هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

چرا قطار روشنفکری ایرانی در ایستگاه "احساس" متوقف شده است؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

istgahe_ehsas_2احتمالا روشنفکری و انتلکتوالیسم را بتوان تعهد در قبال جامعه در حل معضلات و مشکلات مختلف تعریف کرد .در تعریف واژه Intellectualism "تفکیک دو پدیده از هم " آمده که شاید با اندکی اغما

ض بتوان آن دو پدیده را احساس در برابر عقل،شعور در برابر شعور، تفکیک بخش غیرعقلانی سنت در برابر بخش عظیم جریان مدرنیته و... دانست.

جریان روشنفکری در ایران با فراز و نشیبهای عدیده یی روبرو بوده است از نسل اولیه آنان و تلاش انها برای استقرار قانون و نهادهای حقوقی در اداره جامعه تا نسل دوم که بیشترین تاکیدش بر نوسازی جامعه از بالا بوده که بیشتر شامل روشنفکران دولتی میشده از جمله محمدعلی فروغی ،تقی زاده و..تا نسل سوم جریان روشنفکری که بیشتر بر علیه مدرنیزاسیون قد علم کرده بودند و شامل اسلامگراها وچپها میشده است.

به صورت اجمالی روشنفکری تمام آنچیزی که ما به عنوان روش صحیح تر و نه کاملا صحیح، در برابر سنتها ودستگاههای فکری کهنه و پوسیده میشناسیم را شامل میشود و البته باید اذعان کرد که در بیشتر موارد تاریخی با فشار و مبارزه فکری قشر روشنفکر ایرانی جامعه گامهای بلندی را به جلو برداشته است و جامعه ایرانی توانسته تا حدود زیادی از پیله تنگ سنت خارج شود و چشمش به دنیای خارج و نحوه تکوین حقوق ،آزادیها،انسانگرایی غربی و ...باز شود.

روشنفکران ایرانی با تمام افتراق خط فکری مسلمان یا غیر مسلمان ،چپ یا لیبرال،ملی یا مذهبی و...معمولا بر سر وجود راهکارهای عقلانی برای پیش رفتن جامعه در مسیر عقلانی و صحیح و به رسمیت شناختن ابزار قانون توافق نظر داشته اند. آنها همگی ظاهرا به حقوق شهروندی، آزادیهای فردی ،آزادی بیان و...معتقد هستند.

حال بحث اینجاست که چه چیزی پیش می آید که یک روشنفکر ایرانی بر تمام این دستاوردها که محصول جامعه غربی هستند صحه میگذارد و برای برقراری انها مبارزه میکند اما معدودی از این دستاوردهای بشری را کفر میداند! اینجاست که روشنفکر ایرانی تمام قوه تشخیص و عقلانیتش در تار احساس گرفتار می آید و توان تفکیک دو پدیده عقلانی و احساسی را از دست میدهد.

از آن جمله دستاوردهای بشری چنصد سال اخیر که موجب این خشم احساسی روشنفکر ایرانی شده است "حق اداره فدراتیو ایران" ،" حق تعیین سرنوشت ملل"،و حق "اداره خودگردان بخشهای قومی و ملی "کشور ایران است.

اینها ظاهرا فراموش کرده اند که یک جریان آگاه بخش و رهایی ساز که ما آنرا جریان روشنفکری مینامیم، باید مدام خاصیت رادیکال و منتقد خود را نسبت به ساختارهای ایستا حفظ کند .دامنه این ساختارها دین،فرهنگ عمومی،سیاست را شامل میشود.به یقین "تمامیت خواهی و ستم ملی"از آنجمله ساختارهای تاریک ذهن اسان ایرانی ست که باید تا به الان به واسطه مبارزه همین روشنفکرها حل میشده است اما متاسفانه حتی به آن اشااره یی هم نشده است!

مطمئنا" ساختار ملی و قومی ایران به نحوی تکوین یافته است که نسخه علاج آن را میتوان یک سیستم فدراتیو دانست، به طور حتم فدرالیسم پادتن سمی است که ملیتهای ایرانی آن را به عنوان تمامیت خواهی پان ایرانیستی و ستم قومی میشناسند. نیاز نیست که یک روشنفکر خود را جای یک کورد یا آذری یا عرب بگذارد تا وخامت اوضاع ملیتهای ایرانی را درک کند بلکه کافیست عینک پان ایرانیستی را از چشمانش بردارد تا به تبعیض ها ستم ها و خرابیها آگاهی یابد.

اینکه روشنفکران ایرانی همیشه با چماق "تجزیه طلبی" خواسته ی فدرالیسم را سرکوب نمایند شخصیت آنها را تا حد یک انسان امی تنزل خواهد داد و تنها شکاف موجود سیاسی و فرهنگی بین ملیتها را گسترش خواهد داد.

اینکه حتی این به اصطلاح روشنفکران حاضر به دیالوگ بر سر مساله یی اینچنین مهم و حیاتی نشوند نشان از مداخله احساس درقضاوت ایشان دارد اینها باید یکبار ازخود بپرسند :چطور میشود که ادعای دوست داشتن خاک کوردستان به عنوان بخشی از ایران را همیشه ابراز میدارند ولی به مردم کورد و خواسته های انان کمترین وقعی نمیگذارند؟!تمثیل گرفتار بودن یک زن بی اراده در دست یک مرد دیکتاتور و خشن میتواند جواب خوبی برای این پرسش باشد :مردی که زن را در ذهنش واقعا دوست دارد ولی این دوست داشتن تنها بدن زن را شامل میشود نه خواسته ها و دل مشغولیهای آن زن را، آری روشنفکر ایرانی نیز تنها خاک کوردستان را به عنوان بخشی از مالکیتش دوست دارد نه مردم کورد و نه خواسته ها ی آنان را...

در این برهه از زمان قطار روشنفکری ایرانی در ایستگاه احساس توقف کرده است و این توقف به قیمت عقب ماندن هم جریان روشنفکری هم جامعه ایرانی و هم ملیتهای ایرانی از حرکت به جلو خواهد بود.

ساختارهای پوسیده به یقین تغییر خواهند یافت و اینکه اینان تنها خودشان خویش را به عنوان روشنفکر قبول داشته باشند کافی نیست و قضاوت آیندگان درباره این قشر چیزی شبیه به قضاوت درباره روشنفکرمابانی همانند علی شریعتی و دوستانش خواهد بود. تاریخ حافظه خوبی دارد...

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1092
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy