و هنگام بروز اختلاف، مصلحت نظام را تشخیص دهد و راهکار عرضه کند؟

کسی برای هاشمی رفسنجانی و طرح او به هدف برون رفت از بحران، حتی تره هم خرد نکرد!

دوم – شورای خبرگان رهبری: مگر وظیفه اش آن نیست که عملکرد رهبر را به ارزیابی بگذارد و اگر خطائی کرده گوشزد کند و اگر گناهی مرتکب شده برکنارش سازد، یا اگر مرد، فورا جانشینی برایش برگزیند؟

بلافاصله دهها تن از اعضای مجلس خبرگان را بسیج کردند و نامه "فدایت شوم" خطاب به خامنه ای نوشتند و سرسپردگی خود را به او اعلام داشتند – و تا به امروز معلوم نیست که چند تن از نمایندگان شورای خبرگان رهبری این طومار را امضا کردند و نامشان چیست!

آیا فردای روز که گفته شود خامنه ای به علتی صحنه را ترک گفته و دیگر نیست، هاشمی رفسنجانی آن توان را خواهد داشت مجلس خبرگان را تشکیل جلسه دهد و آزادانه رهبر بعدی را برگزیند؟ آیا احمدی نژاد – آن دشمن خونین خاندان هاشمی – با آن کنار خواهد آمد؟ آیا سپاه پاسداران امکان و اجازه خواهد داد آن کس که مدیر ومدبر است برگزیده شود و رهبری آینده حکومت اسلامی را به دست گیرد؟

بی ارتباط با شایعات درباره سرنوشت سید علی حسینی خامنه ای، قرعه فال زده شده و سپاه پاسداران هر روز بیش از روز پیش رشته های قدرت را در دست خود قبضه می کند و حکومت ایران، که تا دیروز یک حکومت دینی بود، فردا به یک حکومت نظامی مبدل خواهد شد.

هیچ کس عمر جاودان ندارد و حتی آنانی که به سن هفتاد سالگی رسیده اند، اگر هم سرطان مثانه یا سرطان غدد لنفاوی هم نداشته باشند، حتی اگر یک دست آنها در انفجار فلج نشده باشد، بالاخره صحنه را ترک خواهند گفت – و سپاه پاسداران در کمین نشسته و زبان بر لب می مالد و انتظار می کشد.

و فردا، روزی که پاسداران حکومت را در ایران در انحصار خویش بگیرند، آن روز آغاز پایان عمر رژیم خواهد بود – ولی ملت اصیل ایران را نیز با خطراتی دهشتناک روبرو خواهد ساخت.

منبع: سايت وزارت امور خارجه اسرائيل

 

 

 

 

لاپه‌ڕه‌ی‌ سه‌ره‌كی‌

پێوه‌ندی‌ له‌گه‌ڵ‌ هه‌ڵۆی‌ كوردستان

بڵاوکردنه‌وه‌ی بابه‌ته‌کانی ئه‌م ماڵپه‌ڕه به‌ بێ ئاماژه به ماڵپه‌ڕی‌ "هه‌ڵۆی‌ كوردستان"‌ قه‌ده‌غه‌یه

Copyright © www.heloykurdistan.com