هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

رنگین کمان یک رنگ ـ نقدی بر منشور ۹۱

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

jamal_-_ranginkaman_2بعداز انتشار توافقنامە فی مابین حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کوملە کوردستان ایران، بسیاری از جریان ها و شخصیتهای سیاسی داخل و خارج ایران این اقدام رهبران دو حزب مطرح کردستان را اقدامی برای تجزیە ایران نامیدند و شروع بە پخش بیانیە و جمع آوری امضا کردند بە این امید کە تمامیت ارضی ایران در آیندە حفظ شود.

در چند روز اخیر نیز شاهد انتشار منشوری بە نام منشور ۹۱ بودیم با امضا شخصیتهای فرهنگی و علمی داخل و خارج کشورکە حاوی کم و کاسیتیهای بیشماری مباشد و سعی بر آن دارد با ادبیاتی زیبا و شاعرانەذهن خوانندە را بە خود مشغول سازد کە با این سطر شروع میشود کە 'ملت ما بیش از یک صد سال است که برای کسب حقوق شهروندی، تحقق عدالت و ایجاد و تداوم حکومتی مشروط و بر آمده از رای و خواست خود میکوشد."

و اینگونە منشور خود را معرفی میکنند؛ "منشور۹۱ تلاشی است در بازتاب رنگین کمان جامعه ایران. همچون رنگین کمان، گردهم آمدن و درخشش رنگهاى گوناگون سوار بر کمان مداراست که پهنه آسمان کشورمان را زیبا خواهد کرد."

عجیب است امضاکنندگان بعد از صد سال بە این فکر افتادەاند کە جامعە ایران بە یک رنگین کمان شبیە است و اگر همە در کنار هم گرد بیایند گویا آسمان ایران زیباخواهدشد

در قسمتی کە امضاکنندگان ادعا میکنند کە بە این منشور باور دارند، از آزادی و برابری انسانها و نبود تبعیض و آزادی دین و اعتقاد و جدایی دین از سیاست و ارادە ملت و ایران و ایرانیان حرفها و حدیثهای فراوان با همان ادبیات شاعرانە نگاشتە شدە و مرتب از ملت ایران و کشور ایران حرف میزند، بدون آنکە اشارەای بە کثیرالملل بودن ایران داشتە باشند و ایران را یک چند ملتی خطاب کنند!

متاسفانە امضاکنندگان این اصل اساسی را فراموش کردەاند کە در کشوری کە نام آن ایران است چندین ملت گوناگون زندگی میکنند و در طول این صدسال اخیر کە مدنظرشان است باین ملتها از سوی حکومتهای مرکزی ظلم شدە و حقوق سیاسی و مدنی و فرهنگی و .. شان پایمال شدە و فراموش میکنند کە در این ایران بزرگ روزانە کردها و عربها و بلوچها و آذریها و ترکمنها و لرها و فارسها اعدام و زندانی میشوند و فراموش میکنند کە کردستان تنها اسم یک استان نیست و قریب بر دوازدە میلیون کرد برحسب آخرین آمار رسمی در مناطق کردنشین زندگی میکنند، چگونە اینان فراموش میکنند کە تدریس زبانهای مادری در این صد سال ممنوع بودە و زبان فارسی با اجبار در مدارس مناطق غیر فارس تدریس میشود، ایا از خود سوال کردەاند مردم کردستان و بلوچستان و عربستان و لرستان و آذربایجان و ... تا چند خود را بخشی از کشور ایران میدانند و چرا در مدت این صد سال بخشی از قدرت مرکزی را در دست داشتەاند و در حاشیە ماندەاند؟

در اینجاست کە شعار "اراده مردم ایران اساس تمامیت ایران و سرچشمه قدرت حكومت است" بە شعاری پوشالی بدل میشود کە در آن ملتهای تحت ستم هرگز توان دسترسی بە قدرت در یک کشور واحد با برگزاری انتخابات سراسری را نخواهد داشت.

در این منشور ایرانی بودن حرف اول را میزند و این خود یک هدف خاص را دنبال میکند کە بایستی همە ملتهای داخل ایران خود را ایرانی بدانند و اینگونە حق و حقوق ایرانی بودن را معرفی میکنند کە تضادهای اساسی را بهمراە می آورد. کردستان را بعنوان مثال اسم خواهیم برد، آیا کردها خود را ایرانی میدانند؟ تا چند کردها بە ایرانی بودن افتخار میکنند؟ اساسا فرق بین کردهای داخل ایران با کردهای داخل ترکیە و عراق و سوریە چیست؟ مگر نە اینکە همە بە یک زبان حرف میزنند، مگر نە اینکە همە برای رهایی از ظلم و ستم با یک سرود و یک پرچم مشترک با حکومتهای مرکزی مبارزە میکنند؟

تعریفی کە در این منشور از ایرانی بودن شدە برای یک تهرانی یا یک اصفهانی یا شیرازی یا شهری کە گویش آن فارسی است درست و مشکل ساز نیست، ولی آیا میتوان بە یک بلوچ یا یک عرب یا کرد یان آذری ایرانی بودن را تحمیل کرد؟


jamal_-_ranginkaman_3

 

نقدی بر این حقوق خواهم داشت کە برای یک ایرانی معیین شدە و با کردستان و مناطق دیگر برآورد خواهم کرد

"هر ایرانى از حق آزادى اندیشه بدون هیچ محدودیتى برخوردار است."

این حق آزادی اندیشە کە از حقوق پایە هر انسانیست در کردستان و مناطق ذکرشدە دیدە نشدە و نخواهد شد و صدها تن بەخاطر ابراز اندیشەهای خود در گذشتە و حال در زندان بسر میبرند.

"هر ایرانى از آزادى بیان مطابق منشور حقوق بشر برخوردار است."

در کردستان و مناطق ذکرشدە میلیونها کس از نبود آزادی بیان محروم بودە و محرومند و بە جرم آزادی بیان صدها تن در گذشتە و حال در زندان بسر میبرند.

"هر ایرانی از آزادی آرایش و پوشش در گستره عمومی برخوردار است."

متاسفانە در گذشتە بەخاطر مسئلە کشف حجاب و در زمان حال بە خاطر مسئلە حجاب اجباری این مسئلە هم تنها در قالب شعار جا خوش کردە و عملا جا نخواهد گرفت مگر آنکە بر اساس آداب و رسوم ملتها این مسئلە بە اجرا گذاشتە شود،

"هر ایرانى حق ایجاد هر گونه تشكل اجتماعى، سیاسى، فرهنگى و مذهبى و عضویت در آن را دارد."

در هیچ کدام از مناطق ایران تاکنون چیزی بە اسم آزادی سیاسی، فرهنگی و مذهبی وجود نداشتە و با طرز فکر ایران واحد همخوانی نخواهد داشت، فرض مثال در کردستان چندین حزب سیاسی وجود داشتە ولی متاسفانە در نبود فضای آزادی سیاسی بە نام احزاب منحلە از سوی حکومت مرکزی شناختە شدەند، در صورتی کە 67 سال از تاسیس حزب دمکرات کردستان میگذرد و تاکنون امکان شرکت در انتخابات سراسری ایران را نداشتە غیراز اول انقلاب کە احزب کردستان نمایندگان خود را برای گفتگو با تهران انتخاب کردند و در رفراندم سراسری 12 فروردین 1358 هم نزیک بە 99% مردم کردستان بە نوع و شیوە حکمرانی ایران با نام جمهوری اسلامی " نە" گفتند.

"هر ایرانى حق برگزارى و شركت در هرگونه گرد هم آیى خشونت پرهیز به هر منظور، را دارد."

تاکنون هر گونە گردهمایی و راهییمایی و تظاهرات بدون اخذ مجوز از سوی نهادهای مربوطە ممنوع بودە و پیگرد قانونی داشتە و در همین زمینە بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی کردستان و مانطق دیگر از سوی نهادهای امنیتی دستگیر شدە و در نبود دادگاهی منصفانە راهی زندان شدەاند.

"هر ایرانى حق زندگى آزاد ، انتخاب شدن ، انتخاب كردن ، امنیت و كسب سعادت را دارد."

این قسمت هم بخاطر دخالت دین در امور سیاسی و اجتماعی میسر نبودە و نخواهدبود، چرا کە دین انسان را از داشتن حق زندگی آزاد منع کردە و میکند، اگر قرار باشد این حق زندگی آزاد و انتخاب شدن و انتخاب کردنها اجباری نشود بایستی هر ملتی بر پایە قوانین خود کە نمایندگان تعیین خواهند کرد بە آنها دست یابد، غیر از آن آزدی و انتخاب در جامعەای با این همە تنوع بر پایە یک قانون برای همە میسر نخواهد بود.

"هر ایرانى حق آزادى دین و اعتقاد و آزادى از دین را دارد."

اساسا در جوامع متمدن دین یک مسئلە اختیاری است و بە هیچ صورتی در امور سیاسی و اجتماعی دخیل نیست، ولی در ایران کە در آن دین اسلام و مذهب شیعە همیشە قدرت را در دست داشتە، نسبت بە ادیانن و مذاهب دیگر ظلم شدە، فرض مثال تاکنون یک مسجد برای سنی ها در تهران وجود ندارد و حتی امکان بە قدرت رسیدن بخاطر دین و مذهب هم از آنها سلب شدە و یک سنی یا یک مسیحی یا یهودی و دیگر ادیان نمیتواند خود را برای ریاست جمهوری یا رهبری کاندید کند.

نکتە حائز اهمیت در انتهای این منشور کە بە آن اشارە شدە بە این شیوە آمدە است؛

"منشور ۹۱ یک حزب سیاسی نیست و لیست اعضا ندارد، امضای آن تنها شرط توافق با مفاد آن است، این منشور نه زمینه ساز برپایی حکومت در ایران و نه مبلغ حزب یا مرام سیاسی خاص است"

بە باور من این منشور فراتر از یک حزب یا جریان سیاسی نگاشتە شدە و سعی در فریب دادن افکار عمومی جامعە دارد، چراکە با این خط و نشانها و مرزبندیهای مشخص فکر یک ایران واحد و نوعی تبلیغ برای حفظ تمامیت ارضی ایران را در متن شاهد هستیم ولی در پایان تاکید میکند کە بە هیچ صورتی زمینە برپایی حکومت در ایران را ندارد و مبلغ حزب یا مرام سیاسی خاصی نیست، در صورتی کە شونیسم فارس فکر یک ایران واحد با یک زبان واحد با یک دین واحد را در سر میپروراند و این منشور با این شیوە تفکر سیاسی نزیک است و در همین راستا نگاشتە شدەاست.

این منشور بیشتر بە یک آگهی وسوسە انگیز برای فریب افکار عمومی شبیە است کە ایران آیندە را بسان مداینەای فاضلە نشان میدهد کە همە ملتهای داخل این مرزبندی جغرافیایی بە نام ایران بە خواست و آرزوهای دیرینە خود خواهند رسید.

سخن آخر؛

در ایران آیندە دمکراسی جا نخواهد افتاد مگر آنکە بە خود مردم در تمامی مناطق رجوع شود و آنان دربارە سرنوشت خود چگونە قضاوت خواهد کرد بماند برای انتخابات سالم و آزاد و یا برگزاری رفراندم برای حق تعیین سرنوشت کە یکی از مصادیق حقوق بشر است و در زمینە باید گفت کە هیچ فرد یا گروهی نه حاكمیت سرزمینی دارد و نه باید داشته باشد و حاكمیت سرزمین همان است كه حق تعیین سرنوشت در كامل ترین شكل خود، آن را اعطا می‌كند.

متاسفانە در بطن این بیانیەهای اخیر دیدیم کە گروهی برای آیندە یک سرزمین تعیین تکلیف کردند و خودرا حاکم مطلق ایران زمین معرفی کردند کە نباید چیزی سوای نظر آنها مطرح شود!

بازگشت بە آرای مردم و حق انتخاب از سوی مردم زمینە را برای دمکراسی فراهم میکند، اگر حاكمیت مردمی را اصلی‌ترین ارزشی بدانیم كه شالوده حق تعیین سرنوشت را شكل می‌دهد در این صورت باید نتیجه گرفت کە جهت مشاركت در حكومت بر كشور خود متكی است و باید ملتهای تحت ستم ایران در انتخاباتی کە در مناطق خود انجام میدهند بر این خواستە تاکید کنند کە نوع حکومت را از حکومت مرکزی و کشوری واحد بە سیستم دمکراسی و فدرال تغییر دهند کە در آن تقسیم قدرت و رسیدن بە حقوق سیاسی و مدنی منطقی تر و اصولیتر خواهد بود.

دمکراسی و فضای سالم برای رقابت انتخاباتی محقق نخواهد شد مگر با رفتن جمهوری اسلامی، حالا با مداخلە نظامی یا با قیام داخلی، بعد آن وضع ایران بسیار فرق خواهد کرد، بی شک این تمامیت ارضی کە اکنون در بیانیەهای گوناگون و با امضا شخصیتهای سیاسی و فرهنگی شاهد هستیم ، در آیندە بە شیوەای دگر خواهیم دید، چرا کە هر ملت اتوماتیک حاکمیت منطقە خود را در دست خواهد گرفت و ایران سیستماتیک تجزیە میشود.

لینک منشور 91

http://charter91.com/

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1161
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy