جامعه جهانی، فریب تغییر رنگ آفتاب پرست را نخورد!
مهدی فراهانی، برلین
روزها
چه زود می آیند و چه زود می روند! مانند روز اول اکتبر، که
خیلی ها انتظار آن را می کشیدند. روزی که نگاه نگران
ایرانیان و بسیاری از جهانیان به آن دوخته شده بود. روز
مذاکرات هسته ای! روزی که غرب آمده بود تا به اصطلاح اتمام
حجت کند و به رژیم ایران بگوید که اگر کوتاه نیایی، ما
کوتاهت میکنیم!
اما دگربار جمهوری اسلامی که به سلاح «تقیه» مجهز است و
مثل ریگ دروغ می گوید و در عوامفریبی و شیادی دست فلک را
از پشت بسته است، با کمی تغییر تاکتیک، دوباره دنیای غرب
را که گاه ساده لوحی آن هر انسانی را حیران می کند، دچار
سرابی دیگر کرد. سرابی به نام «پیشرفت در مذاکرات»!
چه خوش باور و شیرین عقل هستند کسانی که می اندیشند
ملایانی که عمری دروغگویی و جهان فریبی کار و پیشه اشان
بوده، به یکباره درستکار و راستگو شوند وبه راه راست هدایت
گردند!
خوش باوران سود جو که همیشه از به خطر افتادن منافع
اقتصادی کلانشان با جمهوری اسلامی نگران هستند، روز اول
اکتبر از نشست ژنو بیرون آمدند و خندیدند و ساده لوحانه
اندیشیدند که این تخم شرور یعنی حکومت اسلامی ایران، رام
شده است، سر به راه شده است و می خواهد با دنیا بسازد و
اسمش را از لیست « بدها » بر روی تخته سیاه جهانی پاک کند.
گفتند که جمهوری اسلامی، می خواهد اورانیوم غنی شده اش
راکه برایش از جان عزیز تر است و حرمتش از مادر واجب تر!
به ما بدهد تا ما کمی آن را غلیظ تر کنیم و بر ملاتش چند
درصدی بیافزاییم و به او بازپس دهیم تا مبادا شیطان فریبش
دهد و خودش دست به غنی سازی با غلظت بالا بزند!
دستپاچه شدند، ذوق زده شدند، اعلام رضایت و شادمانی کردند
و به سرعت برق و باد خبرگزاری فرانسه دنیای منتظر و تشنه
اخبار را نوید داد که آری، جمهوری اسلامی کوتاه آمده است.
با انتقال غنی سازی به خاک روسیه موافقت کرده است و
مذاکرات رضایت بخش بوده است. بعد هم دیپلماتها و برخی از
سران کشورهای مذاکره کننده، یکی پس از دیگری شادمانی خود
را از نتیجه بخش بودن ِ "اتلاف وقتی" که نام آن را
"مذاکره" گذارده اند، با ژست و فیگورهای دیپلماتیک در
برابر دوربین ها و رسانه های غول پیکر خبری ابراز داشتند.
اما باید به آنان این خبر ناگوار را داد که عمر شادی شما
کوتاه تر از عمر گل است. دیری نخواهد پایید که درمی یابید
جمهوری اسلامی بار دیگر عمروعاص گونه شمار را فریب داده
است و به قول معروف سر ِ کارتان گذاشته است!
هنوز خنده بر لبان کشورهای تاجرپیشه به پایان نرسیده که از
داخل ایران، صدای سازهای دیگری به گوش می رسد. خبرگزاری ها
و ارگان های ریز و درشت مافیایی در داخل کشور که هر کدام
سخنگوی یک تکه از قدرت پیچ در پیچ و درهم تنیده ی حکومت
اسلامی هستند، اعلام می دارند که هیچ توافقی بر سر انتقال
غنی سازی به خارج از ایران صورت نگرفته و جمهوری اسلامی
هرگز به چنین چیزی تن درنخواهد داد.
خبرگزارى مهر به نقل از يكى از اعضاى هیأت مذاكرهكننده
جمهوری اسلامی خبر داد که در جريان گفت و گوهاى ژنو «هيچ
توافق هستهاى درباره تحويل اورانيوم پنج درصد ايران و خريد
اورانيوم
۲۰
درصدى و موضوع بازديد از تأسيسات جديد ايران» صورت نگرفته
است و سعید جلیلی نیز در بازگشت از ژنو، به محض ورود به
فرودگاه امام خمینی تهران، این سخنان را تایید کرد.
همین خبرگزاری به نقل از دیپلمات ناشناسی که نام وی را فاش
نکرده است می افزاید که گفتوگوهاى
۱۸
اكتبر كه قرار است در وين برگزار شود، «نشست تكميلى ايران
و 1+5 نيست» و تنها «نشستى فنى در آژانس بينالمللى انرژى
اتمى براى تأمين نياز ايران به اورانيوم حدود
۲۰
درصدى براى رآکتور اتمى تهران است كه تاريخ آن نيز پيش از
نشست ژنو ميان تهران و آژانس نهايى شده بود.»
در خوش بینانه ترین حالت، اگر هم جمهوری اسلامی مقداری از
اورانیوم خود را برای غنی سازی 20 درصدی به روسیه بفرستد،
تنها برای استفاده در راکتور کوچک تهران خواهد بود و در
مجموع روند غنی سازی اورانیوم را متوقف نخواهد کرد. به
علاوه هنوز مشخص نیست که ایران چند تاسیسات مخفی ریز و
درشت دیگر دارد که هنوز برای آژانس بین المللی انرژی اتمی
و کشورهای غربی ناشناخته است.
واقعیتی که مانند روز روشن است و برای هر عقل سلیمی جای
تردید باقی نمی گذارد، این است که برای حکومت ایران، ساخت
بمب اتمی و یا دست کشیدن از آن، به مثابه ِ «بودن یا
نبودن» است. رژیمی که در داخل هیچ گونه پشتوانه مردمی
ندارد و با بیداری و خیزش مردم خود روبرو شده و در عرصه
سیاست خارجی نیز در بدترین وضع ممکن با جامعه بین المللی
به سر می برد، تنها راه بقای خود را دستیابی به سلاح اتمی
می داند.
هدف نهایی این رژیم از تکمیل و گسترش چرخه سوخت هسته ای،
ساخت بمب اتمی است و ادعای صلح آمیز بودن این فعالیتها و
فتواهای مضحک و فریبکارانه خامنه ای مبنی بر اینکه طبق
شریعت اسلام بمب اتمی حرام است، برای اموات و از دنیا
گذشتگان نیز خنده آور و طنزگونه است.
جمهوری اسلامی، برای فعالیتهای اتمی اش که 18 سال پنهان
بوده و همچنان ابعاد گوناگون آن اسرارآمیز است، سرمایه های
بیکران خرج کرده، رشوه های فراوان داده، جیب باجگیران و
مفت خورانی مانند روسیه و کره شمالی و چین و شبکه
عبدالقدیرخان را پر کرده است، ایران را به تاراج گذاشته و
در داخل و خارج نیز با تبلیغات سنگین و پرهزینه سعی کرده
است آن را به عنوان یک افتخار ملی به خورد ایرانیان بدهد.
حال چطور می توان باور کرد که به یکباره و در عرض تنها سه
ماه، تمام این سرمایه گذاری های بیست و چند ساله و تبلیغات
پر سر و صدا را زیر پا بگذارد و فعالیتهای هسته ای مشکوک
خود را رها کند؟!
جمهوری اسلامی که امروز از داخل رانده و از خارج مانده است
و بیش از هر زمان دیگری با خطر فروپاشی و زوال روبروست،
هرگز حاضر نخواهد شد که برنامه نظامی هسته ای خود را که به
آن به چشم «بیمه نامه» نگاه می کند، کنار بگذارد. آنچه که
نیز در ژنو گذشت و احتمالاً در چند هفته آینده در این شهر
و آن شهر اروپایی به نام مذاکره خواهد گذشت، ترفند دیگری
است برای اتلاف وقت و فرار از تشدید تحریمها و یا حمله
نظامی تا زمانی که حکومت موفق به ساخت سلاح هسته ای شود!
با یک بازنگری ژرف تر در اخبار، گزارشها و اظهار نظرهای ضد
و نقیضی که در این چند روزه پس از نشست کشورهای 1+5 با
رژیم ایران به گوش می رسد، به دور از احساسات کاذب و
رویاهای کودکانه که برخی از دیپلماتها، تحلیلگران و
سیاستمداران ِ تاجرپیشه به آن دچار هستند، میتوان دریافت
که جمهوری اسلامی با اندکی تغییر تاکتیک، دوباره به دنبال
فریب جامعه جهانی و بازی با زمان است. این آفتاب پرست،
همان آفتاب پرست است، تنها رنگ آن بنا به مصلحت در محیط
جدید کمی تغییر کرده ولی ماهیت و جنس آن عوض نشده است.
دنیا باید بداند که چندین سال وقت و سرمایه خود را صرف
مذاکرات بیهوده با جمهوری اسلامی کرده و به رژیم فریبکار
ایران هدیه با ارزشی به نام «زمان» تقدیم کرده است.
روزی خواهد رسید که دنیا درخواهد یافت که باید میان بد و
بدتر، یعنی جنگ و یا مسلح شدن جمهوری اسلامی به بمب اتم،
یکی را برگزیند. تحریم هایی که روسیه و چین با آن مخالف
هستند و یا سعی می کنند از شدت آن بکاهند، هرگز مانعی
اساسی بر سر راه جمهوری اسلامی در رسیدن به مقاصد نظامی
هسته ای ایجاد نخواهد کرد. تجربه نشان داده است که به جز
مورد خاص رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، هیچ رژیم دیکتاتوری
و خطرناکی که با سرکوب وحشیانه مردم خود بر مسند قدرت تکیه
زده است، با تحریم، تغییر روش نمی دهد و یا بنیادش تغییر
نمی کند.
صدام حسین، رئیس جمهور معدوم عراق که کشورش بیش از 13 سال
زیر سنگین ترین تحریمهای بین المللی قرار داشت، در دوران
تحریم، بیش از 50 کاخ جدید ساخت و روز به روز فربه تر شد و
مردمش روز به روز فقیرتر و مفلوک تر شدند.
اگر تحریمها می توانستند حکومتهای یاغی و دیکتاتوری را به
زانو درآورند، کره شمالی که یکی از فقیرترین کشورهای
دنیاست، تا کنون از برنامه های نظامی خود دست کشیده بود و
یا فیدل کاسترو دیکتاتور کوبا، تغییر روش می داد و از درد
ورنج ملت خود می کاست.
شوربختانه سیاستهای خطرناک جمهوری اسلامی، اسرائیل و
کشورهای نگران برنامه هسته ای ایران را به سمت استفاده از
گزینه نظامی سوق می دهد و من معتقدم که قدرتهای خارجی به
ویژه اسرائیل، در آینده ای نه چندان دور خود را ناچار
خواهند دید که به یک جنگ ناخواسته تن دهند.
در اینجا من با نظر بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران که
گمان می کنند حمله نظامی به ایران باعث دوام و بقای این
رژیم خواهد شد، سخت مخالفم. هرگونه حمله نظامی به ایران و
پیامدهای آن، آنچنان سهمگین خواهد بود که نظام سیاسی ایران
را از هم می پاشاند. به طور یقین هر حمله نظامی به ایران
تنها محدود به پایگاههای اتمی نخواهد بود و همانگونه که
پیش از این نیز زمزمه هایش شنیده می شد، پادگانها و
نیروهای سپاه پاسداران نیز مورد هدف قرار خواهند گرفت که
می تواند سپاه پاسداران را به آستانه فروپاشی بکشاند و در
صورت گسترش شعله های جنگ حتی ممکن است مراکز سیاسی ایران
نیز در امان نمانند. به علاوه با توجه به موقعیت بسیار
ضعیفی که نظام جمهوری اسلامی در آن قرار گرفته است، ممکن
است مردم ایران که روز به روز بر تنفرشان از حکومت اسلامی
افزوده می شود، با استفاده از فرصت پیش آمده و به زانو
درآمدن سپاه، به یک قیام فراگیر دست بزنند.
اگر جمهوری اسلامی که همیشه بقای خود را در ماجراجویی و
فتنه انگیزی می بیند، فکر کند که با یک جنگ جدید می تواند
از مشکلات بیکرانی که در آن گرفتار آمده است نجات یابد،
سخت دچار اشتباه محاسبه شده است. به قول معروف، "این تو
بمیری، از آن تو بمیری ها نیست".
مردم ایران هشت سال جنگ خانمانسوز ایران و عراق را به چشم
دیده اند و قربانیان زیادی داده اند. این مردم صلح جو
هستند و هیچ گاه خواهان جنگ با هیچ کشوری نبوده اند. ولی
چه کنند که به دستان رژیمی اسیر شده اند که جنگ را نعمت می
داند و از مردم ایران گوشت دم توپ می سازد. برای جلوگیری
از جنگی دیگر، ملت ایران باید با شتاب دادن به رستاخیز
بزرگی که برپا کرده اند و پیش از آنکه این رژیم
مالیخولیایی کشورشان را در رویارویی با جامعه جهانی و
قدرتهای بزرگ، در آستانه ویرانی گسترده قرار دهد، با یک
قیام فراگیر رژیم مخوف اسلامی را سرنگون سازند و سرنوشت
خویش را به دست گیرند. این بهترین راه حلی است که می تواند
ایران بلازده را از آتش جنگی دیگر نجات دهد و سرزمین مادری
ما را از خطر ویرانی برهاند و به صلاح دنیای آزاد خواهد
بود که به مردم ایران در این امر یاری رساند.
منبع: ايران ب ب ب