هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

تمامیت ارضی، تابویی شکسته!

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

layl_zrebar_-_tamamyate_arzi_2براستی شووینیزم و فاشیسم با چه استدلال و استنادی در حقوق بین الملل نوین همچنان در پی ادامه ی روند تمامیت خواهی خود می باشند؟

امروزه اصل حق تعیین سرنوشت در چنان جایگاهی قرار گرفته که جهت دستیابی به اصول حقوق بشر، این مٌهم را بنیادی ترین اصل در این راستا می پندارند اگرچه همچنان از سوی دولتهای دیکتاتور و تمامیت خواه که عموماٌ کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه می باشند، مورد چالش قرار گرفته است. و این دولتها با تکیه بر موازین سنتی چون تمامت ارضی و حاکمیت مطلق سعی در نفی این اصل برای خلق های داخل در سرزمین تحت حاکمیت خود می دانند. از طرفی دیگر با رجوع به منشور سازمان ملل متحد اصل حق تعیین سرنوشت و اصول حاکمیت و تمامت ارضی در یک راستا قرار گرفته اند با اذعان به اینکه از زمان تصویب منشور و به رسمیت شناختن این اصول، دستخوش دگرگونیهایی گردیده اند و حدود و دامنه آنها به ویژه حق تعیین سرنوشت گسترش یافته و از چگونگی اِعمال آنها برداشتها و مصداقهای تازه ای به عمل آمده است. به طور نمونه و در نوع بارز خود می توان به قضیه کوزوو اشاره داشت که در رای مشورتی دیوان و نظریات کتبی و شفاهی اکثر دولتها به غیر از کشورهای مذکور، و همچنین آرای انفرادی قضات به طور ضمنی و صریح به این امر اشاره دارند که حاکمیت مطلق دولتها و تمامیت ارضی ذکر شده در روابط بین دولتها حاکم است و نه در برابر جنبش های داخلی که در پی احقاق حقوق و هویت ملی خود می باشند.

با مرور تاریخی روند و منشاء شکل گیری تنش ھا و خشونت ھای بعد از پایان جنگ جھانی دوم، یعنی بعد از فروپاشی امپراطوریھا، روند تدریجی پایان یافتن استعمار و حاکمیت یافتن سرزمینھای تحت استعمار و انقیاد بیگانگان، درمی یابیم که انگیزه ی این تنش ھا، ھدف تحقق حق تعیین سرنوشت می باشد. در واقع یکی از مھمترین مسأله ھایی که قرن اخیر افکارعمومی جھان را به خود معطوف داشته است، حق تعیین سرنوشت ملتھای دیگر است که زیرسلطه ی ملت ھای دیگر زندگی می کنند. ملت ھایی که به صورت اقلیت ھای قومی و زبانی بر اثر جنگھا و کشورگشایی ھا ی حکومت ھای برده دار، فئودال یا عشیره ای به زیر سلطه ی ملت بزرگتری رفته اند. که با ظھورمناسبات سرمایه داری ملی، این ملت ھا دیگر حاضر به زندگی به شیوه ی گذشته نیستند.

از طرفی، امروزه اصل حاکم بر جھان را ناھمگونی قومی، نژادی و مذھبی می دانند ازآنجایی که تنھا در ١٤ کشور جھان وضعیت چند قومی حاکم نیست یا اقلیت قابل توجھی ندارد که در این میان فقط چھار درصد جمعیت جھان در کشورھایی زندگی می کنند که تنھا دارای، یک گروه قومی ھستند. بنابراین ھمگونی قومی یک استثناء است. مطالعه ای در سال ٢٠٠٠نشان می دھد که از پایان جنگ جھانی دوم تا سال ١٩٩٧ ، حدود ١٢٥ جنگ صورت گرفته است که ٨٠ مورد آن به نحوی مربوط به جنگ ھای قومی و مذھبی بوده است.

یکی از اھداف سازمان ملل متحد، آنچنان که در بند دوم ماده ی ١منشور آمده است توسعه ی روابط دوستانه میان ملت ھا مبنی بر احترام به اصل حقوق متساوی و تعیین سرنوشت ملت ھاست. ھمچنین ماده ی ٥٥ منشور به ھمین امر اشاره دارد و ماده ی ٥٦ نیز در این خصوص تعھد اعضا به اقدامات مشترک و مستقل برای نیل به اھداف مندرج در ماده ٥٥ ، از جمله احترام به اصل تعیین سرنوشت می باشد.

اگر چه بیانیه جھانی حقوق بشر اشاره ای به تعیین سرنوشت ملتھا با عبارات فوق ندارد ولی حق آزادی ھر فرد را در زمینه ھای گوناگون به رسمیت می شناسد. در ھر یک از دو میثاق بین المللی به سال ١٩٦٦ در خصوص حقوق بشر نیز در ماده ی ١، حق تعیین سرنوشت مردم به صراحت به رسمیت شناخته شده است. گذشته از قطعنامه ھا و بیانیه ھای متعدد مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامه ھای مربوط به استعمار زدایی و بیانیه سال ١٩٧٠ ، درمورد روابط دوستانه و ھمکاری میان کشورھا حاوی قواعدی است که در آنھا احترام به حق تعیین سرنوشت ملت ھا مورد تأکید قرار گرفته است. در واقع از دھه ی ١٩٧٠ ، تعیین سرنوشت به مفھوم حاکمیت دمکراسی، رعایت حقوق بشر و تضمین حقوق اقلیت ھا جھت گیری داشته است.

در واقع در دوره ی بعد از جنگ جھانی دوم "نظریه ی برابری"، غالب شد. ماحصل این تکاپوھا وفعالیت ھای ملل متحد مابین سالھای ١٩٤٥ تا ١٩٧٩ ، استقلال ٧٠ سرزمین بود. از ١٩٨٠ تا

١٩٩٥ نیز ٢٨ سرزمین دیگر به استقلال رسیدند و استقلال تیمور شرقی در ١٩٩٩ که البته جزو سرزمین ھای غیرخودمختاربود، و مورد استثنای وضعیت غیر استعماری، فلسطین است که البته جزو سرزمینھای اشغالی محسوب می گردد. به طور دقیق تر افزایش ٥٤ عضو ملل متحد در سال ١٩٤٥ به ١٤٩ در سال ١٩٨٤ ا ساسا به دلیل سیاست استعمار زدایی ، بوده است و ازدیاد آن از ١٥١ در سال ١٩٩٠ به ١٩٤ تا کنون به دلیل جدایی ٥، صورت گرفته است.

منابع حقوق بین الملل از حق تعیین سرنوشت دفاع می کند و اینکه به طور طبیعی برتعیین سرنوشت داخلی مبنی بر اینکه ملت ھا خواستھای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرھنگی خود را در چارچوب دولت موجود سرزمین شان، توسعه می دھند. البته این تعیین سرنوشت داخلی با توجه به این ابعاد، معانی گسترده ای می طلبد که در کل در رژیم و سیستم دمکراتیک و مردمی نمود پیدا می کند.

(political aspects) جنبه ھای سیاسی بر این دلالت دارد که مردم یک سرزمین باید ،خود سرنوشت سیاسی خود را در مدل دمکراتیک برگزینند ویا حق زندگی در داخل دولت دارای حاکمیت مستقل که آزادانه خود نوع سیستم حکومتی را انتخاب کرده اند ویا تمام گروھھای جمعیتی در ساختار سیاسی سیستم مشارکت داشته باشند.

(economic aspects) جنبه ھای اقتصادی،حق تعیین سرنوشت پیش از ھر چیزی در انتخاب آزادانه ی نظام اقتصادی از جانب مردم یک سرزمین است. و از نقطه نظر اقتصادی ھمچنین این حق اعمال حاکمیت دایم بر منابع طبیعی را در بر می گیرد. ودولت ھمچنین جلوگیری و تحت پوشش قرار دادن فعالیت ھای مخرب که ممکن در این مناطق از جانب شرکت ھای فرا ملی و چند ملیتی صورت بپذیرد، برعھده می گیرد. البته دولت از طرفی بایستی از منابع ملی محافظت کند و از طرف دیگر ضمانت ھای لازم را برای سرمایه گذاران خارجی تأمین کند.

(social aspects) حنبه ھای اجتماعی، بر این دلالت دارد که مردمان حق انتخاب سیستم اجتماعی که در آن زندگی می کنند را دارند. و جنبه ھای بعدی به ترویج عدالت اجتماعی مرتبط است. در مفھوم گسترده تر برخورداری مؤثر از حقوق اجتماعی بدون تبعیض است.

(cultural aspects) جنبه ھای فرھنگی، به ایجاد رژیم یا سیستم فرھنگی مرتبط است که در واقع عنصر بسیار مھم حق تعیین سرنوشت را تشکیل می دھد. که ارتقاء و غنی بخشیدن به میراث فرھنگی ھمانند حق آموزش بخشی از این وجه است.

حق تعیین سرنوشت خارجی در موارد زیاد و با دقت تحت شرایط تعریف شده مطرح میشود. یکی از آن تعاریف، تعریف بیانیه ی روابط دوستانه مبنی بر: ایجاد یک دولت با حاکمیت مستقل، یا سھیم شدن یا ادغام به طور آزادانه با دولت مستقل دیگر و یا داخل شدن در یک وضعیت سیاسی که آزادانه از جانب مردم در راستای حق تعیین سرنوشت خود تعیین کرده اند.

بحث تاریخی و روند تکامل تدریجی حق تعیین سرنوشت بویژه بعد تعیین سرنوشت خارجی در زمینه استعماری و غیر استعماری و رهیافت جدید" جدایی چاره ساز" که اکنون در ادبیات حقوق بین الملل با جسارت و با تکیه بر اصول حقوق بشر ظهور و نمود پیدا کرده است نه در حوصله این یادآوری کوتاه است و نه هدف! بلکه غرض طرح این پرسش در محضر شووینیزم هایی است که در این برهه ی حساس با چنان وقاحتی با تکیه بر آن اندیشه ی پوسیده ی خود، پوسیده تر از تفکر چهارده قرن حاکم بر حاکمیت سیاسی ایران اظهار می کند که حاضر است با استغفار و توبه خود را به دامان حاکمیت موجود بسپارد اگر که هویت هایی چون کرد و ترک و بلوچ...یعنی هر هویتی دیگر غیر از فارس احراز و ابر از موجودیت کنند!!

براستی با چه استدلال و استناد و منطق ...؟

جنبش ملت کرد و ندای حق خواهی آن در داخل ایران اگر چه به خود ظلم هایی رواداشت که یکی از آن ظلم ها با اشاره به مکرر بازگو کردن افکار تمامیت خواهی و در صدد نادیده گرفتن مبارزات به حق این مردم ،حسن نیت و سعه ی صدری است که همواره در راستای مبارزات خود نشان داده اند که با تمام نقاط قوت و ضعف خود در طی حداقل سی سال مبارزه خود خواستار دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان بوده و اکنون با دیدی فراتر به ناهمگونی ها و دیگر خلق های ایران سعی در تعریف فدرالیسم به عنوان راه گشایی برای منسجم ساختن مبارزات فراگیر در ایران و تحقق یافتن هر چه سریعتر این مبارزات به گونه ایی که تمام مردمان داخل در سرزمین ایران خود را در آن سهیم بدانند و اینچنین متواضعانه دست دوستی و یاری پیش می کشند و گرنه عالیجنابان ...مبارزه برای آزاده بودن با افکار و اندیشه ی شما قابل اجماع نیست چرا که اندیشه ی شما با حاکمیت موجود که هستی آحاد مردمان ایران را به خاک و خون کشیدند چه به راحتی قابلیت اجماع و ادغام دارد!؟

به جای تعیین تکلیف کردن که نه در مقام آن هستید و نه اینکه هیچ گونه حقی نه اکنون و نه در آینده برای حداقل ملت کرد دارید، تکلیف خود را با حاکمیت خشونت و توسل به زور مشخص سازید که اگر بر آنید دیگر داد و فریاد مبارزه و دادخواهی چه معنی دارد و اگرعقده ی ملت کرد را همچنان بر دل دارید و تجزیه طلب می خوانید بدان که با تمامیت خواهی تو راه را هر چه بهتر برای منِ کرد هموار می سازید و مسؤلیت من نیز سبک تر می گردد و مبارزه ادامه دارد با این تفاوت در راه مبارزه هیچ ننگی را نخواهم پذیرفت و به دامان هیچ افکار ستم مآبانه و فاشیستی به استغفار نمی نشینم.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1265
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy