هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

کردستان و حقوق بشر

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

omid_taheri__-_kurdistan_2"تمام افراد بشرآزاد به دنیا می آیند"

این اولین جمله ایی است که اعلامیه جهانی حقوق بشر با آن آغاز می شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر اواین دستاورد بشر در حوزه ی تبیین حقوق طبیعی انسان و دفاع از پایمال شدن آن حقوق توسط اشخاص، دولت ها و حکومت ها در سال 1948 در سازمان ملل بوده که به امضای دولت های عضو این سازمان در آمد.

این قرارداد در 30 بند تنظیم شده و امضاکنندگان ، که به منزله ی موافقان با مفاد آن به شمار می ایند، باید حافظ و متعهد به انجام آن باشند.هرچند که به معنای واقعی ضمانت اجرایی نداشته و ما در بسیاری از نقاط جهان شاهد رعایت نکردن این اصول انسانی و متمدنانه هستیم. می بینیم که در قرن 21 به وحشیانه ترین و شدیدترین شیوه ها ،حتی اساسی ترین حقوق انسانی افراد ،آشکارا نفض شده و حکومت های دیکتاتور این اقدامات را برای خود مشروع دانسته و برای بقای خود ضروری می دانند.

از میان این دولتهای بی اصول، ایران یکی از پیشتازان نقض حقوق بشر در جهان است. حکومت ایران از هیچ اقدامی برای ادامه ی حیاتش، هراسی نداشته و حقوق انسان را زیرچتر سنگین فضای میلیتاریزه ، پایمال می کند.ملت کرد هم به عنوان یکی از اقلیت های ملی ساکن در مرزهای جغرافیایی موجود، از این ظلم و جنایات بی نصیب نبوده و بنا به دلایل تاریخی و سابقه ی مقاومت های حق طلبانه اش در مقابل زورگویی و ستم حکومتهای ایران ، همیشه آماج تهاجمات در اشکال گوناگون بوده و به طور مضاعف حقوقش نقض شده و به نوعی حتی به رسمیت شناخته نمی شود.

عمق نقض این حقوق تا جایی است که در بسیاری از موارد به مصابه ی جنایت علیه بشریت بوده که می توان ژینوساید ملت کرد را از آن جمله دانست.همانگونه که در کتاب ژینوساید ملت کرد نوشته ی دکتربهزاد خوشحالی اشاره می شود:

"كشتار جمعى فقط ويژة دوران جنگ نيست، بلكه در دوران صلح نيز با روشهاى گوناگون و گاه با آرامش كامل عملى مى شود. در برابر مسأله‏كشتار جمعي، نه تنها ملت كرد، بلكه هر ملت ديگرى كه قربانى اين جنايت باشد، حق دفاع از خود داشته و مقاومت در برابر نابودى براى آن ملت ، امرى مشروع است.

"هر ملتى در جهان اين حق را دارد كه در عين دفاع از سرزمين و خاك خود، از هويت ملى خويش پاسدارى كرده و در شرايط صلح به توسعه سياسي، فرهنگي، اقتصادى و اجتماعى خود بينديشد برنامه ريزى كرده و عمل نمايد.

حاميان حقوق بشر، ناجونمردانه در برابر كشتار ملت كرد سكوت اختيار كرده‏اند، مبادا متحدان آنها در خاورميانه رنجيده خاطر شوند

سياستگزاران سلطه در كرستان همواره تلاش كرده‏اند با انكار قدمت تاريخى ملت كرد و حتى هويت او، با جعل تاريخ، انتساب قومى ـ نژادى كردها را به خود ثابت كنند"

بنابراین انسان کرد حق زندگی نداشته و برده ی نظام سلطه ای است که با اشکال مختلف سعی در از بین بردن او ، ملیت و فرهنگش را دارد."

یکی از حقوق و مباحثی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر چندین بار بر رویش تاکید شده ، حق آزادی – امنیت و زندگی آزاد میباشد که بروی فراگیربودن و شامل شدن این حقوق برای تمام انسانها بدور از هر نوع تبعیض و جدایی از هر لحاظ ،مجددا تاکید شده است.

آزادی معنای گسترده ای دارد و مفهومی بحث بر انگیز است، اما بطور کلی میتوان گفت : آزادی داشتن اختیار وحق انتخاب بدون اجبار است ،یعنی هر کاری که میخواهی انجام دهی. اما با این طرز تفکر به آزادی نگاه کردن، مشکل ساز خواهد بود.زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی در میان جامعه سبب میگردد تا داشتن آزادی مطلق ، هرج و مرج و بی بندو باری به وجود آورد، پس ناچاریم چارچوبی برای مقابله با آن تعریف کنیم، بنام قانون و یا همان هنجار و نا هنجار.. یعنی آزاد هستی هر کاری بکنی به شرطی که به حریم آزادی دیگزی تعرض نکنی. این چهارچوب را هم باید قانونی تعیین کند که مطابق با معیارهای بشری و حقوقی جوامع دموکراتیک باشد.

آزادی جایی تحقق میابد که مانعی بر سر راه پاسخگویی به نیازهای انسانی لازم برای رسیدن به تعالی و پیشرفت وجود نداشته باشد.انسان آنجا راه تعالی و تکامل را میتوان بجوید، که درک درستی از هویتش داشته و با خودشناسی قدم در راه آن بردارد.این مهم نیز ابزار و مصالح میخواهد.در کردستان از بدو تولد اساسی ترین حقت زیر پا گذاشته شده وهویت تو انکار می شود.

آزادی را در کل می توان به سه بخش : آزادی اندیشه، آزادی بیان،آزادی عمل تقسیم کرد:

آزادی اندیشه

از زمانی که ذهنت آمادگی اندیشیدن را میابد، با ابزارهای تبلیغاتی و رسانه ها ، همچنین توسط آموزش و پرورش سعی در محدود کردن اندیشه و جهت دادن آن به سمتی را دارند که در راستای سیاست استعمار خود باشند.بطوریکه حق اندیشیدن کردی را هم از تو میگیرند و افکار تو را به بردگی گرفته تا هویتی جعلی را بقبولانند.پس نه تنها استقلال فکری نداری ، بلکه مجبور میشوی در راستای ایدئولوژی حاکم بیاندیشی و در غیر اینصورت با مجازاتهایی شدید روبرو خواهی شد. بارها شاهد آن بوده ایم که با دگر اندیشان چه کرده اند و حتی تحمل حضورشان در زندان هم ندارند و به حذف فیزیکی روی می اورند.

آزادی بیان

زمانی که آزادی اندیشه نداشته باشی،قادر به بیان آن هم نیستی،زیرا اندیشه ات هم به تو القا شده و چیز تازه ای برای بیان نداری.در حوزه ی آزادی بیان هم این ساختار مطلقه عملا گوشی برای شنیدن عقاید و نظرهای غیر خودی را نداشته به محض بیان دیدگاههای شخصی با خط قرمزهایی تحت عناوینی چون دین،مصلحت نظام و انقلاب و .. مواجه شده و با برچسپ های آنچنانی مفسد فی الارض ،تجزیه طلب ،منافق و .. با احکام ناعادلانه و ارتجاعی روبرو خواهی شد.حکومت ایران اساسا اعتقادی به پلورالیسم ندارد و نظامی تک حزبی و دیکتاتوری داردو بر همین اساس تمامی ابزار رسانه ایی صدای مخالف را سانسور و توقیف میکند وجدیدا فضای مجازی را هم با آن همه فیلتر و محدودیت با شدت کنترل کرده تا مخالفان هیچ مکانی برای ابراز نظر نداشته باشند.حال اگر فردی با ملیت کردباشی ، تمام این محدودیت ها و فشارها مضاعف بوده و اصولا تا جایی است که تو حتی حق اظهار نظر نداشته تا بخواهی عقیده ات را بیان کنی.

آزادی عمل

آزادی عملت هم در چهارچوبی بسیار کوچک با دیوارهای بلند تعریف شده که محیط و شرایطش در هر زمان متغیر است و این حلقه در صورت لزوم تنگ و تنگتر میشود.تمامی اعمال تو زیر ذره بین و کنترل بوده تا عملی خلاف خط مشی نظام صورت نگیرد.این محدودیتها در حدی است که طرز نشست و برخاست، رفت و آمد، طرز پوشش و. .. را نیز در بر میگیرد.

در بخشی دیگر به حیثیت و حقوق برابر اشاره میشود .حیثیت در معنای لغوی مترادف با نظر،شوکت و اعتبار است که اساسا با قاعده موجود در کردستان در تناقض است و حقوق انسان کرد ،همانگونه که ذکر شد، از بسیاری جوانب برسمیت شناخته نمیشود تا رعایت شود.زمانی که انسانی متولد میشود،خودبخود صاحب حق آزادی،حیات،تکامل و طلب خوشبختی میشود که آن هم با شاخصه های هویتی هر کس قابل تعریف است.بدان معناست که انسان کردی که فاقد هویت مشخص و حقیقیست، اساسا از حقوق خود ناآگاه بوده تا بخواهد آنها را طلب کند.

یکی از اساسی ترین حقوق انسان صحبت کردن آزادانه به زبان مادری است.زبان مادری زبانیست که والدین و نیاکان ما با آن گویش کرده و بشر از بدو تولدش با آن ارتباط برقرار میکند و اولین عامل در شکل گیری شخصیت است. زبان یکی از اساسی ترین ارکان در تعریف ملیتهاست.

از منظر روانشناسان زبان مادری مهمترین وسیله برای برقراری ارتباط با افراد است. انسان به وسیله زبان مادری خود با دیگران رابطه ی عاطفی برقرارکرده و با جامعه مرتبط می شود . خواسته ها، نیازها و آرزوهای شخص ابتدا به زبان مادری بیان می شود. همانگونه که انسان به زبان مادری سخن می گوید، به قلب و نقطه آغاز آن نیز می اندیشد. تصمیم ها، آمال و آرزوهای هر فرد در ارتباط مستقیم با زبان مادری در ذهن و تفکر او شکل می گیرد.

یادگیری کامل هر زبان شامل شنیدن و صحبت کردن بوده ، سپس خواندن و نوشتن و زبان مادری اولین زبانی است که میبایست در این مراحل آموخته شود. زیرا ذهن فرد آمادگی بیشتر برای پذیرش آن دارد، چنانچه در فرایند یادگیری زبان این مراحل به خوبی اجرا نشود و یا به جای زبان مادری، زبان جایگزین آموخته شود، در آینده فرد با مشکلات زیادی در تعاملات خود با افراد جامعه روبرو خواهد شد به عنوان مثال ممکن است :

فرد دچار ضعف در یادگیری و آموزش شده و قادر به درک حقایق آنگونه که هست ،نبوده و یا دچار ضعف شخصیتی میشود که پیامد آن بازخوردهایی روانی مانند ترس، کم رویی، خجالتی بودن، منزوی بودن خواهد بود. یا از یادگیری زبان مادری به طور کامل بازمیماند .حتی در برقراری ارتباط سالم و مفید با همسر، فرزند و اطرافیان خود دچار مشکل شده و خود را از جامعه ای که در آن زندگی می کند بعید و جدا می یابد، جامعه نیز چنین فردی را یک فرد غیرعادی و ناهمگن به حساب آورده و در نتیجه بین فرد و جامعه تعارض ایجاد می شود و شخص در بحران هویت گرفتار می گردد.

حال با توجه به اهمیت زبان مادری در همه عرصه های اجتماعی و نقش آن درشکل گیری هویت و شخصیت فرد، شاهد آن هستیم که در ایران زبان کردی بعنوان گویش یا لهجه ای از فارسی خوانده میشود که حق تکلم ، تحصیل و یادگیری آن را نداری.ضدیت و مخالفت با زبان کردی تا آنجاست که حق نامگزاری نوزادان هم به اسمای کردی از تو سلب گشته است.

حکومت های مستبد با اینگونه کارها سعی در از بین بردن فرهنگ و وابستگی های ملی را دارند. آنان می هراسند زبان کردی را برسمیت بشناسند زیرا ناچارند در آنصورت خواسته ها و مطالبات ملت کرد را نیز برسمیت بشناسند. .

یا صحبت از امنیت میشود، امنیت به معنای در آرامش بودن و نهراسیدن بخاطر هر نوع تهدید ،آزار و اذیت در هر زمینه ای و از جانب هر کس یا سازمان و دولت میباشد.امنیت زمانی برقرار میشود که حریم و چهارچوب انسانی هرکس،مورد تعرض و تجاوز قرار نگیرد. .

امنیت را میتوان به چند بخش تقسیم کرد:

امنیت فردی

زمانی امنیت فردی محقق میگردد که فرد بدور از ترس آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند

امنیت اجتماعی

در واقع امنیت اجتماعی یک موضوع هویتی است. البته آنچه در این جا مدنظر است هویت اجتماعی است، هویت اجتماعی به مجموع ویژگی‌هایی گفته می‌شود که فرد به واسطة آن‌ها خودش را به عنوان عضو یک گروه قلمداد می‌کند و بر همین اساس دیگران را از گروه خود متمایز می‌کند

امنیت ملی

حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت، دارایی، یا خاک خود به سر برد. هرچه نظامی تمامیت‌خواه‌تر باشد قدرت پلیس سیاسی و شدت و خشونت آن در آن نظام بیشتر است. این گونه نظام‌های سیاسی که مجالی برای مخالفت علنی و قانونی نمی‌گذارند، مخالفان یا دشمنان خود را همواره به نام «دشمنان امنیت ملی» یا نام‌های دیگر سرکوب می‌کنند.

امنیت اقتصادی

امنیت فرهنگی

امنیت روانی

امنیت بین‌المللی

با توجه به تعاریف و مطابقت با مشاهدات ، به جرات میتوان گفت که هیچکدام از انواع امنیت در کردستان وجود نداشته و کردها بجای امنیت با عدم امنیت زندگی می کنند.

در ایران کردها همچنین به عنوان یک ملت از حق تعیین سرنوشت خود برخوردار نیستند ، از اداره ی امور خود بدست خود محروم میباشند. در بسیاری موارد حتی حق پوشش لباس کردی را هم ندارند.هویت حقیقی آنها کتمان شده و هویتی جعلی به آنها دیکته می شود.

آزادی انتخاب دین و مذهب یا تبلیغ و بیانش را ندارید.

بطور کلی سیاست گزارن ایران با استعمار داخلي،‌ همگون سازي، كوچ اجبارى جمعي، جنايت سازمان يافته، نفى حقوق ملي،انهدام جمعي، لشكر كشى نظامي، جنايات پزشكي، شيوع فساد اخلاقي، غارت اقتصادي، ممنوعيت زبان، جعل تاريخ، تحقير فرهنگ ملي، جابجايى قومى و ... در تدارك نابودى ملت كرد هستند.

و در کنار این جنایات محرومیت های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی برای ملت کرد مفهومی غریب نیست . به محض بیان عقاید یا مطالبه ایی از سوی خلق کرد ، با زندان – اعدام - شکنجه و تبعید روبرو خواهی شد.

بیکاری، فقر ، فساد و فحشا ، اعتیاد و مریضی های لاعلاج و روانی بیداد می کند و دولت نه تنها اقدامی نمیکند، بلکه خودش به شکل سازمان یافته این معضلات را توسعه میدهد. همچنین اجازه ی تشکیل NGO و سندیکاهای کارگری و حتی فعالیتهای مدنی و انسان دوستانه را نمی دهد.جوانان را به بهانه ی پیشینه ی خانوادگی یا دگراندیشی از تحصیل در دانشگاه باز میدارند.بطور متناوب خبر از کشته شدن کولبرانی میرسد که برای سیر شدن شکم خود و خانواده و مبارزه با فقر تلاش می کنند. مینزارهای بازمانده از جنگ ایران و عراق جان کودکان و مردم بیگناه را می گیرد.

در ایران اصولا جان انسانها بی ارزش است ، چه برسد به آنکه بخواهند حقوقش را به رسمیت بشناسند.

حقوق بشر حقوقى است که هر فردى، به علت انسان بودنش از آن برخوردار است و از آنجائيکه بر مبناى انسان بودن تدوین گشته ، جهانى ، برابر و سلب نشدنى است. اين حقوق جهانشمول به تمام نوع بشر تعلق دارد. يک موجود، يا انسان است يا نيست و از اين رو حقوق بشر را بطور مساوى داراست و يا از آن محروم است. همانطور که يک فرد نمى تواند از انسان بودن خود روی برگرداند ، صرفنظر از آنکه چقدر با او بطور غير انسانى رفتار می شود ، به همان اندازه باید بر احقاق حقوق خود پافشاری کند. يک فرد حق داشتن حقوق انسانى را داشته و توسط آنها به تکامل و تعالی میرسد.

حقوق بشر ، حقوقی است که هرکس صرفنظر از کشور و جامعه ای که در آن زندگی میکند، از آن برخوردار است، جائيکه اين حقوق بطور سيستماتيک نقض شود، خواسته ها و مطالبات حقوق بشر بطور قاطعانه و بنيادين مطالبه و بروز مى شود.

در دنیای امروز افکارجمعی و اراده ی اخلاقی بر رعایت این حقوق تاکید دارند و همينطور که شهروندان بيشترى در اکثر نقاط دنيا به حقوق اعطا شده خود توسط دولت هايشان مى نگرند، تقاضا براى حقوق بشر مرتبأ باعث فرار ديکتاتورها و سقوط دولت هايشان مى شود.

شمشير هميشه پرقدرت تر از کلام است، لااقل در کوتاه مدت. ولى در نهایت این حقیقت است که پیروز می شود.

منابع

دانشنامه ویکیپدیا

کتاب ژینوساید ملت کرد – بهزاد خوشحالی

مقاله ی زبان مادری – امین بنایی

مقاله ی حقوق بشر – جک دانلی

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1695
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy