هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

کنفرانس پراگ، شوینیستها در صدد تحمیل و بسط هویت جعلی ایرانی (بخش پایانی)

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

monazami_-_prag_2شوینیستها همیشە در صددساختن هویتی یکسان برای آحاد مردم و ساکنین یک محدودەء جغرافیایی مشخص و آسمیلە کردن آنان بودە تا بدینوسیلە بە اهداف پلیدشان کە همان در بند نگەداشتن دیگران است، دست یابند. کوردها بیشتر از سایرین با این سیاست کە از طرف ظالمین حاکم بر کردستان بر علیە کوردها اعمال میشود، آشنایی دارند و با گوشت و پوست آن را حس کردەاند. کسانی کە با افکار شوینیستی پرورش یافتە و تربیت شدەاند، شاید جایگاهشان در مختصات قدرت تغییر یابد و یا با یک چرخش از حاکم بە اپوزیسیون مبدل گردند، ولی در افکار شوینیستیشان یک ذرە تغییر امکان پذیر نیست. این مسئلە در مورد افرادی از ملت حاکم در ایران کە در کنفرانس پراگ شرکت کردە و یا از گردانندگان آن کنفرانس بودند نیز کاملا” صادق است. بهمین دلیل در این قسمت از بحث پیرامون کنفرانس پراگ بە مسئلەء هویت خواهیم پرداخت.

هویت و شناس:

هویت برای نشان دادن ارتباط بین اشخاص و یا اشیاء بە کار میرود تا بدینوسیلە دستەبندی و طبقەبندی افراد و اشیاء ممکن شود. هویت همچنین باعث میشود کە تفاوتهای بین انسانهای مختلف و جمعهای مختلف ممکن گردد. اگر چە از هویتی همچون هویت ملی سخن بە میان آید، ولی نباید این نکتەء اساسی فراموش گردد کە این فرد است کە حامل هویت است و آن را با خود حمل میکند نە آن جامعەای کە در آن زندگی میکند. جامعە یک ساختار اجتماعی است کە انسانها آن را انتخاب میکنند تا در داخلش زندگی کنند. خودش یک واحد زندە نیست. هویت جمعی تعدادی از کاراکترهای مشابە از هویت فردی افراد مختلف است کە آنان را بە خاطر تشابەها در داخل و فشارها از خارج بە یکدیگر مرتبط میسازد.

هویت چیزی نیست کە کسی بدون وابستگی بە دیگران (مستقل از دیگران) حامل آن باشد. تمامی هویتهای انسانی طبق تعریف اجتماعی هستند. جورج هربرت مید هویت را بە دو قسمت سابژکتیو و آبژکتیو تقسیم میکند. منظور از نوع سابژکتیو هویت، محوری است کە در آن خویشتن درست کنندە و عمل کنندە بە شکلی ناخودآگاە عمل میکند. هویت آبژکتیو محوری است کە در آن فرد با تفکر بر اعمال خودش متوجە آن میشود. از آنجا کە فرد خودش را از راه عکس‌العملی کە دیگران نسبت بە کارهایی کە فرد انجام میدهد، میشناسد، پس جوهر هویت انسانها بە شکل آبژکتیو، استعداد فرد برای قراردادن خودش بە جای دیگران و قضاوت در مورد اعمالش از آن زاویە است. یعنی فرد خودش را بە جای دیگران قرار دهد و فکر کند کە دیگران چە میبینند و در مورد کارهایش چگونە قضاوت میکنند.

هویت جمعی نیز بە طور جدایی ناپذیر مربوط بە افرادی است کە آن هویت را تشکیل میدهند. از آنجا کە فرد هویتش را از راه ارتباط با دیگران آبژکتیویزە میکند، هویت جمعی نیز بە همین شکل و از راه ارتباط با گروههای دیگر آبژکتیویزە میشود. فرق بین هویت فردی و جمعی در این است کە در هویت فردی بر تفاوتهای بین یک فرد با دیگر افراد تأکید میشود در حالی کە در هویت جمعی بر تشابهات تأکید میگردد.

هویت جمعی تصویری از افراد حامل آن هویت ارائە میدهد کە در بعضی زمینەها بە یکدیگر شباهتهای نسبی دارند. زمانی این شباهتها بهتر خودنمایی خواهند کرد کە مورد مقایسە با هویت جمعی دیگران قرار گیرد تا تفاوتهای بین آنان آشکار گردد. هویت جمعی ادغام کنندە تمامی افرادی است کە از این شباهتها برخوردار باشند و دیگران را کە فاقد این کاراکترها هستند را دفع میکند. یعنی در مقابل تعریف 'ما' یک 'دیگران' هم تعریف میشود. در واقع هویت جمعی یک احساس جمعی است کە افراد را در یک واحد مشترک (مثلا'' ملت) جمع میکند. البتە یک فرد میتواند همزمان چندین هویت جمعی بە خاطر عضویت و یا تعلق بە جمعهای مختلف را داشتە باشد کە جمع این هویتها، هویت فردی آن شخص را تشکیل میدهد.

محورهایی کە باعث پویا شدن هویتهای جمعی میشوند، دو چیز هستند:

١. شباهتها از درون، ٢. فشار تفاوتها از بیرون.

در کشورهای چند ملتی، اقلیتها بیشتر بە این فشارها واکنش نشان می دهند و در نتیجە بە یکدیگر نزدیکتر میشوند و متحد میگردند در حالی کە اکثریت این فشارها را احساس نمیکند و بدین خاطر خودش را نرمال حس میکند.

همانطور کە برای هویت فردی بعضی چیزها مانند خانوادە از اهمیت خاصی برخوردار است، برای هویت جمعی نیز افراد و یا گروههای خاصی میتوانند حائز اهمیت باشند کە دلیل این اهمیت میتواند بستگی بە منافع مشترک داشتە و موقعیت زمانی و مکانی نیز بر درجەء اهمیتش تأثیرگذار باشد.

هویت ملی:

هویت ملی یکی از هویتهای جمعی است. هویت ملی مربوط بە مشترکات وسیع یک گروه مردمی است کە از کمیت مشخصی برخوردار است. اویویند سترود در مورد هویت ملی میگوید: هویت ملی خودپنداری عمومی، عمیقا" فردی و در همان لحظە آسیب پذیر است. این هویت مربوط بە شرایط و موقعیتی خاص است و میتواند در معرص بحران قرار گیرد. این هویت شامل مجموعەای از منتخبات عمدی است. بطوری کە چیزهای قابل توجە از چیزهای غیر قابل توجە سوا هستند، سمبلها را بە عنوان نقاط اتصال بین گذشتە و آیندە میکارد، و باعث تراکم ملی در شکلهای مشخص برای حافظەء تاریخی میگردد. علاوە بر این، هویت ملی یک طرف نورماتیو نیز دارد. آن بە تمایز ملی یک ارزش نسبت میدهد و آنرا بە عنوان یک سهم از جهان برای چسبیدن بە آن میبیند.

این تعریف تئوری هویت را بە اصطلاح "ملت" مرتبط میسازد. تعریفی کە اسمیت از ملت ارائە دادە، بە تعریفش از هویت ملی بسیار نزدیک است. برای وی هویت ملی در بر گیرندەء:

١. قلمرو تاریخی یا همان وطن

٢. افسانەهای مشترک و یا همان خاطرات تاریخی مشترک

٣. یک فرهنگ عمومی مشترک

٤. وظایف و حقوق قانونی مشترک برای تمامی اعضا

٥. یک اقتصاد مشترک با قلمرو نقل و انتقال کالا برای تمامی اعضا.

در این تعریف، دو نکتەء اول و تا حدودی سومین نکتە را میتوان بە یک اصطلاح ملی اتنیکی مرتبط دانست کە مربوط است بە پیشینەء جغرافیایی و فرهنگی یک گروە از انسانها.

هر سە نکتەء آخر بە اصطلاح شهروندی برای یک ملت مربوط میشوند.

بندیکت آندرسون ملت را یک تولید اجتماعی میداند کە بر روح انسانها تأثیر گذار بودە و کسی بە خاطر مصنوعات فرهنگی همچون زبان، تاریخ و یا دین خود را متعلق بە آن جمع میداند.

prag_prag_pragبا این توصیفی کە در بالا از هویت فردی و جمعی شد، آیا در محدوهء جغرافیایی کە امروزە بە ایران شناختە شدەاست، یک هویت ملی وجود دارد کە آن هم ایرانی است؟

در میان برگذارکنندگان پراگ کسانی بە چشم میخورند کە زمانی از عالیرتبەگان سپاه پاسداران بودند کە امروزە سر در میان اپوزیسیون درآوردە و میخواهند با عوض کردن لباس یقەآخوندی و بستن کراوات، اینگونە القا کنند کە گویا جبهە عوض کردە و میخواهند با اپوزیسیون برای نابودی رژیم همراهی کنند. هویت فردی این افراد مورد تردید است. کسانی کە تا دیروز برای سپاه پاسداران برنامە و اساسنامەء سازمانی مینوشتند، چگونە شد کە سر در میان اپوزیسیون درآوردند؟ برای شوینیستها این طرف و آن طرف کردن و جبهە عوض کردن چندان نە سخت است و نە بە ضررشان. تا دیروز در سپاه خدمت میکردند و در ‌قارنا، قلاتان، گیچە و سنندج مارا بە گلولە میبستند و امروزه با شرکت در کنفرانسهایی همچون کنفرانس پراگ سعی در بە بیراهە کشیدن جنبش ما و تحمیل افکار و عقایدشان بر ما را دارند.

در مورد هویت جمعی نیز این امر صادق است کە من کورد را با تو فارس کجا مرحبا؟ کوردها دارای هویت ملی خویش میباشند کە تاریخ بر درستی این امر گواهی میدهد. تشابهات فرهنگی، زبانی، تاریخی، جغرافیایی و بعضا" دینی کوردها را از دیگر ملل ساکن ایران امروزە متمایز میسازد و هیچ وجە مشترکی بین آنان نیست. تنها وجه مشترک بین کوردها و دیگر ملتهای ساکن ایران، منهای فارسها، در تحت ستم بودنشان است. و این باعث شدە کە کوردها با دیگر ملل تحت ستم ایران و با آگاهی از این واقعیت بە هم نزدیک شدە و با احترام متقابل و شناخت یکدیگر همچون ملت، بر علیە دیکتاتوری بە مبارزەء مشترک بپردازند. اسرار فارسها بر ملت واحد، برای در بند کشیدن این ملل است. اگر فارسها بە کار مشترک و آلترناتیوسازی برای رژیم اعتقاد داشتند، در کنگرەء ملتهای ایران فدرال شرکت میجستند و آنگاه این کنگرە خودبەخود تبدیل بە آلترناتیو میگشت.

ما ایرانی نیستیم و ملتی بە نام ملت ایران وجود ندارد. کوردها تنها صاحبان واقعی کردستان‌اند، همانگونە کە بلوچها صاحبان اصلی بلوچستان و اعراب صاحبان عربستان الاحواز و دیگر ملل صاحبان خاک و آب خودشان.

کوردها دارای هویت ملی خودشان هستند کە این هویت توانستە در طول تاریخ و در مقابل هجوم مغولها، مسلمانان، تیمور لنگ، ترکان عثمانی، اسکندر مقدونی، پهلویها، رژیمهای ددمنش جمهوری اسلامی، صدام افلیقی و بعثیهای سوریەای و با انفال و نسل کشی و کوچاندن اجباری و... مقاومت کردە و سربلند و استوار با الهام گرفتن از داستانهای مم و زین، درویش عودی و حماسەهای قلعەء دم دم و... بە حیات خویش ادامە دهد و همچنان کردستان را حفظ کند و بە قول ابراهیم احمد:

نە عربم، نە ایرانی                       و نە ترک کوهستانی

نتنها من، تاریخ نیز میگوید       کە کوردم و کوردستانی

منابع:

1.Rettferdighet som rimelighet, John rawls, Pax forlag;

2.Malnes, R. og K. Midgaard: Politisk tenkning. Oslo: Universitetsforlaget, 2003 ( kap.16 og 17)

3.The Communitarian Critique of Liberalism, Michael Waltzer, Kopisamling fra SVF, FIL2022

4.http://www.ungevenstre.no/politikk/liberalismen ( 06.03.2009, kl. 17:30)

5.http://www.ungevenstre.no/politikk/liberalismen/liberalismens-historie

6.http://www.mikkelifolketinget.dk/kommunitarisme.html ( 05.03.2009, kl. 14:00)

7.Filosofi for samfunnsvitere, Kjersti Fjørtoft & Trygve Lavik, 2008 ( kap. 6)

8. https://www.duo.uio.no/bitstream/handle/123456789/32589/Masterx-xLarsxTerjexHellum.pdf?sequence=1

 

لينك مربوطه:

کونفرانس پراگ، انتخابات آزاد و پارادوکس احزاب کوردی (بخش 1)

کنفرانس پراگ و عبارت ناپسند و مضحک “ملت ایران” (بخش 2)

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1190
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy