هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

حدیثی به‌ روایت دیگر

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

agiri_-_ahzab_2در چند روز گذشته‌ و در سایت روز آنلاین مصاحبه‌ای از دکتر صلاح الدین خدیو خواندم این مصاحبه‌ با نوشته‌ها پیش وی نیز و بحثهای که‌ قبلا با وی داشته‌ام بسیار متفاوت بود و بر آن شدم که‌ نکاتی جای تامل از گذشته‌ نه‌ چندان دور کوردستان ایران را بیاد وی و دوستانی که‌ همچون این گرامی می اندیشند بیاورم.

در مصاحبه‌ و سوال اول فضای سیاسی و جامعه‌ مدنی کوردستان ایران را به‌ دو دسته‌ تحت الحمایه اقلیم کوردستان و پ‌ک‌ک تقسیم نموداید هر چند برای کسانی که‌ شناختی کم از مسائل کوردستان دارند شاید این تقسیمبندی درست و بجا باشد اما آیا این یک واقعیت است؟

کاک صلاح عزیز اگر در یادتان باشد و بعد از 2 خرداد 76 فضای سیاسی کوردستان ایران تحولات وسیعی به‌ خود دید و شاهد تجربه‌ و آزمون زیادی شد در آن دوران و بخصوص در سالهای 78 به‌ بعد، کم نبوده‌اند کسانی که‌ در تلاش بودند که‌ رشد جامعه‌ مدنی در کوردستان را در راستای منافع مرکز و ملت فارس قرار دهند و در این راستا طرحها را نیز اجرا کردند تئوریسینها اطلاعات که‌ تجربه‌ پ‌ک‌ک در سوریه‌ را بررسی کرده‌ بودند ، این آزمون را مهم تلقی نموده‌ آنها و تلاش کردند

که‌ آن را برای مناطقی از کوردستان ایران نیزتجربه‌ کنند.

 اما همان تئوریسینها در تحقیقات قبلی خود ایده‌ کوردستان شمالی و جنوبی را مطرح نموده‌ بودند، ایده‌ که‌ در آن کوردستان ایران را به‌ دو بخش جنوبی و شمالی تقسیم نموده‌ و بعد از این تقسیم ادعا کردند که‌ عدم ارتباط مستقیم با مرکز و وجود اختلافات قومی با آذریها ، کوردها را بر آن داشته‌ که دست به‌ سلاح برند

آنها به‌ این ایده‌ خود نیز اعتقاد کامل داشتند و حتی تلاش نمودند که‌ گزینه‌ استان مکریان را نیز به‌ مرحله‌ عمل بگذارند

 پس آنها باید این دو ایده‌ را همگون میکردند تا بتوانند ایده‌ای بومی برای کوردستان ایران از دل این دو ایده‌ شکل دهند و آن را به‌ مرحله‌ اجرا درآورند.

 بعد از تلفیق این دو ایده‌ یعنی تئوری "عدم ارتباط با مرکز " و تئوری فعالیت پ‌ک‌ک در سوریه‌ آنها به‌ نیروهای پ‌ک‌ک اجازه‌ داند که‌ در منطقه‌ "شمالی کوردستان" فعالیتهای خود را آغاز نماید.

این منطقه‌ از مناطقی محسوب میشود که‌ در گذشته‌ خواستگاه‌ و حامی همه‌ جریانات سیاسی _ملی کوردستان ایران بوده‌ است

 اما این پایان ماجرا نبود در کوردستان شمالی(تقسیمبندی بر پایه‌ تئوری تئوریسینهای اطلاعات ) جریانی دیگر نیز در طول تاریخ حضور داشته‌ است این جریان بعد از پایان دوره‌ مبارزات چریکی و پس از شکلگیری انجمنهای ادبی روح تازه‌ به‌ خود گرفته‌ بود این جریان ناسیونالیزم فرهنگی بود.

 کسانی که‌ در تلاش بودند که‌ از طریق فعالیتهای فرهنگی در سطح جامعه‌ ناسیونالیزم کوردی را از مرکز جدا نمایند.

آنها توانسته‌ بودند که‌ موفقیتهای نیز کسب کنند و وجود بالغ بر 15 انجمن ادبی در شهرها کوردستان و جود انجمنهای ادبی دانشجوی و مطبوعات دانشجوی دراکثر دانشگاههای ایران میتواند گواه‌ این ادعا باشد و خود شما در آن دوران سردبیر مجله‌ روانگه‌ را برعهده‌ داشتید که جز مجلات موفق در این زمینه‌ محسوب میشود

 برای این فعالین نیز باید چاره‌ای اندیشید گزینه‌ مناسب برای کنترل این جریان فیستوال گلاویژ در سلیمانی و حزب اتحاد میهنی بود، حزبی که‌ بیشینه‌ اجتماع آن را همپیمان دمکرات تلقی نموده‌ و دوست و متحد کومه‌له‌ می پینداشتند چون این حزب در دوره‌ مبارزات مسلحانه‌ با این دو حزب همپیمان بود و آنچه‌ ظاهرا دیده‌ میشود آن بود که‌ حال دفتر احزاب کوردستان ایران در منطقه‌ تحت الحمایه‌ آن حزب قرار داشت .

 فیستوالی که‌ به‌ ظاهر در بخشی از کوردستان برگزار میشود و از دیگر ملل نیز در آن حضور دارند اما نقش این فیستوال در کوردستان ایران در واقع تلاشی برای جذب و کنترل نخبه‌ و اهل قلم این بخش از کوردستان بود

البته‌ این فیستوال نیز باید از تئوری "عدم ارتباط با مرکز "پیروی میکرد ، پس تمرکز آن بیشتر بر نویسندگان و اهل قلم شمال‌‌ کوردستان ایران با محوریت مکریان بود و سالیانه‌ شاهد بودیم که‌ از شهرهای بوکان ، مهاباد و ... کسانی به‌ مراتب گمنام به‌ این مراسم دعوت میشودند (هرچند این افراد به‌ ظاهر با مشکلاتی هم روبرو میشودند)

اما این همه‌ ماجرا نبود و در این میان مشکلی دیگر نیز مطرح بود کسانی در جامعه‌ کوردستان هنوز حضور داشتند که‌ خواهان دخالت در امور سیاسی ایران بودند.

برای آنها نیز طرحی دیگر به‌ اجرا گذاشته‌ شد "جبهه‌ متحد کوردستان " جبهه‌ که‌ مانند رژیم دمکرات و کومه‌له‌ را ضد انقلاب تلقی نموده‌ و از ایادی استکبار میخواند اگر در آرشیوتان اعلامیه‌ تشکیل آن جبهه‌ را دارید باری دیگر آن را مطالعه‌ بفرماید

البته‌ اینها بعدها به‌ گروه‌ کوچکی تبدیل شده‌ و اسم اصلاح طلبان کورد را بر خود نهادند و در تلاشی بی‌ ثمر، میخواستند که‌ گزینه‌ مبارزات پارلمانی را در ایران مطرح نمایند و این گروه‌ تلاش کردند که مبارزه‌ پارلمانی کوردها در ترکیه‌ را توجیهی برای فعالیتهای خود و گزینه‌ای ایده‌ال برای مبارزه‌ تلقی نمایند تا از این طریق مشروعیت خود را در جامعه‌ کوردستان تامین کنند.

 برعکس دو مقوله‌ بالا این گروه‌ در سطح کوردستان حضور داشته‌ و حتی در مناطق جنوبی فعالیتی وسیعتر داشتند. یعنی این گروه‌ خارج از تئوری "عدم ارتباط با مرکز " فعالیت میکردند.

 اما همه‌ این بحثها با مشکلاتی روبرو بودند

مشکل اساسی وجود احزابی در کوردستان بود که‌ در آن دیار از خواستگاه‌ مردمی و پایگاه‌ کلاسیک برخوردار بودند و این حضور سدی بود برای شکلگیری و توسعه‌ این تئوریها هرچند این گروهها فعالیت میکردند اما احزاب ریشه‌دار کوردستان هنوز از ذهن مردم پاک نشوده‌ بودند و این علیرغم آن بود که‌ همه‌ آن احزاب با مشکلاتی زیادی روبرو بودند و حتی برای ایجاد ارتباط مستقیم با مردم باید هزینه‌ها فراوان را متحمل میشودند، البته‌ این مسائل همراه‌ شد با تغییرات کلی در سیاست دولت مرکزی و در انتخابات 84 جریانی به‌ مراتب رادیکالتر و تمامیتخواه‌ از جریان قبلی در مرکز به‌ قدرت رسید ، به‌ قدرت رسیدین این جریان در واقع همه‌ این تئوریها را بی اهمیت تلقی نمود و این جریان برای همگون کردن قدرت در مرکز همه‌ تئوریها دوره‌ اصلاحات را بر هم زد.(‌ چگونگی همگونی قدرت بحث این نوشته‌ نیست)

 اما این تمام حدیث نبود پ‌ک‌ک در آن مدت که‌ فضا برای فعالیت داشت دست به‌ تشکیل ، نهادهای زیرزمینی زده‌ بود و این را یک موفقیت تلقی میکرد، این حزب بر آن گمان بودند که‌ نهادهایشان دور از چشم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی شکل گرفته‌ است اما در این محاسبه‌ نیز اشتباه‌ کرده‌ بودند آنها در تلاش بودند که‌ جمهوری اسلامی را مجبور نمایند که‌ روابط دوستانه‌ خود را با پ‌ک‌ک نگهدار ، اهرم فشار برای تداوم این رابط همان نهادهای زیرزمینی بودند.

 در مرحله‌ بعد پ‌ک‌ک تلاش کرد که‌ افرادی که‌ از احزاب ریشه‌دار کوردستان ایران جدا شده‌ و در اروپا حضور دارند به‌ فرصتی برای تداوم حضور خود در کوردستان ایران تبدیل نماید اما این حضور با حضور قبلی متفاوت بود این دفعه‌ بدون مجوز جمهوری اسلامی حضور داشت و همه‌ این مسائل سبب شده‌اند که‌ پ‌‌ک‌ک گروهی را تشکیل دهد به‌ اسم پژاک

پژاک دو ماموریت اصلی داشت

1: حفظ و تداوم نهادهای زیر زمینی وابسته‌ به‌ پ‌ک‌ک در کوردستان ایران

2:تلاش برای وارد کرد فشار به‌ جمهوری اسلامی در راستای تداوم ارتباط بین پ‌ک‌ک و این رژیم

رویدادهای سیاسی بعد از به‌ قدرت رسیدین اصولگرایان تمامیتخواه‌ در مرکز ایران مهمترین گواه‌ این نوشته‌ هستند اعدام کمانگر و زندانی کردن عده‌ زیادی از طرفداران پ‌ک‌ک هم گواه‌ نوشته‌ و هم زمینه‌ شکست ‌حضور پ‌ک‌ک بدون مجوز را فراهم کرد.

 بعد از آن هم و از 2006 به‌ بعد دیگر از دعوت فعالین فرهنگی و نویسندگان ادبیات کوردی در ایران از گمنام و مشهور به‌ سلیمانی و فیستوال گلاویژ خبری نبود ‌. هر چند این فیستوال هنوز هم برگزار میشود و میزان ارتباط کوردهای ایران با اقلیم کوردستان در حال چندین برابر قبل از سال 2006 است

فعالین سیاسی هم که‌ مبارزات پارلمانی را مناسبترین مبارزه‌ سیاسی میدانستند از طریق نظارتهای شورای نگهبان از گردونه‌ سیاست حذف شده‌ و آنها نیز به‌ گنجینه‌های‌ تاریخ سپرده‌ شدند.

اما شاید شما در اینجا و بعد از این حدیث بگوید تقسیم بندی من بر اساس دیدگاه‌ سیاسی احزاب کوردستانی بوده‌ است دوست نازنین دیر زمانی است که‌ دمکرات و کومه‌له‌ در مبارزه‌ هستند و در دوره‌های تاریخی متفاوت کوردستان ارتباط تنگاتنگی با احزاب دیگر بخشهای کوردستان خصوصا پارت دمکرات و اتحاد میهنی داشته‌اند، نزدیکی دیدگاه‌ سیاسی این احزاب از بهره‌ جیره‌خواری یکی برای دیگری نیست.

 آیا شما میتواند منکر این باشید که‌ کیس کوردها در ایران و عراق ریشه‌ در یک مسئله‌ ندارند اگر شما میتوانید منکر این اصل شوید میتوانید ادعا را داشته‌ باشید که‌ جناحهای سیاسی کوردستان ایران را به‌ دو دسته‌ تقسیم نمایند.

 هم ریشه‌ بودن کیس کوردها در کشورها همجوار و همزمان مسئله‌ جبر محیط احزاب کوردستان ایران را بر آن داشته‌ که‌ با دو حزب کوردستان عراق ارتباط وسیعی داشته‌ باشند. و این ارتباط هیچ گاه‌ بر پایه‌ حفظ منافع احزان کوردستان عراق در ایران نبوده‌ و نخواهد بود.

در پایان مصاحبه‌ نقل قولی از حکمت آورده‌اید و ادعا نموده‌اید "‌ این چند ده‌ مسلح به‌ چه‌ دردی میخورند"؟!

در عجبم که‌ شما چرا اشتباه‌ آقای حکمت را تکرار میکنید؟

آیا احزاب کوردستان ایران ادعا نموده‌اند که‌ میخواهند از طریق نظامی جمهوری اسلامی را سرنگون کنند دوست گرامی به‌ قول شما و آقای حکمت "این چند ده‌نفر افراد مسلح" بدیلی برای مقابله‌ با تروریسم دولتی جمهوری اسلامی هستند.

آیا چیزی جز این است که‌ جمهوری اسلامی در 33سال گذشته‌ ترور و حذف فیزیکی مخالفین را در سرلوحه‌ کار خود قرار و آن را به‌ گفتمانی دولتی تبدیل کرده‌ است ؟!.

 برای ماندن در صف مبارزه‌ باید یاد گرفت که‌ چگونه‌ میتوان

در برابر تروریستها دولتی که‌ به‌ قانونی جز قانون جنگل پایبند نیستند ایستاد.

در مورد بقیه‌ مسائل دیگر نیز که‌ مطرح نموده‌اید باید گفت این مسائل تنها دیدگاه‌ فردی سیاسی است که‌ خود نیز منافع سیاسی و فکری دارد و بس.

 

-----------------------------------------------------------------------

توجه:

 ـ مطالب اين سايت بیانگر دیدگاه و نظر نویسندگان آن است

و سایت "هه‌ڵۆی‌ كوردستان" در برابر محتوای اين مطالب مسئول نميباشد.

ـ کپی برداری از مطالب اين سايت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1355
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy