هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

همنوايى فعال، کنشگرى فراگير

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

behzad_-_mahe_asal_2هنگامى که در يک نظام سياسى، دريچه هاى لازم براى بيان نظر، گرايش ها و مشارکت ها در نظر گرفته نشوند چند حالت ممکن، روى خواهند داد:

-به شکلى متفاوت و غيرقابل پيش بينى درمى آيند و در زمان، وجود وحضور خود را تحميل مى کنند

-به لايه هاى زيرين جامعه مى روند و در زمان مناسب، به سطح مى آيند و ظهور مى کنند

اما منظور از "زمان" در گزينه هاى فوق چيست؟

جريانى از عوامل که در نهايت، با "کنش"، "واکنش" و "برهم کنش"، به اختلال در نظم اجتماعى منجر مى شوند مى توانند تعبير زمان در گزاره هاى بالا به عنوان يک مولفه باشند. علاوه بر اين، هريک از گزاره هاى بالا نيز خود، به ايجاد و گسترش "چرخه هاى ناقص"ى مى انجامند که به بروز "اختلال" مى انجامند.

 

behzad_-_hamnawaey_2


نتايج اختلال در نظم اجتماعى:

-سازوکارهاى کنترلى شرايط عادى، کارامدى خود را از دست مى دهند

-تعارض هاى اجتماعى آشکار مى شوند

-تضادهاى اجتماعى آشکار مى شوند

-دريچه هايى به روى "واقعيت هاى سرکوب شده" و "بغض هاى فروخفته"ى اجتماعى باز مى شوند

-نارضايتى هاى انباشته اى که در زمان پيش از اين، به دليل انسداد، به لايه هاى زيرين خزيده اند به آرامى (يا در زمان مقتضى به صورت يک جريان پر انرژي) سربرمى آورند

-گرايش هاى فکرى که در زير پوست جامعه شکل گرفته اند ظهور و گسترش مى يابند

در شرايط کنونى ايران، "نشانگان" اختلال در نظم اجتماعى را به روشنى مى توان برشمرد و اشکال مختلف آن را شناسايى نمود.

در اينجا هدف اصلى، برشماردن اين نشانه ها نيست و همچنان که از واژه ى "نشانگان"(به معناى سندروم) استفاده شد مى توان گفت آثار تجمعى اين نشانه ها بر پيکره ى ايران در حوزه هاى گوناگون، منحر به "اختلال در نظم اجتماعي" شده است.

بر اين اساس، پيش بينى رويدادى گسترده و فراگير که با هدف "تغيير وضعيت مستقرموجود"، اتفاق افتد به هيچ عنوان غيرواقعى نمى نمايد اما پرسش اين است که مخالفان جمهورى اسلامى، احزاب وگروه هاى فعال در داخل و خارج، برخى واقعيات متناسب با زمينه و زمان کنونى ايران را يافته اند؟ يا به عبارتى روشن تر،"در اين شرايط چه ويژگى هايى را در گرايش هاى فکرى و هدف هاى خود بايد مورد نظر قرار دهند؟"

هر نوع مطالبه ى دگرگونى و تغيير در ايران، بايد زمينه ى ذهنى و معرفتى هم راستا با "منافع طبقه ى متوسط" را دارا باشد و "هم راستايى نسبى اهداف با خواست افراد اين طبقه"، مهمترين نقطه ى اتکا براى تبديل شدن افکار و انديشه ها به گرايش هاى سياسي-اجتماعى است.

اکنون به طرح پرسش ها مى پردازم:

-کدام "گرايش فکري" امکان "گسترش" و "فراگير شدن" را دارد؟

-گرايش فکرى موجود، مبتنى بر کدام "نظام فکري" است؟

-آيا به "بازتوليد احساسات به شکل رقيق در جامعه" منجر خواهد شد؟

-ضريب نفوذ گرايش فکرى موجود چه اندازه است؟

-آيا تعامل دوسويه ي"تاثير توليدات بر مخاطب عام و مخاطب عام بر توليد فکري" را متضمن خواهد بود؟

-آيا اين گرايش فکرى را مى توان در "قالب شعار" طرح کرد؟

-کدام شعار مى تواند بازنمايى کننده ى گرايش فکرى انتخاب شده تلقى شود؟

-آيا شعار انتخاب شده امکان گسترش و رشد انديشه ى پديد آورنده ى خود را دارد؟

شايد بتوان ادعا کرد در صورت شناسايى "طبقه ى متوسط به عنوان هدف"، "طرح گرايش فکرى مقتضابه" و پاسخ زنجيره اى در قالب يک روند و حرکت گام به گام، بتوان به نوعى "هم نوايى فعال" ميان "نظريه"، "سازمان" و "جامعه" دست يافت و به موضع "کنشگرى همه جانبه و فراگير" ارتقا پيدا کرد....

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1022
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy