هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

این تعجب بی جهت نیست (نقدی بر یادداشتی از شهاب الدین شیخی در مورد زنان)

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

bazyar_-_wlam_-_jnan_2برای حل یک چالش و گشودن گره مجهولات بهتر آنست بدیهیات پیرامون مسئله را از نظر گذارنده و آنها را چون پرتوهای نور در جهت روشن کردن مسئله بکار برد.

آنچه بدیهی و غیرقابل انکار است وجود تفاوتهاییست میان جنس زن و مرد که نه تنها ناچیز نبوده بلکه بسیار چشمگیر هستند و همین تفاوتها در طول تاریخ نقشهای منحصر بفردی برای هر دو جنس تعریف کرده اند.

این تفاوتها نشان برتری هیچ جنسی بر دیگری نیستند و براحتی میتوانند ایده برابری حقوق زن و مرد را که ریشه تاریخی نداشته و یکی از هنجارهای پیشنهاد شده از طرف مدرنیسم میباشد به چالشی اساسی بکشانند اما متاسفانه آنچه در عالم واقع به چالش کشیده شده نه خود هنجار که نقشهایی است که طبیعت به زن و مرد واگذار کرده است!

بیاییدگریزی بزنیم به درون طبیعت و نقشهای جنس نر و ماده را میان جانوارن مختلف از نظر بگذرانیم:

آیا نقش رهبری ای که در بیشتر گونه های جانواری بر عهده جنس نر میباشد نشان برتری است!؟

آیا در این برتری!(نقش)بیشتر نیاز دخیل بوده یا میل به استثمار!؟

آیا میتوان بخاطر این نقش جنس نر را محکوم کرد!؟

من پیشتر هم به هارمونیهایی اشاره کرده بودم که مدرنیستم یکی پس از دیگری در حال به هم زدن آنهاست و نتیجه افت شدید کیفیت زندگی روی کره زمین به اندازه ای که نه تنها زندگی انسانها بلکه کل طبیعت را به مرز نابودی کشانده است.

نقشهای زن و مرد در گذشته یک هارمونی بود که گرچه با دخالت مذهب و رسومات قبایل بادیه نشین به اجحافهایی در حق زنان انجامیده بود اما هرگز به این اندازه که امروز مشاهده میکنیم زنان در گذشته در معرض آزار و تهدید و بهره کشی جنسی و استفاده ابزاری نبوده اند.

اینکه زنان در هیچ دوره تاریخی به اندازه زمان حال قدرت نداشته اند یک ادعای پوشالی و یک سعی نافرجام از سمت مدرنیته است برای سرپوش گذاشتن بر یکی دیگر از رسواییهای بزرگی که تعدادشان به حدی زیاد شده که میرود تا کمر کاپیتالیسم را بشکند و این به روشنی از رشد چشمگیر اعتراضات جهانی علیه عملکرد بازوهای قدرتمند این سیستم (ناتو و پنتاگون و سیا و ناسا) قابل رویت است.

نگرش تحقیرآمیز مردان به زنان مختص شرق و منطقه خاورمیانه نبوده و این نگرش در گذشته و در غرب بسیار بدتر از مشرق زمین بوده است. حتی در میان مذاهب هم این نگرش تحقیرآمیز به جنس زن گرچه در اسلام برجسته تر است اما با نگاهی اجمالی به آثار و نوشته های مسیحیان در گذشته و مخصوصا حال میتوان به این نکته پی برد که در مسیحیت هم دست کمی از اسلام ندارد و حجاب زنان مسلمانان همچون پوششی این واقعیت را هم از انظار دور کرده است.

از خلال جوکها و داستانها و از برآیند نگاه تمام مردان دنیای کنونی به زنان این نتیجه حاصل میشود که آنها را موجوداتی احساساتی, کوته بین و مادیگرا میبینند و این صفات گرچه ظاهرا نامعقول و زشت به نظر میرسند اما برا اساس نرمها و پیش فرضهای زندگی(در معنای واقعی کلمه) و نه زنده گی, ارزشهایی هستند بسیار ستودنی و زیبا و زندگی ساز.

زنان مرکز زایش و زیبایی و هنر و زیستن در همین لحظه و مکانند و به راحتی مردان به توهماتی که از ازل چون گلوله برفی انسان را در خود پیچیده و مدام بزرگ و بزرگتر میشده اند, سر نمیسپارند.

همین سجایای اخلاقی زنان که در طول تاریخ چون لگامی بر گردن برتری طلبی و خود خدای انگاری مردان عمل میکرده اند, اگر نبودند چه بسا اکنون زندگی به تمامی از این کره رخت بربسته بود!  

و اکنون که زندگی رو به زوال است پیغمبران راستینش در خط مقدم آزار و آتش و مرگ و نابودی قرار گرفته اند و آمار تجاوزات دسته جمعی به زنان و خودسوزی و مرگ و میر آنها به طرز چشمگیری در حال افزایش بوده و در آینده ای بسیار نزدیک بدون شک به یکی از بزرگترین معضلات دنیای کنونی تبدیل خواهد شد!

تو گویی افت کیفیت زندگی در مردان آنها را به طمع انداخته و میخواهند با استفاده ابزاری(سکس و تبلیغات) از زنان این خلا را در درون خود جبران نمایند.

برابری حقوق زن و مرد گرچه ظاهرا معقول و پسندیده به نظر میاید اما تفاوت نقشها در درونش یک پارادوکس بوجود آورده و با نگاهی به طبیعت ناکارآمدیش بوضوح دیده میشود.

تنها راه الگو قرار دادن دوباره سرشت است و خلق دوباره این هارمونیست بر اساس طبیعت.

(با توجه به اینکه پیشتر طی کامنتی بر یادداشتی دیگر از شما به این هارمونی به هم ریخته اشاره کرده بودم به محض دیدن یادداشت شما (تعجب اجتماعی از پوشش موسوم به زنانه بر تن مرد)

انتظار داشتم تم اصلیش هارمونی باشد و متاسفانه هیچ اثری از آن ندیدم و چون مسئله خودسوزی زنان در کوردستان به یک مسئله و بحران ملی ای تبدیل شده که مسبب اصلیش مدرنیسم و استثمار تاریخی این ملت مظلوم است, بهتر آن دیدم باز و اینبار مفصل به آن بپردازم )


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 984
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy