نظام حاکم بر ایران و سازمان تروریستی القاعده
عبدالرحمن الراشد

سالها میگذرد و ما همچنان میخوانیم که گروهی تحت امر
سازمان تروریستی القاعده ، بعد از شروع جنگ در افغانستان
از سوی آمریکا و متحدانش در سال 2001 ، از قندهار به سوی
ایران فرار کرده اند. این روایت ، یعنی فرار گروهی از
القاعده به ایران به یک دلیل بزرگ و اساسی ، هیچگاه قابل
تصدیق نبود ، این دلیل چیزی نبود جز اینکه ، سازمان
القاعده ، سازمانیست سنی مذهب و ایضاٌ افراطی که همیشه در
حال تکفیر شیعیان بوده است و از طرف دیگر ، نظام حاکم بر
ایران ، یعنی نظام ولایت فقیه ، نظامیست شیعه مذهب و کاملا
افراطی دو نقطه ای که از لحاظ ایدئولوژیک ، کاملا در مقابل
یکدیگر بوده و هستند.
اما ، بعد از گذشت دو سال ، یعنی در سال 2003 انفجاری
تروریستی ، شهر ریاض را مورد هدف قرار داد ، انفجاری که
بعد از آن ، رسوائی بزرگی طی کنترل های امنیتی مکالمات
تلفنی انجام شده ،قبل و بعد از انفجار به بار آمد.
در آن سوی تلفن شخصی نبود جز ، ” سیف العدل “ ! یکی از
رهبران سازمان القاعده ، که بر طبق شایعات دو سال قبل جزء
اشخاصی بود که به ایران گریخته بود ، اما این بار شایعه ای
در کار نبود ، زیرا رهگیری و رصد مکالمات تلفنی مذکور نشان
میداد که یک سر ارتباط به داخل ایران بازمیگردد.
بر طبق اطلاعات موجود از آن زمان تا کنون ، حکومت ایران یک
بار وجود برخی از اعضای القاعده را در خاک خود انکار و نفی
نکرده است ، به علاوه اینکه بارها تأکید کرده است که گروهی
از اعضای این سازمان بازداشت و در اختیار حکومت جمهوری
اسلامی هستند.
حکومت جمهوری اسلامی مدعی بود که اطلاعی از نحوه این
عملیات و تماسهای قبل از آن نداشته است.در سالهای بعد از
آن ، پرده های بیشتری ، به رقم استمرار تکفیر کردن شیعیان
و اقدامات تروریستی علیه آنان از سوی القاعده ، به خصوص در
عراق ، از ارتباط آنان و نظام حاکم بر ایران ، از این راز
برداشته شد.
در این میان ، دلایل بسیار و شواهد فراوانی وجود داشت که
نشان از همکاری راهبردی بین سازمان افراطی القاعده و نظام
جمهوری اسلامی در ایران داشت.
دلایلی که مهمترین آن ، وجود دشمن های مشترک غربی و عربی
در دکترین سیاسی و ایدئولوژی این نظام و آن سازمان است.
راز سازمان القاعده ، توسط رویه و عملکرد خودش کاملا بر
ملا شده است ، چرا که قبل از اجرای هر عملیاتی وجود
سیستمهای اطلاعاتی قوی برایش حیاتیست ، اطلاعاتی از منطقه
و دیگر کشورها که مسلما جمع آوری آنها در توان یک سازمان
نیست ،اطلاعات مناطقی که دقیقا نقطه قوت سیستم اطلاعاتی
حکومتی در ایران است. عراق ، افغانستان و خاورمیانه سازمان
افراطی و تروریستی القاعده ، حقیقتی است موجود ، که عملیات
تروریستی آن فقط مختص به غرب و منافع آن نبوده ، بلکه عمده
عملیات آن در مرحله نخست جهان اسلام را شامل شده است. از
شرق اندونزی تا غرب مراکش.
چیدن دانسته ها و اطلاعات درکنار یکدیگر ، ما را مجبور
خواهد ساخت تاریخ القاعده را دوباره مرور و بازخوانی کنیم
، باید برای این کار به تاریخ قبل از 11 سپتامبر بازگشت.
در ابتدا ، عملکرد القاعده شباهت بسیار نزدیکی از لحاظ
سیستماتیک به سازمانهای چپی داشت که کاملا در راستای منافع
قدرتهای منطقه عمل میکردند.سازمانهای چریکی که ابتدا و
انتهای آنان مشخص و معلوم بود.
مسلما بازخوانی و بررسی یک ” فصل ” خاص از کتاب تاریخ
سازمان القاعده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است ، فصلی
که در آن ” سعد ” ، پسر اسامه بن لادن و تعدادی از ستیزه
جویان القاعده ، سیف العدل را که به همراه همسر و سیزده تن
از خانواده اش عازم ایران بود ، همراهی میکردند.
در بازخوانی این فصل مهم از تاریخ القاعده ، اگر نپذیریم
که تشکیلات این سازمان به طور کامل ، ریشه ای از ساختار
نظامی دارد.
این مسئله اسرار بسیاری را همچون ، برنامه ریزیهای سازمان
یافته در کل منطقه و کشورهای آن ، دسترسی خاص به ابزار و
روشهای سخت افزاری و نرم افزاری ،برای اجرای عملیاتهای
گسترده تروریستی ، بر ملا میسازد.
تنها مشکل موجود برای عده ای کثیر ،پذیرش این مسئله است که
چگونه یک گروه افراطی سنی در همکاری تنگا تنگی با نظامی
افراطی و شیعه است.
پاسخ این است :رسیدن به اهداف مشترک در مقابل دشمنانی
مشترک برای کسانی که احتمال همکاری بین این دو سیستم
افراطی مذهبی ، که از لحاظ ایدئولوژی در نقطه مقابل
یکدیگرند را ضعیف یا غیر ممکن میدانند ، این توضیح کافیست
که پنچ سال است ، جوانان و نوجوانانی که در استخدام
القاعده هستند و در یک جا آموزش میبینند ، مسلح میشوند و
از خاک آن به خاک عراق میرسند ، بدون خطر و به سادگی آماده
عملیات میشوند ، آنجا خاک ایران است ، کشوری که زیر سلطه
حکومتی افراطی و مذهبی است.
آیا این انجام این عملیات در عراق ، افغانستان و کشورهای
دیگر منطقه ، همسو و هم جهت با منافع نظام حاکم بر ایران
نیست
نظامی که یدی طولانی در رهبری و مدیریت نیروهای شبه نظامی
افراطی همچون حماس سنی مذهب در فلسطین ، حزب الله شیعه در
لبنان ، شبه نظامیان شیعه و سنی در عراق و شیعیان شورشی
حوتی در یمن دارد.
منبع : الشرق الأوسط
ترجمه : اَلفی – بابیلونسکای بلاگ