هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آینده‌ ایران ازآن کیست؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

ayandey_iran_2

براستی آیا نباید به‌ این فکر کرد که‌ بعد دگرگونی در نظام حکومتی فعلی ایران چه‌ می شود؟ چه‌ کسانی بر سر قدرت خواهند آمد و آیا این بار مردم در اداره‌ و تایین سرنوشت خود و کشور سهیم خواهند بود .

 تا جایی که‌ اطلاع داریم و واضح و روشن به‌ چشم می آید همه‌ اقشار فعالین سیاسی اجتماعی و گروه‌ های مخالف با رژیم جمهوری اسلامی ایران بجز چند تایی که‌ احزابی با سابقه‌ و شیوه‌ مبارزه‌ نوین هستند بیشتر کسانی و گروه‌هایی که‌ سعی بر نقش آفرینی در تحریک ، تشویق و یا رهبری حرکت های مخالف با رژیم دارند یک وجه‌ اشتراک دارند و آن موکول کردن مسئله‌ حاکمیت ، یا ارتجاع قدرت به‌ بعد از دگرگونی و سرنگون شدن رژیم فعلی در ایران است.که‌ شاید بتوان گفت رضا پهلوی تقریبا یک چهره‌ شناخته‌ شده‌ در این بین است اما  از همان قشر که‌ دارای همان شیوه‌ و عملکرد می باشد که‌ اخیرا بشدت مشغول تبلیغات و سرمایه‌ گذاری برای مطرح کردن چهره‌ خویش است و در هر پوستر تبلیغاتی یا مصاحبه‌ رسمی و غیر رسمی با بیان فعالیتهای هوادارانش و وجود پایگاهی در داخل ایران که‌ فعالیت های تشکیلاتی و پنهانی دارند موضوع بحث را در جهت کشاندن بحث پشتیبانی گسترده‌ ملت در داخل ایران از وی و وجود پایگاه‌ های منسجم مردمی در ایران نهایتا هوادارای از ایشان صوق می دهد.در مصاحبه‌ای این جمله‌ را بیان میکند که‌:

 پادشاهی من به‌ اراده‌ مردم بستگی دارد در روستاها هنوز من را (( ولیعهد )) می نامند . اما همیشه‌ به‌ هوادارانم میگویم من را فقط باید فردی ببینند که‌ برای آزادی ایران مبارزه‌ میکند.اینکه‌ آیا بر روی تخت خواهم نشست به‌ اراده‌ مردم وابسته‌ است.هیچکس نمی داند چند درصد مردم در انتخابات آزاد به‌ نفع سلطنت رای خواهند داد.

 که‌ البته‌ فقط جناب رضا پهلوی نیستند که‌ ایران را ملک پدری خود می دانند و پادشاهی و حکومت در ایران را ارث پدری می دانند  با هر گروه‌ مخالف رژیم صحبت کرده‌اند ایران را ازآن خود و خود را سهیم در آینده‌ ایران می داند از مجاهدین خلق و اصلاح طلب و اپوزیسیون و سلطنت طلب گرفته‌ تا احزاب کردی و کومونیستی و دمکرات و . . .  ،براستی چه‌ بر سر ایران خواهد آمد کدامیک از اینها میتوانند برای آینده‌ ایران مفید تر باشند و خلا مشکلات سیاسی و اجتماعی مملکت را پر کنند و از همه‌ مهمتر بعد از سرنگونی رژیم ایران کدامیک سرتیتر خواهند بود و قدرت به‌ دست چه‌ کسانی خواهد افتاد . دوباره‌ تاریخ تکرار میشود ؟ آیا کنترل انتخاب در دست چه‌ کسانی خواهد بود؟ و تضمینی وجود دارد که‌ بر پایه‌ رای گیریها و انتخابات عمل شود؟ براستی چه‌ خواهد شد؟ ایران فعلی آمادگی یک دگرگونی را دارد ، روشنفکران ایرانی سعی در روشن سازی مردم و آماده‌ کردنشان دارند یا اینکه‌ فقط سعی دارند در مسیری که‌ خود می خواهند حرکتشان دهدند آیا احزاب کورد در کردستان میتوانند نقش بسزایی در آینده‌ ایرانی نو داشته‌ باشند با سابقه‌ حدود صد سال مبارزه‌ و با شعاری که‌ در برقراری دمکراسی و  رفراندومی آزاد برای احقاق حقوق ملیتهای ایران دارند . یا  اینکه همه‌ همچن‌ رضا پهلوی با شعارهای سلطنت خواهانه‌ در پی بدست آوردن دوباره‌ از دست داده‌هایشان هستند . آیا اپوزیسیون ها و اتحادها در خارج و داخل ایران راهکاری اساسی برای روز موعود دارند و یا اینکه‌ آنها نیز همانند رضا پهلوی فقط و فقط هدفشان از بین بردن قدرت مطلق است و بس که‌ در این صورت بعد از از بین رفتن قدرت مطلق کسی می تواند تضمین کند که‌ یک رفراندوم آزاد و همگانی بر گزار شده‌ و حق تعیین سرنوشت در دست ملت ایران خواهد بود . چراها و نگرانی ها در این موارد بسیارند .چه‌ باید کرد. چرا موضوع آماده‌ سازی ایران و ایرانی برای یک دگرگونی سرنوشت ساز از نظر بسیاری از روشنفکران و شخصیتهای سیاسی موضوع بی اهمیت و غیر قابل بحثی است آیا آینده‌ ایران را باز هم آیت الله‌ ها بدست می گیرند وبا مصونیتی که‌ دارند و بدون برنامه‌ ریزی میتوانند از جانب خدا تصمیم بگیرند باز می توانند بر افکار عمومی ملت ایران که‌ عموما ملتی با ویژگیهای سنتی و مذهبی است غالب شوند و یا اینکه‌ مردم چه‌ نوع حکومتی می خواهند ، دوباره‌ بعد از سرنگونی رژیم آخوندی جدال بر سر به‌ قدرت رسیدن و آتش زدن آثار حکومت های آخوندی اتفاق می افتد و قدرت بعدی دستاوردهای رژیم آخوندی را سوزانده‌ و سعی در محو کردن آنها خواهد داشت و یا اجازه‌ میدهد تا با سازندگی بهتر امکان اینکه‌ مردم مقایسه‌ کرده‌ و داوری به‌ عهده‌ مردم باشد را فراهم می آورد همه‌ آینها موضوع های بسیار حساس و قابل توجهی هستند که‌ تا بحال بطور علمی و آشکار کسی از برنامه‌ ریزی برای آنها سخنی بر زبان نرانده‌ و کلیات همه‌ برنامه‌ ریزی ها بر مبنای تشویق و تحریک ملت ایران برای دگرگونی و آغاز جنگ و خونریزی برای به‌ قدرت رسیدن است در نگاهی بی طرفانه‌ به‌ احزاب کردی در کردستان ایران جواب تمامی این چرا ها و احتمالات را قاطعانه‌ می یابیم. احزاب پیشروی ملت کورد همچن حزب دمکرات کردستان ایران با سابقه‌ مبارزه‌ای در حدود یک صده‌ با ایجاد یک سلسله‌ تکاملی برنامه‌ نویسی بلند مدت که‌ در طول تکامل شیوه‌ مبارزه‌ مسلحانه‌ و سیاسی آن را در قالب اساسنامه‌ های کامل تهیه‌ کرده‌اند با برنامه‌ ریزی های کوتاه‌ و بلند مدت برای احقاق حقوق تمامی ملت ایران و با شعاری که‌ براستی حاصل تفکر افکار امروزی جهانی می باشد در پی دمکراسی و فدرالیسم برای احقاق حقوق شهروندی هر هموطن ایرانی هستند و این را باید به‌ فال نیک گرفت که‌ درحالی که‌ به‌ سرنگونی رژیم آخوندی چیزی نمانده‌ است و بسیاری از روشنفکران و شخصیتها در رسیدن دوباره‌ به‌ از دست داده‌هایشان تلاش میکنند احزاب کردی همچن حدکا با سابقه‌ بلند مدت و استفاده‌ از افکار رهبرانی فرزانه‌ همچون پیشوا قاضی محمد و دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر شرفکندی با پایه‌ گذاری برترین و آراسته‌ ترین شیوه‌ حکومت داری و تقسیم عادلانه‌ قدرت و ثروت مملکت و با تکامل این انقلاب فکری توسط مصطفی هجری و با شعار و شیوه‌ سیاست حدکا انقلابی راستین در ایران دوستی و نوع دوستی به وجود آورده و حزب محبوب کردهای ایرانی را تبديل به یکی از پیشروان در اتحاد بین ایرانیان و برقراری دمکراسی و برابری در ایران کرده‌ و با فعالیت این حزب برای ایجاد یک ایرانی فدرال دیگر هیچ اقلیتی و هیچ اکثریتی در ایران نمی تواند حقوق دیگری را پایمال کند پس با آرزوی برقراری دمکراسی در ایران و ایجاد یک سیستم فدرالی برای تقسیم قدرت و ثروت ایران در بین ایرانیان .


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1372
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy