هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

و قصه ى من حکايت همان مرد يخ فروش است که هرچه داد زد کسى نخريد تمام شد....

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

behzad_-_mahe_asal_2هنوز10ساعت از اعلام اسامى کانديداهاى تاييد صلاحيت نگذشته بود که فهميدم "آقا" چه نقشه اى، باز، براى اين مردم وامانده کشيده است.

هنوز10ساعت نگذشته بود که نوشتم و نوشتم و نوشتم، نوشتن نه، فرياد مى زدم، ضجه مى زدم، التماس مى کردم:

مراقب باشيد، پروژه را کليد زده اند

خاتمى سازى در راه است

مى خواهند آن ذره ى باقى مانده از کرامت انسان ايرانى را هم به "هونم دره" پايين بيفکنند....

و شد آنچه گفته بودم، شد آنچه نوشته بودم

تنهاترين بودن و حقيقت را دانستن، از مرگ هم بدتر است، بدترين هاست.

 

xoshali_-_projey_xatami_sazi_2


هيچکس توجه نکرد، هيچکس نشنيد، هيچکس نخواست بشنود و شد آنچه نبايد بشود

مگر مى توانى تنهاترين باشى در اين دنيا و زورت به "صداى امريکا" و "برنامه ى افق" آن هم با هفت پرده ى بى دروپيکرش برسد؟

مگر مى توانى با "بى.بى.سي" و آن مفسرهاى "منم منم" و "بى بى حکيمه هاى سفيداب سرخاب اش" دهان به دهان شوى؟

مگر راديو فردا مى گذارد حتا صدايت به گوش بغل دستى ات برسد؟

مگر مى توانى ادعا کنى: آقايان و خانم هاى کارشناس بس کنيد شما همگى در بازى "آقا"، روپا مى زنيد؟

با ته مانده ى توانم باز از تلويزيون هاى خودمان(همان ها که برخى تلويزيون هاى محلى اش مى نامند و اتفاقا هزار شرف دارند به حمالان شيطان) اين بار آرام تر و کم اميدتر گفتم: خطر در راه است، مردم هنوز قابليت قابل توجهى براى فريب خوردن دارند"....

بازهم کسى نشنيد و من مانند اين چند سال، نه چند سال، چند قرنى که بر من گذشت، تنها ماندم و تنها و تنها....

حالا مى خواهم بگويم "من متهم مى کنم"

مى خواهم بگويم "شما همگى حمالان شيطان بوديد و نمى دانستيد(چيز ديگرى نمى گويم چون هنوز مطمئن نيستم)

مى خواهم بگويم حتى قدرت نداريد پيش بينى کنيد داخل قوطى لپ لپ چه چيزى را براى تان هديه گذاشته اند.

چگونه بود که براى يک توافقنامه ميان دو حزب کردستاني، کارتان به پيشگويى و رمل و اسطرلاب کشيده بود و هم داستان با جمهورى اسلامي، فرياد "هيهات منا الذله" سر مى داديد اما حتا شعورتان نرسيد که همگى نوکران بى جيره مواجب"آقا" شده ايد( شايد هم ....) و داريد آخرين ميخ ها را بر تابوت مردم ايران مى کوبيد؟

مى خواهم بگويم دستان شما آلوده تر از دستان جمهورى اسلامي، قلم هايتان ناپاک تر از شريعتمدارى و رسانه هايتان چرکين تر از شبکه ى اول سيما و پرس تى.وى است.

هرچند مى دانم بى آبروتر از آن هستيد که با اين حرف ها، حتى خم به ابرو هم بياوريد. برويد و گورتان را گم کنيد، راه هاى شرافتمندانه ترى براى گذران زندگى هست، باور کنيد....

و باز دگربار و هزار باره به ياد داستان "اسکندر" و ارسطو" مى افتم آن دم که شاگرد به استاد نوشت:

"با اين ها چه کنم؟"

و استاد در پاسخ، کوتاه، اما به پهناى تاريخ نوشت:

"دانا را مکش، دانا را مکش، نادان را بر او بگمار، دانا خود کشته شود."

و قصه ى ما همچنان حکايت همان مرد يخ فروش است که هرچه داد زد کسى نخريد تمام شد...


https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10201024093541500&set=a.1439872553788.2062048.1142265356&type=1&theater

 

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10201024508711879&set=a.1439872553788.2062048.1142265356&type=1&theater


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1364
بۆچوونه‌کان (1)Add Comment
...
نووسراوه‌ له‌ لایه‌ن HADI, June 15, 2013
پرندگان بی خرد، رهایی خود را در پیروزی کرکس های ضعیف تر میدانند غافل از آنکه ذات کرکس چیست.

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy