هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

از جنبش مریوان تا زخمها و رویاهای کوردستان

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

bazyar_-_man_jash_nistam_2حقوق چگونه تعریف میشوند!؟

چگونه ارزشگذاری میشوند!؟

چگونه میان مرد و زن تقسیم میشوند!؟

چرا دنیای مردسالار سرمایه داری مدرن در جهت عوض کردن نقش و جایگاه زنان و مردان اینقدر اصرار به خرج میدهد!؟

آیا هنجارهایی که پیشتر بشر را از عاطفه خالی کرده، کیفیت زندگی را تا مرز مرگ پایین آورده اند و هيچ ارزشى را سرجاى خود نگذاشته اند و کاپیتالیسمی که خود را صاحب این هنجارها دانسته سعی در تحمیلش بر جوامع بشری دارد، واقعا لیاقت و شایستگی این کار را دارد!؟

آیا این سیستم همانی نیست که با مطرح کردن یک ارزش عجیب و غریب و مملو از پارادوکس، حقوق یکسان برای زن و مرد، تمام جوامع بشری را با یک مشکل اساسی انسانی از جنس گرمایش زمین در حوزه زیستیشان مواجه کرده است!؟

فراموش نشود که اینجا بحث بر سر انسان و حقوق انسانیست نه کفه های ترازو و وزنه هایی از جنس سنت و دلار!

بیایید با هم نظری اجمالی بیندازیم به نقش و جایگاه زنان و مردان در جوامع سنتی بشری (ترجیحا کوردی به دلیل اشراف نگارنده) و الگوی تقریبا کلی ای که پیشتر بر اکثریت قریب به اتفاق جوامع بشری حاکم بوده است:

زن کورد همواره خدای خانه خود بوده و مردش هم در خانه به خوبی به بایستگی این اقتدار واقف بوده و تمام تلاش خود را در جهت حفظ این اقتدار و رام کردن مردانگی خود در خانه به کاربرده است.

و همچنین مرد کورد در دشت و مزرعه و شاخ و باغ همواره خدای مردانگی و مبارزه و شرف و کار و حماسه بوده و همسرو خواهر و مادرش به خوبی به لزوم حفظ و احترام به این ارزشها در وجود مرد خود و در جهت پاسداری کیان و سرزمینشان واقف بوده و در مواقعی که از خانه خارج شده به سمت مزرعه و کوه روانه میشده اند همواره به اقتدار مرد خود ارج میگذاشته اند.

زن و مرد کورد در دورانهای طلایی هم حتی هر کدام نقش و جايگاه خود را داشته و فقط در شرایط استثنایی و بسیار کم پیش آمده که این دو خواسته باشند با عوض کردن نقشهایشان نقاب بصورت زده و جامعه خود را با خطر فروپاشی مواجه سازند!

از اینجا به بعد اختلاف جامعه کوردی آغاز میشود:

 

bazyar_-_jonbeshe_mariwan_2


 ستم درازمدت سه هزار ساله بر کوردستان مرد کورد را در نسلهای متمادی بسیار مبارز و دلیر ساخته، وجودش را از شرف مالامال کرده، یک تفاوت بزرگ با ملتهای همسایه در خاورمیانه و حتی کل جهان آفریده و اکنون که مدرنیته و کاپیتالیسم از طریق بزرگترین فاشیسم تاریخ، دلار و به هم ریختن نقشها و خلق ارزشهای چیپ و بی ارزش او را به سرسپردگی و بی شرفی واداشته و نقش اصلیش را از او سلب کرده است در وجود زن کورد خلایی چنان بزرگ به وجود آورده که حتی بایدهای مذهبی را درنوردیده به خودسوزی وا میدارد!

بدون شک برای مسئله خودسوزی زنان در کوردستان که دشمنان این سرزمین به اشتباه آن را به پاشنه آشیل کوردستان تبدیل و سلاحی در جهت استثمار بیشترش کرده اند دلایل ریز و درشت دیگری هم وجود داشته و آنچه من به آن اشاره کردم تنها دلیل نبوده اما به نظرم مهمترین دلیل است!

بزرگترین پشتوانه آن دلیل این است که در شمال کوردستان به علت روشن بودن مشعل مبارزه و مردان باشرف کوردی که با حماسه های پی در پی تمام ترکهای دنیا را به چالش اساسی کشانده و بیچاره کرده اند، مسئله خودسوزی زنان وجود نداشته و اگر وجود دارد آتش پیکر زنانش نه از جنس شعله های نابود کننده مرگ که از نوع زبانه های رقصان آزادگی و انسانیت و در جهت برجسته کردن مبارزه اصیلشان بوده است.

زن کورد در بيابان بزرگ نشده بلکه در ميان همين کوهها سه هزار سال تکيه گاه و گاه عمود پايدارى اين ملت بوده ، با فروريختن مرد کورد او هم فروميريزد، زن کورد نميتواند مردش را بى شرف ببيند!

اقدام واپسگرایانه و بسیار سخیفانه یک قاضی در زادگاه من شهر مریوان بیشتر به یک سناریوی از پیش طراحی شده میماند! اقدامی که خواسته باشد با دست گذاشتن روی پاشنه آشیل کوردستان (خودسوزی زنان مخصوصا در شرق و جنوب کوردستان) همچون توطئه های بیشماری که هر روز از جانب ایرانیان مخصوصا و ترکها و اعراب به اجرا گذاشته شده و میشوند، جبهه روشنفکری بسیار نیرومندی را که اخیرا در این بخش خاورمیانه بوجود آمده، با یک چالش اساسی روبرو کرده و منفعلش نماید! (جمهوری اسلامی تحت فشار ناشی از تحریمها به هر معامله ای تن داده و اجرای چندین توطئه غربی و شونیستی ایرانی در شرق کوردستان را در کارنامه خود دارد!)

 اخیرا موازی با جهانی شدن جنبش اصیل این ملت نجیب، نمودار توطئه ها هم با رشد چشمگیری مواجه شده و بزرگترینش ترور سه ابرزن کورد در پاریس بود.

 اگر با احتیاط با آن برخورد نشود میتواند در زخم کاری نشسته بر پیکر کوردستان، خودسوزی زنان، نقش یک کاتالیزور را ایفا کرده، عفونیش کند!

من از خلال مشاهدات و نوشته های دوستان و همشهریانم سه واکنش بسیار متفاوت دیدم:

1) این حرکت ابتدا با سوت و تشویق همشهریانی بی ملاحضه مواجه شده،

2) سپس با حرکت اصولی و بسیار پسندیده زنان دلیر کورد در جهت دفاع از هویت زنانه خود به چالش کشیده شده

3) و آخر در یک حرکت صرفا تقلیدی و کپی شده غربی-ایرانی به پوشیدن لباس زنانه توسط همشهریانی گاها ضد زن در جهت همدردی با زنان کورد انجامید!

واکنش اول بدون شک به محرومیت تاریخی کوردستان و خلا وجود امکاناتی برای تخلیه هیجانات جوانان برگشته و خود حاصل سیستم تمرکزگرای بسیار ناعادلانه حاکم بر ایران و شرق کوردستان به علاوه ستم ملی تاریخی خاورمیانه و جهان در حق ملت کورد میباشد.

منهای واکنش سوم، واکنش دوم در خود پتانسیلی داشته و دارد در حد خلق یک حماسه و به چالش کشیدن نظریات کودکانه ای که خودسوزی زنان در کوردستان را به یک ابزار سرکوب تبدیل کرده اند.

پوشيدن لباس زنان توسط مردان کورد به چشم جامعه کوردى و مخصوصا زنان که کمتر آموزش ديده، و زیر سیطره قوانین اسلامی و جمهوری اسلامی در خانه حبس شده، در همان افکار سنتی پیشین عقب نگه داشته شده اند، به هیچ وجه حرکتی معقول و قابل دفاع نمیاید و بیشتر روشنفکران اصیل و بومی کورد را نگران و هراسناک میکند!

خطاب به همزبانان ستمدیده ام:

اگر قرار باشد خالی از هر خلاقیت و ابتکاری پاشنه آشيل باشور و روژهه لات؛ مسئله خودسوزى زنان را بدست نظريات احمقانه جامعه شناختى غربى يا حتى اسلامى بسپاريم بايد از همين الان فاتحه زنان و خواهران و مادرانمان را بخوانيم!

اين مسئله يک زخم بوميست و درمان بوميش استمرار مبارزه رودروى سه هزارساله به سبک باکور میباشد.

تقریبا تمام شونیستهای منطقه به کمک ابر نژادپرستان دنیا و مخصوصا روباه پیر و ایرانیان در پی آنند با برجسته کردن این زخم، کوردهای هر چهار پارچه کوردستان را با تفکری بسیار غلط استحاله کرده و مسخ نمایند:

میخواهند به ما تلقین کنند که اگر تاکنون نتوانسته ایم صاحب سرزمین خود شویم ربطی به توطئه های حریصانه آنها نداشته و آزادگی و پایداری ستودنی و تاریخی کوردها که همواره در طول تاریخ بزرگترین مدال بوده بر گردن و سربلند آنها یک توهم است و در واقع آنها اگر لیاقتش را داشتند تابحال کشور مستقل خود را داشته و صاحب سرزمینشان میشدند!

هنوز صاحب نشده زنان و دخترانشان را خفه ميکنند! و اگر خدای ناکرده کشور کوردستان بوجود بیاید یک فاجعه بشری شکل گرفته و کل زنانش را در خود خواهد کشت!!

آنها به این طریق به شدت در حال مشروعیت بخشیدن به همان الگوی جغرافیایی بیمار و جاهلانه که غرب بر خاورمیانه تحمیل کرده و به جنایات بشری و خونهای بسیار آلود، هستند.

باید با افسوس و آهی گران اعتراف کنم که بسیاری از کوردهای مخصوصا شرق و جنوب کوردستان تحت تاثیر این توطئه و فکر پلید قرار گرفته و آنگونه که بنظر میاید گویا ترجیح داده اند بجای درمان زخمهای درون خود از آن ترسیده، گریخته و زیر بال و پر ایران قرار گیرند!

و اما اختاپوس ایران:

یک پیکر متلاشی شده و فرسوده عربى و غربي!

آنچه شما را مجذوب بيابان ايرانزمين کرده جواهرات دزديده شده خودتان ميباشد!

شماها با اين نسخه احمقانه ته وجود مردان کورد را از يکذره شرف باقيمانده خالى کرده به آتش برافروخته بر جان زنان کورد دامن زده، کل کوردستان و هم ويرانسراى ايران را به سمت درک خواهید برد.

آن ايران اگر برجاى بود روشنفکرانش هنگام تجاوزهاى عملى و تئوريک به کوردستانى که يک قرن است در حال جويدن خرخره فاشيسم مذهبى و مليش است، جلو تجاوزکاران خارجى صف کشيده، دمشان را گرفته از ان سرزمين بيرون مينداخت!

آن ايران بجاى وطن فروش و تجزيه طلب و خائن و دزد و قاچاقچى خواندن کوردستان بايد نيم قرن پيش به گردنش مدال افتخار مياويخت!

آن ويرانسراى ايران شاملوها را دق مرگ کرده پناهى ها را در خود کشته و قرنهاست منابع زمینی و زیرزمینیش را به فرمت متخصصان و مغزهای پرورش یافته درآورده به خدمت غربی تقدیم میدارد که ایرانیان را دزد و اخلالگر تعریف کرده، بدون ثبت اثر انگشتانشان جرات راه دادن آنها را به درون خود ندارد!

آن برادر ناخلف دیروز بجاى کمک به من در جهت نجات خواهران و مادرانم، آن را کتکى کرده براى سرکوبم، بى حيايى را به حدى رسانده که فرزندانم از دست او فرار کرده به دامن غربى پناه ميبرند که سرزمينشان را تکه تکه، قلبشان را پاره پاره کرد!

خودش قرنهاست در تخت ابرنژادپرستان دنيا مشغول فاحشه گريست و هر بار يک تکه از خاک مليتهايش را صرف هرزگيش کرده، من جرات ندارم در يک سمينار مدنى اروپايى شرکت کنم فورا با انگشت اتهام ارتباط با بيگانه رسوايم ميکند!

ميداند شرايط جهانى به نفع من تغيير کرده، دنياى مجازى هويت ملى کورديم را منسجم کرده و در آستانه رسيدن به روياى چندين هزار ساله ام هستم، بجاى کمک در جهت استحکام يک برادر مطمئن و برگرداندن افتخارات اصيل خاورميانه و رها شدن از عذاب وجدان جنايتهايش در کوردستان باز با غرب همدست شده و میرود تا اینبار هم اراده آهنینم را از درون بپوکاند.

هنوز ستم ملی را خط نزده من بی درنگ فهمیدم در پى آنست بر گورده ام سوار شده، استعمارگرى و بى فرهنگى و مغول صفتيش را به هزاره چهارم برساند! جايگاهش را از دشمن شماره سوم به اولين و بدترين دشمن سرزمينم ارتقا داده و دستانم را پس از سى سال در عطش اسلحه آتش به جان انداخت!

کليد حل اين معماى نه چندان پيچيده، روباه پير است که هنوز سناريوى حمله به سفارتش توسط حزب الهى ها کامل نشده در اوج بى حيايى در آغوش پسر شاه بى شرفى قرار ميگيرد که هنوز بخاطر جنايات پدرش از مردم ايران معذرت خواهى نکرده، سوداى سلطنت ايران در سرميپروراند!

راه حل:

بدون قصد توهين به خودم از دل روژهه لات و هم ميهنان ستم ديده ام در باشور؛

بعنوان یک کوردی که ستمهای رفته بر این سرزمین را تا مغز استخوانش احساس و تجربه کرده ايمان دارم ما خاکسترى هستيم در ته خيزش باکور؛ اين بدان معنا نيست که ما بى ارزشيم ما هم در مرداد 58 آتشى بوديم، قاضی ما پیشوای کوردستان است. ما يک پره از پروانه چهارپر آزادگى و انسانيت در متشجترين نقطه جهانى مرده و در شتاب به سوی نابودی کره زمین.

ما و سرزمینمان از ابتدا توسط غربیها به عنوان آخرین بازمانده های تمدنهای پرافتخار خاورمیانه در میان کوهها و به عنوان تهدیدی بزرگ که پیشتر در یک دوره طولانی تاریخی غرب را به خاک نشانده بود، رصد شدیم و به نیت پلید نابودی تکه تکه!

خیره به پاره های قلبمان سالها گریستیم و کینه امان از غرب باعث شد به ارزشهای چیپش به آسانی سر نسپرده و پایدارتر ماندیم و آخر توانستیم حتی تکه تکه شدنمان را به یک برتری تبدیل کرده و نوبتی مشعل مبارزه با تباهی و توهمات حاصل از مذاهب و خود خدای انگاری علمی فروزان نگه داریم. یک نگاه کوتاه به تاریخ خودمان بیندازید:

این عین تنازع بقاست:

کل سرشت زخمدیده از تباهی مدرنیسم به کمک ما آمده:

تمام نیروهای طبیعی در خدمت مایند و ما با حرکاتی موزیانه در پی محکومیت پیشاهنگمان باکور!!

یک اراده نه چندان نیرومند ملی در هر چهار پارچه کوردستان در جهت کمک به باکور و تزریق اعتماد و انرژی به این جنبشی که اکنون جهانی شده براحتی میتواند به رویای هزاران ساله ما جامه عمل پوشانده و حتی بسیار فراتر از آن به پیکر نحیف آزاد زیستن در دنیا یک شوک وارد کند.

خواهش میکنم بجای تمرکز روی خیانتها و دروغ و فریبهایی که نتیجه طبیعی بالیدن این جنبش مقدس و توطئه های موازیش میباشد، اندکی به واقعیات و حقایق تابناک مطرح شده از سوی این هموطن خود که بدون شک از اشتباهات و شاید توهماتی که امروزه بر تمام عالم سیطره داشته، بی بهره نیست فکر کرده و با شیوه ای متفاوت از آنچه که تاکنون غرب به ما تحمیل کرده تکه تکه در خود فرویش برده و با دانسته های پیشین و آگاهیهای موجود در ضمیر ناخودآگاهتان روبرو کرده و آن را در نهاد خود درونی کنید.

اگر برای اینکار وقت کافی بگذارید شک ندارم به جای بالا آوردنشان با آنها کنار آمده ، ارزش داده، افتخار کرده و سربلند خواهید شد.

تنها شرط لازم برتری هویت کوردی در کالبد شما بر هویتهای مذهبی و منفعت طلبی و ایرانی و عراقی و ترکی و سوری میباشد.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1762
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy