هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

"هويت" از منظر "ناسیونالیسم قومی" و "ناسیونالیسم مدنی"

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

behzad_-_mahe_asal_2عوامل روانشناختى ناسيوناليسم و ايده‌ى ناسيوناليسم به عنوان يك آسيب شناخت، اگرچه در نظريه‌ى ناسيوناليسم كاملاً تأثير گذارند اما به صورت عميق كاويده نشده‌اند. علاوه بر اين، بايد به بررسى عناصر «عقلايي» و «غير عقلايي» موثر در مسأله‌ى ناسيوناليسم نيز پرداخته شود. در ادبيات ناسيوناليسم قومى، «ملت باوري» يك عنصر «واكنشي»، بر پايه «احساسات گرايي» (Emotionalism) است به صورتى كه وجهى «غير عقلايي» به مسأله‌ى «ملت باوري» بخشيده است. تأكيد ويژه‌ى ناسيوناليسم قومى، پا فشارى بر مسأله‌ى قومى به عنوان اولين و آخرين عنصر تأثير گذار است، اما در ناسيوناليسم مدنى، تعلق ملى به معناى دستيابى به «عقليتي» است كه بر تمامى اعضاى جامعه موثر و براى همه آنها مهم است. اكتساب يا فراگيرى (acguistion) هويت ملى و عمل فرماسيون ملى، فراتر از هيجان غير عقلايى، پروسه‌اى كاملاً عقلايى بوده و بر يك «ميثاق» دلالت مى‌كند.

ناسيوناليسم، يك ضرورت اجبارى (Compulsive necessity) براى تشكيل يك جامعه‌ى سياسى معين است. ملت باوری مى‌تواند «پس‌گرا» يا «واپس‌گرا» و «سازنده» يا «مخرب» باشد. آن مى‌تواند عنصر اوليه‌ى حركت يك جامعه به سوى جريان توسعه باشد يا توسعه را در جامعه‌اى از حركت بياندازد. اما آنچه در اين ميان مهم است، حضور دائمى ناسيوناليسم در حيات سياسى يك جامعه- آشكار يا پنهان- و تأثير مستقيم آن بر روند حركتى جامعه است. اين «حضور دائمي» و «تأثير مستقيم» است كه در بسيارى موارد به نام «هويت ملي» شناخته مى‌شود. «هويت ملي»، تراوش روانى (Psrchologic) يك احساس عقلايى در قالبى «سياسي» است. سياستهاى هويت درست در نقطه مقابل سياستهاى «تعلق» قرار دارند. ناسيوناليسم، رجوع به نيازهاى داخلى و معين يك جامعه و در واقع، پاسخ به آن به عنوان يك «نياز روانشناختي» است و در اين ميان، هويت، عامل گردهم آوردن مردم و اشخاص در قالب يك جامعه است.

ملت‌باورى، ضرورتاً، يك تحرك توده‌اى (Mass Movement)، لطيف (Volatile) و پويا (dynamic) است كه در جامعه انباشته، و در حكومت متجلى مى‌گردد. پل جامعه- حكومت در انباشت و تبلور ناسيوناليسم نيز طبقه‌ى نخبه‌ى جامعه (elites) است كه رفتار و ارتباط را در هر دو حوزه‌ى مذكور تعيين مى‌كند. (از ميان سه عنصر تحرك توده‌اى، لطافت و پويايى، تنها تحرك توده‌اى وجه مشترك ناسيوناليسم قومى و ناسيوناليسم مدنى به شمار مى‌آيد). اما ويژه‌گى بنيادين ناسيوناليسم، وجود آن به عنوان انگيزه‌ى اوليه اى است كه در پروسه‌ى طبيعى حركت جوامع به سوى مدنيت و توسعه شكل مى‌يابد. متأخرين حتى پارا فراتر از اين گذاشته و ناسيوناليسم را نتيجه‌ى طبيعى توسعه در جوامع مى‌دانند. در اين ميان، هويت به عنوان زيربناى آگاهى ملى نيز حدود سياسى يك قلمرو را به صورت طبيعى نشانه گذارى مى‌كند. بدين ترتيب، مى‌توان گفت ملت‌باورى و مليت، يك ويژه‌گى بنيادى در ميان يكايك افراد در يك قالب جمعى است. همين ويژه‌گى سبب شكل‌گيرى حوزه‌ى فرهنگ سياسى و حوزه‌ى محيط سياسى در يك قلمرو شده و حس مالكيتى به اعضاى آن جامعه مى‌بخشد. بنابراين، اگرچه ناسيوناليسم امرى درونى است اما تظاهرات برونى آن در قالب «فرهنگ سياسي»، «قلمرو سياسي»، «حكومت» و... نمود پيدا مى كند، از اين رو نظر به ويژه‌گى «روانشناخت» و «درونى بودن» آن، در تمام دوران‌هاى تاريخى حضور دارد. (بنابراين سخن از تعلق آن به دوران مدرنيته، پست مدرنسم يا هر دوران ديگرى، مى‌تواند ناصحيح باشد.)

در ناسيوناليسم، به هم پيوستگى‌ها ديناميك (پويا) بوده و در قالب «فرافرهنگ» همواره واجد پتانسيل‌هاى بالقوه‌اى براى پديدار شدن هستند. آن، نتيجه يك مجموعه شرايط اجتماعى است كه در نتيجه‌ى گذار از «فرهنگ ايستا» به «فرهنگ پويا» و در ادامه «فرافرهنگ» به وجود مى‌آيد. بنا به اثر اين باور در فرهنگ، تأثير آن، نه فقط بر روى «تصميم سازان سياسي» يا «نخبگان»، بلكه يكايك افراد جامعه خواهد بود به گونه‌اى كه تمام اعضاى جامعه را به هم نزديك مى‌كند. رابطه‌ى «هويت» و «ناسيوناليسم»، نتيجه‌ى اين عمل و تعاملات مى‌تواند باشد.

ناسيوناليسم در دوران «مدرنيته» (و پست مدرنيسم)، ابزارى براى ترك اجتماعى و يك روش باز تعريف (redifinition) است. در اين ميان نقش نخبگان (elites) را در آگاهى بخشى، مديريت و اثربخشى ناسيوناليسم در جامعه نبايد ناديده انگاشت.

اين جريان، به تولد يك «فرافرهنگ» مى‌انجامد كه با ابزار «آموزش» و «پرورش»، به توليد يك «مهندسى فرهنگي» انجاميده و سرانجام در قالبى سياسى متمركز مى‌شود.

بنيان‌هاى حركت به سوى «مليت»، در دو مشخصه‌ى اصلى تقسيم‌بندى مى‌شوند:

- تعاقب (پيگيري) هويت ملى در دولت- ملت به عنوان يك شاخصه‌ى داخلى

- وجود هويت ملى به عنوان «باز تأييد» فرهنگ به مثابه يك مشروعيت سياسى

مخلص كلام آنكه بنياد يا مفهوم «مليت». در فرماسيون اجتماع توده به عنوان جريان اصلى ناسيوناليسم شناخته مى‌شود.

****

ناسيوناليسم تأثير روانى عميقى دارد، تمام گروههاى اجتماعى را كه عضو يك ملت هستند تحت تأثير قرار داده و آنها را به مثابه يك كل واحد در كنار هم گرد مى‌آورد. روانشناخت ناسيوناليسم براى گروه به عنوان «واحد» از اهميت بالايى برخوردار بوده و يك عامل «انگيزشي» يا «محرك» در «فراشد» ملت‌باورى قومى است بنابراين «انگيزش» به مثابه يك ويژه‌گى «روانشناخت»، «موتور محركه‌ي» ناسيوناليسم قومى به شمار مى‌آيد.

از سوى ديگر اين نيز يك فرضيه‌ى غيرشفاف است كه «روانشناخت»، بخشى از طبيعت رفتار انسانى است كه از خانواده و قلمرو خود دفاع كند بنابراين نمى‌توان حكم قاطعى صادر كرد كه قوميت بخشى از روان انسانى است.

تئورى‌هاى مدرسى فرضيات بسيارى ارائه مى‌كنند اما متأسفانه از وارد كردن متغير روانشناخت به دليل پيچيده‌تر شدن تئورى‌ها اجتناب مى‌ورزند، از اين‌رو هنوز هم با دامن زدن به مسئله‌ى «هيجانات و عواطف» از ناسيوناليسم، رفتارهاى «ملت‌باور» و خواستهاى گروهها را توجيه مى‌كنند. عناصر ساختارى تئوريهاى ناسيوناليسم، در مقابل، با تكيه بر اجزاء ويژه‌گى‌هاى ملى را برشمرده و هوشيارى ملى هر يك از گروهها را در پژوهش‌هاى خود وارد مى‌كنند. در اين ميان شايد با بررسى ميدانى، با برخى ويژه‌گى‌هاى ملى نظير بالكان- ناسيوناليسم بيشتر آشنا باشيم، ناسيوناليسمى كه ريشه در نفرت‌هاى قومى كهن (ancient ethnic hatreds) دارد يا در مورد جمهورى ايرلند كه هوشيارى ملى مبدع ناسيوناليسم در آن، "بيگانه هراسی مذهبي" (religious xenophobia) است.

“هوشيارى ملي” در اروپاى شرقى، فاكتور اوليه‌ى تشكيل اجتماع سياسى بوده است (شامل هر دو گروه نخبه و توده). براساس اين نقطه تمايز، كانون ناسيوناليسم به معناى در اختيار قرار داشتن «زمين» بيشتر در مرحله‌ى «پيشا سياسي» (prepolitical) بوده است كه مى‌توان قوم (ethny) ناميد.

بنابراين، با استفاده از تئوريهاى ناسيوناليسم و ايدئولوژى ملت باورى مى‌توان به تبيين «ناسيوناليسم قومي» پرداخت. اين بدان معناست كه تقاضاى تقسيم طبيعى براساس مليت، مليت- جنس (Nation- Sexual)، مذهب سرزمين و حرفه به عنوان عناصر ناسيوناليسم قابل اخترام بوده و وجه تمايز و عامل محرك به شمار مى‌آيند. اين عناصر، اجزاى درخشانى در فرماسيون ملى به مثابه فرماسيون سياسى در ناسيوناليسم قومى به شمار مى‌آيند. اما آيا اين بدان معناست كه اروپاى شرقى، تنها در مسير ناسيوناليسم قومى گام برداشته و واجد هيچ يك از عناصر ناسيوناليسم مدتى در سطح مفهومى نبوده است؟

هاچينسون معتقد است كه «ناسيوناليست‌هاى فرهنگي» ايده‌ى شهروند جهانى در ملت‌باورى سياسى را براى مللى كه به موجوديت سياسى خود ادامه مى‌دهند نپذيرفتند، چرا كه سياست نمى‌تواند «عدالت بخش» يا «مشروعيت آفرين» باشد.

با اين وجود ايده آل‌هاى ناسيوناليسم قومى، متأثر از تئورى و عمل در اروپاى غربى، به تدريج عناصرى از ناسيوناليسم مدنى را به عنوان بخشى از «ملت باورى قومي» خود پذيرفتند و در طول زمان به نهادينه سازى آن پرداختند. اين عناصر، نه عوامل سياسى بلكه فاكتورهاى فرهنگي- قومى بودند. در واقع، عوامل فرهنگي- قومى (ethno Cultural)، مشروعيت سياسى (Pditical legitimacy) آفريدند. اين، ناسيوناليسم شرقى بود.

استفاده از واژه‌ى «قوم» براى كنار هم قرار دادن افراد در اجتماع به عنوان عاملى كه «پيش از اين بوده است» و عدم استفاده از اين واژه به عنوان يك فاكتور بنيادين در تشكيل اجتماع، وجه تمايز دو ديدگاه ناسيوناليسم قومى و ناسيوناليسم مدنى است. «خردمدارى قومي» وزنه‌ى مؤثرى در تئوريهاى ناسيوناليسم مدنى به شمار نمى‌آيد و مورد توجه مدرنيست‌ها نيست.

اگرچه ساخت‌هاى پيشتر-موجود، هويت‌هاى قومى را نيز انكار نمى‌كنند، اما لزوم توجه به تاريخ به عنوان يك موضوع اصلى و بااهميت، غير قابل انكار مى‌نمايد. «قوم گرايان» با اهميت بخشى به موضوع «قوميت» و «فرهنگ- ساخت» ناشى از آن، مدرنيست‌ها را در سياسى كردن فرهنگ مورد انتقاد قرار مى‌دهند. از نظر آنها «قوميت خردمدار» و «تاريخ» اهميتى والا در تئورى «ناسيوناليسم» دارند. ديدگاهى كه از نظر مدرنيستها، نگاهى پيشامدرن «Premodern » به شمار مى‌آيد.

در نقطه‌ى مقابل، ناسيوناليست‌هاى مدنى، "هويت ملي" را ريشه گرفته از يك مفهوم ايدئولوژيك مى‌دانند كه براساس تصوير سازى سياسى در اجتماع شكل گرفته و بنياد آن، نه «تاريخ ملي» بلكه "فرهنگ عمومي" (Public Culture) است.

منبع:

-نظریه های ناسیونالیسم/ اریک زولو-مارگارت مری نیکولاس/ ترجمه ی بهزادخوشحالی

-ناسیونالیسم دمکراتیک ودمکراسی چند فرهنگی/ گروه ناسیونالیسم پروژکشن/ ترجمه ی بهزاد خوشحالی


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1621
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy