هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

اعتیاد درد است نه جرم!

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

bazyar_-_irani_nistam_2از تمام دوستان عزیزی که با پدیده اعتیاد دست و پنجه نرم کرده و درگیرند تقاضا دارم این نوشته را بخوانند و حقوق خود را پاس دارند تا کمتر آسیب ببینند.

کاش هرگز ندانی بی احترامی چه بیدادی به پا میکند! و میدانستی احترام و حرمت به آب روها چه آبادگر است! وحشی ترین و خطرناکترین انسانها را اگر از محاصره حلقه احتیاجاتش درآورده میان جامعه ای متمدن حرمت بگذاری به سرعت مهارتهای اجتماعی را که تو عمری صرف فراگیریشان کرده ای, در مدتی بسیار کم فرا گرفته و به کار میبندد.

و دریغا .....

 

bazyar_-_etiad_2


آنچه که در ایران مخصوصا و دنیای کنونی در کل به کرات مشاهده میشود و میشود, عکس آبادانی مورد اشاره و عین ویرانگریست. سر بازار کافیست یک آن حواست پرت شود تا برچسب زننده ای که این روزها از دانه های خاک بیشترند انگار, برچسبی به پشتت زده .. در معرض انگشتان اشاره شهری قرار گیری که اکثریت قریب به اتفاقشان یک دلیل دارند برای اینکار:

انحراف توجه ها از ضعف بسیار بزرگتر خود برای مدتی محدود!

هیچ انسانی بدون ضعف نیست اما کم و زیاد و بزرگ و کوچک و نهان و عیان دارد و به تعداد انسانهای روی زمین ضعف و کاستی وجود دارد. در جامعه ای آنچنان یک قاتل زنجیره ای, یک دزد اموال مردم در لباس دلال, یک بیمار روانی متجاوز به کودکان, هیولای شوهری فاشیست میتوانند به راحتی و بدون هیچ دغدغه ای در میان مردم و فعالیتهای اجتماعی شرکت کرده و هویت واقعی خود راکاملا پنهان کنند!

یک زن اما: در چنان جامعه ای ذاتا شرم است و اگر شرم پیکرش را نپوشاند باید به فجیعترین وضع ممکن سنگباران شود برای عبرت همجنسان شرم آور دیگرش!

یک سیگاری بدبختی که چون دماغ پینیکیو سیگارش را بر لب دارد اما, از فیلتر پیشداوریهای کوته بینان و تنگ نظران و صاحبان ابر ضعفها:

به احتمال نود و نه درصد یا قطعا معتاد است!

و معتاد انگل!

دزد!

آدمکش!

براحتی میشود با نگاهی کوتاه به وضعیت معتادین و جایگاهشان در فرهنگ یک ملت, ارزش واقعی آن ملت را تخمین زد!

ملت و جامعه ای که معتادهای خود را بجای دلداری و در آغوش کشیدن, انگل تعریف کرده, به دزدی و قتل و جنایت وامیدارد میتواند خودش هم در میان ملتهای دنیا انگل باشد!

درد یک معتاد مواد نیست! شخص معتاد پیش از اعتیاد بدون مواد سر و مر و گنده زندگی میکرده است و باتلاق پر از تباهی و عاری از یک حلقه عاطفه و دوستی جامعه آنقدر کالبدش را در معرض فشار و پرس گذاشته که پیش از آنکه استخوانهایش را خرد کند جانش را برداشته و به گوشه ای خزیده..

اشخاص بسیار حساس و عاطفی بسیار زود به بیماری اعتیاد گرفتار میشوند! آنها بیشتر از بقیه به عشق نیاز دارند به زندگی به رویا به آدم بودن و در خلا آنها نادانسته و در یک لحظه به عمق چاهی میفتند که بیرون آمدن از ان محال و یا بسیار زمانبر خواهد بود...

پروفسورهای غربی ان حساسیت و عاطفی بودن را بیماری تعریف کرده و مدام میگویند بیماری اعتیاد پیش از معتاد شدن هم با شخص بوده و مواد پنج درصد بیماری است!

وای به حال بیچاره ای که مهر اعتیاد بر پیشانیش خورده باشد و هنوز در جامعه ایرانی در قید حیات و تعامل با محیطش باشد و هنوز نتوانسته باشد انگشتان اشاره به سمت رسواییش را یک به یک در ذهن خود شکسته و با ایمان به انسانیت خود قیچی کرده باشد.

در حین مطالعه نوشته ها و مقالات و به محض مشاهده خرده فرمایشهایی بچگانه و بیمارگونه در مورد معتادین, صدها نفر از این انسانهای مظلوم و قربانی از نظرم میگذرد که تا لبه چاه بالا آمده و با دیدن این قضاوتهای احمقانه ای که تمام آسیبهای زندگی رباتیک و مدرنیسم را به پای شخص معتاد نوشته هر لحظه به دارش میکشد ... پشیمان شده و باز به عمق چاه شیرجه برده اند!

حتم دارم همه میدانند که انسانهایی صدبرابر بدتر از معتاد این روزها به خاطر معتاد نبودنشان هر لحظه به خود مدالی بخشیده و همه را گرزی کرده اند برای ضربه وارد کردن بر پیکرهایی که پیشتر ضربات اجتماع به کمایشان برده است!

محض اطلاع دوستان بزرگوار دیگری هم که که محترم بودن ذاتی خودشان مانع از آن شده که با حمله به معتاد خود را رسوا کنند اما در هنگام حمله به وارد کنندگان و ساقیان به اصطلاح, تا جایی پیش میروند که خوانندگان دایمی خود را در بهت و حیرت فرو میبرند باید عرض کنم:

من هم چون شما آنها را مجرم دانسته اما به روشنی میدانم که حتی اگر آنها وارد نکنند و شما فرماندار شهر باشید مجبورید خودتان وارد کنید! با وارد نکردن مشکل خط نخورده و فاجعه تازه شروع میشود! آمار جنایات بالا میرود وزنه های تاثیرگذار اجتماعی تا حد نابودی سقوط میکنند آموزش جامعه دستخوش فراز و نشیب و هزار مشکل دیگر بوجود میاید..

وارد نکردن نفی است و چشم فروبستن و به گمان خود رخت بربستن مشکل!

دوست عزیز مطمئن باش کاپیتالیسم به شدت در حال سقوط است و شما هم دیر یا زود مجبور خواهید شد در افکار اساسیتان تجدیدنظر کنید و اگر نه خود یا فرزندتان را معتاد شده به حساب بیارید. چون اعتیاد به شدت در حال گستردن بال سیاهش بر تمام جامعه است و اگر مدرنیسم دوام بیاورد بخشی جدایی ناپذیر از آن خواهد شد!

 مشکل اصلی اما خلا عاطفه است در جامعه و فردگرایی احمقانه غربی

ذبح کردن بافت اجتماعی و از هم بریدن بندهایی که پیشتر انسانها را به هم وصل کرده و به محض به زانو در آمدن یکی بقیه را چنان به تکاپو وامیداشت که حتی پیشتر از پیش سرش را بلند میکردند و اکنون دقیقا برعکس!

آنهایی که امروزه هیچ سیبلی را برای شلیک خشم و عقده ها و هیولاهای خرد و درشت درونشان نیافته و یا یافته و جرات نکرده اند اما به سمت کم توانترین قشر جامعه که مثل کودکان به حمایت احتیاج دارند با خیال راحت شلیک میکنند:

احمدی نژادها, رفسنجانی ها, فلاحیان ها, شریعتمداریها را بیشتر به خاطر میاورند.

متاسفانه در کوردستان هم معتادها از دید عامه مورد قضاوت گرفته و همین قضاوت غلط میان روشنفکرانش هم نفوذ کرده و انگار پذیرفته شده است.

کوردستان با دست خالی هم حتی میتواند و حق دارد تمام خاورمیانه را به خاطر فاشیسمش مواخذه کرده, شرمنده کند و حال متاسفانه باید اذغان کرد که دیدگاه و افکار جامعه و روشنفکرانش نسبت به اعتیاد و شخص معتاد تا حد زیادی فاشیستی بوده و هر روز فاشیستی تر میشود!

این ملت ستمدیده باید به هر طریق ممکن به این نتیجه برسد که اعتیاد جرم نیست و محکوم کردن یک شخص معتاد صرفا به خاطر اعتیادش ظلم بسیار بزرگی است در حق او که خود قربانی میباشد و مجرم اصلی در واقع ساز و کارهای زندگی مدرن است.

اعتیاد بسیار پیچیده تر و نیرومندتر از آن است که بتوان با چزز کردنش جامعه را از عوارض سنگینش مصون نگه داشت.

اگر آغوشی گرم, شعری زیبا, چتری از حمایت, حسی از امید, شوقی از فردا داری آن را به شخص معتا ببخش و اگر نه لطف کن در این مورد خاص کمتر اظهارنظر کرده و به دست متخصصینش بسپار.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1121
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy