هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

سرنوشت یک ملت در حلقه سه تعبیر متنافر

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

hasan_salhzada__-_melat_2امروزه عنوان "حق تعین سرنوشت ملیتهای تحت ستم ایران" در کنار اصطلاح "تمامیت ارضی" و "تجزیه ایران" در رسانه های سیاسی- اجتماعی علاقمند به سرنوشت ایران آینده و به ویژه در فضای آزاد خارج از کشور بیشتر از همیشه به چشم می خورند. این تیترها مناظرات و چشم اندازهای مکرری ایجاد کرده اند که تطبیق تفاسیر و تعابیر دیدگاههای مختلف در آنها به یک امر ضروری مبدل گشته است. سوژه مورد بحث در تمام حالتها برسر برآوردن مطالبات و نیازمندیهای ساکنینی از سرزمین پهناور ایران است که در یک پروژه یکسان سالیان درازی است فرایند رشد و شکل گیری آن در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی علیرغم میل خویش به بن بست رسیده است. هر چند که به لحاظ عقلانی می بایست مکان تشکیل محافل و نشستها در داخل کشور و در رسانه هایی انعکاس یابد که عموم علاقمندان و قشرهای مربوطه بتوانند در آن مشارکت جویند، اما متأسفانه رهبران نظام کنونی ایران از ایجاد چنین فرصتی سر باز می زنند و با در پیش گرفتن سیاست انکار و حذف هویتهای ملی اقلیتها، همچنان بر طبل منسوخ دولب-ملت می کوبند. نظام جمهوری اسلامی بنابر مقتضیات زمان با خواست طبیعی و طبیعی اقلیتها مخالفت کرده و برسم عادت پذیرای یک جنگ همه جانبه بوده و زبان منطق خود را قبل از هر اقدام مسالمت آمیز و صلح جویانه بلعیده است. در مقابل خواست حقیقی این ملیتها در هیچ مقاطع زمانی نه تنها فروکش نکرده است بلکه با اراده ای قویتر با مقابل قربانی شدن در زیر ماشین کشتار، قتل و عام، ترور، وحشت، زندان، شکنجه، اخراج و محرومیتهای اجتماعی همچنان پرچم هویت ملی خود را برافراشته و با سر دادن فریاد عدالت خواهی پیام راستین آزادی را به گوش همنوعان خود رسانده و از وجدانهای آگاه کمک طلبیده اند.

تاریک اندیشانی که هستی و وجود خویش را در اعماق نادانی جستجو می کنند، نیروی تحمل حیات برای آزاد اندیشان را حتی در آن ورای دیار خویش نداشته و همواره کوشیده اند راه حل معادلات آزاد خواهی آنان را گنگ نمایند. اینان که بنابر مقتضای زمان خویش دستاویز نیرنگ می شوند. لیکن با توجه به وضعیت زمان و مکان موفق شده اند شمار متعددی از افراد مجرم و جنایتکار خود را ماهرانه رنگ آمیزی کرده و با تغییر چهره در صفوف اپوزسیون خارج از کشور سازماندهی نمایند و حتی به آسانی توانسته اند در فضای آزاد کشورهای دمکراتیک برای خویش رسانه های قدرتمندی دست و پا کنند تا سیاستهایشان را با زبان دیگر و در محافل دیگر ترویج نمایند. انچه در این زمینه بر میزان نگرانیها می افزاید وجود اندک مخاطبانی است که به سهولت در نیرنگ آنها ذوب می شوند. این پدیده منجر به پیچیده شدن صورت قضیه می شود و در نتیجه برای ارائه برهان باید انرژی بیشتری را صرف نمود.

هدف نخست این نوشته تحلیل نگاههای متفاوتی است که ایران آینده را تحت شعاع قرار می دهند. در حین مطالعه و بازخوانی نظرات گوناگون سیاسی در پرتو بینش های جداگانه و کوشش های متفاوت ممکن است به سؤلاتی برخورد نماییم که ذکر آنها نیاز به اندیشیدن دارد.

آیا سرنوشت ما باید همچنان محکوم حوادث و قضا و قدر باشد یا اینکه خود ما باید آینده را منطبق با میل و خواسته خویش بسازیم؟ آیا در میدان جنگ فرضی با بزرگنمایی تهدید قدرتهای بیگانه و مظلوم نمایش دادن حاکمیت مستبد ایران امتیازات به کدام سو گسیل می شوند و کدام اندیشه برنده خواهد شد؟ در مسئله بحث حقوق ملیتها کدام گفتمان غالب خواهد گشت؟ گفتمان منطق و نیازمندیهامتناسب انسانی یا زبان سلطه و حیله؟ اندیشه بخش وسیعی از جنبش هاو جناحهای متمرکز گرا به چه می انجامد که مهر اپوزسیون را بر پیشانی زده و به دنبال ترسیم جامعه آرمانی و تعقیب سیاستهای پوسیده حاکمیت کنونی هستند؟ در مقابل، بخشی از نیروهای اجتماعی با تأثیر شایان توجهی از شدت و انگیزه تاریخی استقلال خواهی و ازدیاد شوق به ناسیونالیسم گرایی در پی ساقط نظام سیاسی مستبد و استقرار حاکمیت مستقل هستند تا چه اندازه با واقعیت و عمل فاصله دارد ؟ و بالاخره احزاب سیاسی، از یک طرف به عنوان سازمان دهنده نیروهای اجتماعی و از سوی دیگر همچون یک سازمان، تحت فشار گروهها و سلایق مختلف معادله را با چه روشی حل خواهند کرد؟

نخست باید دانست که ساختار دولتها چگونه شکل گرفته اند تا بتوان آسیبهای مورد نظر را شناخت. تاریخ شهادت می دهد که پیدایش دولتها نتیجه منازعات و جدلهای نژادی و تفاوتهای انسانی بوده است. در تاریخ اندیشه های سیاسی تفکر برتری نژادی بر نژاد دیگر سابقه بسیار کهن دارد و در این باره نظرات و راهبردهای گوناگونی ارائه شده است که در مجموع به برتری نژادی بر نژاد دیگر اشاره دارند. لذا در تمام دیدگاهها امتیازات حاصل از نبردها و محصولات فرهنگی و علمی به نام نژاد غالب و ندامتها و کاستیها به پیشانی نژاد غالب زده می شود. یقیناً ریشه چنین تصورات پوچ و دگمی را باید در نبود استدلال عقلی و منطقی جست و شاید بازگویی این نظرات و سبکها با سطح آگاهی انسان امروزی قابل تطبیق نباشند. ذات افکار نابرابری نژادها و برتری یکی بر دیگری در سرنوشت انسانها دخیل بوده و عواقب بسیار ناگواری در پی داشته است. در کشورهای چند نژادی که این روزها آن را کشورهای کثیرالمله می نامند یک گروه نژادی با متوسل شدن به زور یا بکارگیری نیرنگهای وقت موفق شده اند در پریدهای زمانی موقت گروهای نژادی دیگر را به تحت تسلط حاکمیت خویش در آورند. در این میان، هر چند که حاکمان کوشیده اند حاکمیت خویش را عادلانه توجیه کنند و آرامش نسبی داشته باشند، اما برغم میلشان طول عمر زمامداری آنان کوتاه بوده و همواره با مخالفت شدید طبقات ناراضی روبرو بوده اند.

در دنیای معاصر، افزایش آگاهی سیاسی و فرهنگی نژادها مشهود و قابل ملاحظه است. این روزها مسئله سفید پوستان امریکا با سرخ پوستان یا سیاه پوستان، مسائل ژرمن ها در آلمان و فرانسه، منازعات قومی در بلژیک، سوئیس، هند و اغلب کشورهای افریقایی همچون مسائل لاینحل قابل بحث نیستند. زیرا دولتمردان جوامع مذکور با درک واقعیت جهان امروز و شناخت تفاوتهای ملی و نژادی به جای طرح مسائل گنگ و نامعین در جستجوی حل تشریحی مسائل با حل جوابهای معین بوده و با فراهم آوردن فرصتهای یکسان برای شهروندان خود بدون و زدودن هراس امنیت هویت، در تلاش فتح قله های موفقیت در زمنیه های گوناگون روزمره هستند.

در دنیای سیاست امروز ایران آنچه بیش از هر زمان دیگری قابل توجه است، مسئله اقلیتهای ملی و قومی و بحث پیرامون خواسته های برحق آنان است، که در کنفرانسها، سمینارها، گردهمایی ها و مناظرات رسانه ای به وضوح به چالش کشیده می شود. در این میان شاید مناسبترین سوژه حق تعیین سرنوشت "ملیتهای ایرانی" یا به روایت دیگر "اقوام"، "قبایل" یا "طوایف" ایرانیست. پیدایش مشکلات اقلیتهای ملی و قومی در درون کشورها حاصل پیدایش ناسیونالیسم نوین بوده که موجب تقویت احساس همبستگی ملی در اقلیتها شده است. برخی از کشورها که در مرزهای حوزه فرهنگی قرار گرفته اند دارای اقلیتهای ملی گوناگون هستند. مثلاً در اروپا، کشورهای واقع در میان دو حوزه فرهنگی آلمان و فرانسه چنین وضعیتی پیدا کردند. میزان وفاداری اقلیتها به دولت مرکزی به دلایل مختلف متفاوت است. اقلیتهای ملی دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به میزان سلطه جویی نژاد برتر طلب، ممکن است درجات مختلف به خود اختصاص دهند. سیاست دولتهای مرکزی نسبت به اقلیتهای ملی ممکن است در جهت حفظ هویت فرهنگی یا زدودن آنها دخیل باشد. در مقابل گرایش اقلیتها می تواند در جهت کسب تعیین سرنوشت سیاسی و یا فرهنگی باشد و میزان توانایی سیاسی آنها بستگی به عوامل مختلفی دارد. از جمله اینکه آیا اقلیت خاصی در یک کشور بخشی از یک ملیت بزرگتر است که در سرزمین دیگری دولتی تشکیل داده است و یا نه؟ لذا در این باره نتیجه تجزیه اراضی ملت کورد مابین چهار کشور همسایه، و موقعیت آذریها و بلوچها به همین صورت شایان توجه است.

آنچه جای تأمل است این است که تاکنون گروههای مناقشه نتوانسته در بکارگیری واژه ها به توافق نسبی دسترسی پیدا کنند. در ایران امروز نژادهای گوناگونی همچون کورد، آذری، فارس، عرب، ترکمن، لور، بلوچ، گیلکی، بختیاری و غیره زندگی می کنند که خواسته یا ناخواسته در بخش اعظمی از تاریخ منطقه سهم متناسب دارند. در عهد باستان امپراتوری پهناور ماد با دستان توانای کسانی هدایت می شد که آنها را به کوردها نسبت می دهند. به دنبال فروپاشی امپراتوری ماد هخامنشنان منسب قدرت شدند و به دنبال آن سلسله های حاکمیت دستخوش مبادلات سریعی گردیدند که در آن هر عهدی به ملت خاصی اختصاص داده می شود. سرانجام اینکه بخشی از هر یک از این ملتها در چهارچوب یک سرزمین قراردادی جای گرفته اند که امروز آن را به نام ایران می شناسند. ایران کنونی متشکل از طیفی است که خود ساکنین آن هر یک از رنگهایش را "ملیت" نامیده اند. از جمله احزاب دمکراتیک و مترقی خواه کورد و هم پیمانان آنها به هر بخش از ساکنان مناطق حوزه خویش مانند آذربایجان، کوردستان، بلوچستان و غیره لقب "ملیت" بخشیده و با ایجاد کنگره ملیتهای ایران فدرال چاره مناقشات پس از برچیدن حاکمیت مرکزگرا را در یک نظام دمکراتیک فدرال می جویند. در کنار احزاب و جنبشهای رهایی بخش ملیتهای ساکن ایران، بخش دیگری از نیروهای اجتماعی هستند که جاه طلبی آنان از این فراتر رفته و با بر باد انتقاد گرفتن سیستم فدرال، برای ساکنان خود واژه "ملت" را بکار برده و حق تعیین سرنوشت خود را در دست یافتن به استقلال می دانند.

در نقطه مقابل و فراسوی احزاب و گروههای مدنی، گروههای عمده ای از شوینیستها یافت می شوند که وجود خود را در نبود آزادی، دمکراسی و برابری تمام ساکنان ایران می بینند. لذا به شدت با سیاست تقسیم قدرت مقابله کرده و با تلاش همه جانبه در پی ناچیز شمردن حقوق ملیت هستند. این اندیشه های دگم ضد آزادی در روزنه ها و دریچه های داخلی و خارجی به صورت گسترده نمایان می شوند. این افکار گاهی با زبان تزویر نرم، خود را برادر قلمداد کرده و گاهی با زبان گستاخ و خشن در برابر خواست برحق ملیتها تهدید به جنگ می کند. ایشان سیاست پوسیده ای را بازخوانی می کنند که در دنیای متمدن امروزی نه تنها جایگاهی ندارد بلکه در دوران عمر خویش نیز با کدورتها و تجربیات تلخ همراه بوده است. اینان با متکی بودن با تصورات واهی و با تئوریزه کردن سیر فکری کهنسال خویش از نقطه حساس هویت ملی شروع کرده و به جنگ واژگان و اصطلاحات می روند. بدین سان که نسبت به کلمات ملت، ملیت، اقلیت، اتنیک و ناسیون بسیار حساس بوده و با تعمد سطح این واژگان را به لحاظ سیاسی و حقوقی تقلیل می دهند و کلمات سخیفی همچون اقوام، طوایف، قبایل، ایلات، عشایر و غیره را استعمال می کنند. گرچه به اقرار ظاهری آنان "ملیت" با قوم یا معادل های آن تفاوت معانی ندارد، اما چه بسا جای تعجب دارد که دیوانه وار به نمایندگان حقوق ملیتها توصیه می کنند که باید در انتخاب درست اصطلاحات سیاسی دقت کرد.

حال با پیشرفت شاخه های گوناگون علوم، شاهد ارتقای سطح کنجکاوی جوامع بشری هستیم. همچنین امروزه در سایه ارتباطات جهانی می بینیم که تکثر فرهنگها نه تنها که در نقطه مقابل همدیگر قرار ندارند بلکه مکمل همدیگر نیز می باشند لذا مسئله همزیستی صلح آمیز ملتها در جوار یکدیگر دستخوش دگرگونیهای بسیار وسیعی گشته است. دولتمردان جهان متمدن و مردم سالار دریافته اند که محترم شمردن فرهنگهای متفاوت شرط اساسی رسیدن به صلح پایدار است، بنابراین طرف های درگیر موضوع حقوق بشر در ایران با اقتباس از این اصل می توانند در راستای ایجاد دولتی مقتدر با مشارکت همه ایرانیان گام بردارند و به شعار غریب "ایران برای همه ایرانیان" جان ببخشند. در این راستا موضع اقلیتهای ملی و اتنیکی در ایران کاملاً مشخص و بدیهی است. آنچه لازمه تغییر نگرش است تعبیر و تفسیر دمکراسی به معنای واقعی است که بایستی از سوی نهادهای قدرت گرا و انحصار طلب بسط داده شود.


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1203
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy