هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

تروریست ها در تهران

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

parwiz_-_saran_2 در مناظره های سال 88 انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران که در نهایت چهره واقعی و انتصابی خود را با کشتار، شکنجه، سرکوب، تحقیر، تهدید و تبعید بسیاری از نیروهای سیاسی، اجتماعی، دانشجویی، مطبوعاتی و فرهنگی جامعه نشان داد. روندی از شکاف و تغییر در حاکمیت دینی را در پی داشت، که در نهایت وارد فازی گردید، که نظام جمهوری اسلامی را با چالش همیشگی " مشروعیت و مقبولیت " خود در ابعاد بزرگتر و گسترده تر مواجه گرداند و نظام سیاسی را در مسیری انداخت که بازگشت به ثبات اولیه یا امکان پذیر نیست یا به سختی و به بهای تغییر ماهیت در اهداف، اندیشه ها، آرمان ها و ماهیت عقیدتی و بنیادی رژیم می باشد. در مناظره های صورت گرفته بین چهار کاندیدای مختلف تایید شده " ولایت " و " شورای نگهبان " زیر نظر ایشان، به موضوع های مختلف طی 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی پرداخته شد. بسیاری از مردم ایران به دلیل ویژگی گفتار، تازگی و ادبیات سیاسی ـ رسمی نظام دینی پیگیر و علاقمند مناظره ها بودند. مناظره ها و ادبیات سیاسی که یادآور 30 سال حاکمیت انحصاری و مذهبی بود. به دلیل مشخص کردن بخشی از ماهیت نظام، بازتاب خاص خود را در میان نیروهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و توده ها ی مردم در جامعه در پی داشت. با تمام محدودیت ها و خطوط قرمز گسترده و گوناگون در جمهوری اسلامی از( مشروعیت تا امنیت )هر یک از کاندیداها که در دوران عمر سیاسی و مدیریتی خود وفاداری، تعهد و سر سپردگی خود را به نظام جمهوری اسلامی نشان داده بودند، بنا به موضوع و در مقابله با منافع جناحی، گروهی و فردی خود مدیریت بحران و عملکرد نظام را در کلیت آن زیر سئوال بردند. در بسیاری موارد اقدامات در حوزه های مختلف را به عنوان انحراف و یا کج راه اندیشه آیت الله خمینی قلمداد کردند. آنان از حوزه های عمومی شروع کردند تا به حوزه شخصی کاندیداها و وابسته گا نشان رسیدند.

جنگ، تداوم و مدیریت آن را به چالش کشیدند. جنگی که نظام و رهبر روحانی آن، آن را مایه خیر، برکت و از الطاف الهی می دانست. جنگی که با تمام تبعات منفی و ویرانگر مادی و معنوی و روحی، در گفتمان رهبران نظام به درجه تقدس رسانده شد. مدیریت سیاسی ـ اقتصادی دوران نخست وزیری (جنگ و امام) با تمام جسارت به چالش کشیده شد و عملکرد آن در کلیه حوزه ها غیر از(ترور و اعدام) نمره منفی گرفت. برنامه های اجتماعی ـ فرهنگی برای اداره جامعه و اندیشه های اعتقادی و اسلامی بر آمده از آن به نقد بسته شد و آن را غلط، اشتباه و بی هدف قلمداد کردند. در حوزه اجرا و مدیریت، سوابق، مسئولیت ها و عملکردهای هر کدام از کاندیداها از سوی طرف مقابل به زیر سئوال رفت. کل مسیر طی شده و برنامه های آنان به چالش کشانده شد. از منظر ولایت مداران مدیریت کلان ضعیف، بی برنامه و خارج از آرمان، اندیشه ولایت فقیه و آرمان جمهوری اسلامی و رهبران آن بوده است. اقدامات و برنامه های صورت گرفته در زمینه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی و بین المللی کمتر از ظرفیت نظام بوده است. در مجموع مسیر طی شده 30 ساله یک اندیشه و انحراف از اهداف نظام دینی بوده است. اینان تنها بخشی کوچک از گفتار، اظهارات و ادعای نیروهای معتقد به ولایت و نظام دینی بوده است. با بازنگری و تحلیل محتوای مجدد بر هر یک از این مناظره ها می توان پی برد که در حوزه های مختلف عملکرد نظام در طی 30 سال اخیر به چالش گرفته شد. اگر این دیدگاه را بپذیریم که این مناظره ها و بحث های مطرح شده در آن بخشی از موضوعاتی هستند که به نوعی با مبانی مشروعیت و مقبولیت نظام در دیدگاه خاص و عام مرتبط می باشند. ارائه بخشی از گفتمان ها، آمارها و اطلاعات ونیز تقدس زدایی(عصر آیت الله خمینی) خواسته و ناخواسته، همچنین تحقیر و کوچک کردن هاشمی رفسنجانی و نقش و اهمیت ایشان در منازعه قدرت ( هدف آقای خامنه ای )ارائه آن از سوی مردان مورد تایید و حمایت و اعتماد نظام و نیز پخش آن از طریق شبکه ملی و سراسری باز تاب بسیار مثبتی برای آگاهی، شعور اجتماعی و رشد سیاسی در خصوص شناخت هر چه بیشتر ماهیت و عملکرد، حاکمیت و جناح ها را در پی داشت، با قبول این فرض که این مناظره ها و موضوعات مطرح شده در آنها بر مبنای یک سیاست سوپاپی (سوپاپ اطمینان) و نیز به منظور گرم کردن تنور انتخابات از سوی نظام صورت گرفته، ولی در عمل این مردم، نیروهای سیاسی و اپوزیسیون مخالف نظام بودند که با هوشیاری و افشا گری بیشتر از این وضعیت بیشترین بهره را بردند و چهره واقعی نظام دینی را برای مردم افشا کردند.

یکی از موضوعات اساسی که بر گرفته از ماهیت و گفتمان نظام جمهوری اسلامی می باشد و در اصل نیز از بنیاد های فکری و اساسی نظام دینی در عمل و نظر می باشد و در این مناظره ها، به هیچ عنوان مدیریت، عملکرد و نتایج آن از سوی هیچکدام از مناظره کنندها به چالش کشیده نشد و به بحث گذاشته نشد. بحث تروریسم، ترور دولتی و نقش کمیته ترور در طی 30 سال اخیر بود. چرا این موضوع که با امنیت ملی، روابط خارجی در عرصه های دیپلماسی و روابط تجاری و اقتصادی نظام مرتبط بود در حوزه موضوعات مناظره ها قرار نگرفت ؟

 تبعاتی که این ترورها و برنامه های مرتبط با آن که از سوی سران کلیدی نظام و نهادهای قانونی و اساسی نظام صورت می گرفت، و رژیم اسلامی را ناچار به پرداخت هزینه مختلف می کرد. هیچگاه به عنوان یک عملکرد و سیاست درست یا غلط طرف مقابل از سوی چهار کاندیدای حاضر در مناظره ها مطرح نگردید. هر چند پاسخ دادن به این سئوال نیاز به بررسی طولانی تری دارد که در این گفتار نمی گنجد. اما به یک موضوع به صورت کوتاهتر می توان اشاره کرد. اصولا ترور و اقدام تروریستی برای رسیدن به اهداف سیاسی ـ اجتماعی در ماهیت، گذشته و عملکرد نیروهای اسلام گرا و ایدئولوژیک بر اساس گفتمان اسلامی چیزی جدید نیست. نیروهای اسلام گرا با پرچم و ماهیت دینی و ایدئولوژیک در تاریخ معاصر ایران از ترور و اقدام خشونت آمیز برای پیگیری برنامه و رسیدن به اهداف خود دور نبوده اند.

 از ترور احمد کسروی نویسنده و محقق مخالف مذهب توسط نواب صفوی عضو اصلی فدائیان اسلام تا ترور علی منصور نخست وزیر پهلوی دوم توسط هیات های موتلفه اسلامی، ترور (زخمی نمودن) دکتر فاطمی عضو کابینه دکتر مصدق ونیز اقدامات بی شمار و گسترده اسلام گرایان ایدئولوژی محور در خصوص تسویه خونین داخلی تا اقدامات گروه های شبه چریکی مذهبی که بعد از انشعاب سال 54 از سازمان مجاهدین خلق فاصله گرفتند، و در برنامه و عملکرد خود همان شیوه و روش ترور را در پیش گرفتند. گروه هایی با ایدئولوژی و اندیشه اسلامی همچون منصورون، فلاح، فتح، و غیره. .. . تمایل به ترور و خشونت در سیاست برای رسیدن به هدف در میان اسلام گرایان از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار می باشد. این مفهوم در گفتمان آنان از لحاظ فقهی و عقیدتی از سابقه طولانی برخوردار می باشد. در این گفتمان " ترور و خشونت " به درجه ای از تقدس رسیده است. تقدسی که آمرین و مجریان خود را در انجام و تحقق آن مکلف می دانند. این روش در سیاست در عقبه خود همواره تایید و یک فتوی دینی را در پی داشته است. به کامل ترین شکل همان به خدمت گرفتن دین برای اهداف سیاسی قدرت در مذهب شیعه می باشد. بر این اساس مجریان و آمرین آن نه تنها به انجام ترور میبالند، بلکه از دیدگاه معتقدان به آن چون برای پیشبرد اهداف الهی و بر اساس تعالیم دینی و مذهبی می باشد و در راستای تحقق یک خواست مذهبی صورت می گیرد، عملی صواب و مورد تایید دینی است. با این حال می توان گفت: که نیروهای سیاسی ـ مذهبی که نظام جمهوری اسلامی را شکل داده اند و هر کدام از نمایندگان آنها در عرصه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و امنیتی در سطوح مدیریتی و پست های اجرایی با دیدگاه " تئوری ترور و خشونت " بر مبنای اندیشه و عقیده دینی برای تحقق اهداف دینی و سیاسی و ایدئولوژیک همخوانی و همراهی داشته اند.

 از همین نقطه عزیمت است که می توان پی به عنصر مشترک فکری، اعتقادی و عملی سران کلیدی، اجرایی، قانون گذاری و قضایی در نظام جمهوری اسلامی پی برد. بی شک به دلیل همین نقطه اشتراک و اتفاق نظری و عملی است که این موضوع هیچگاه نه در متن و نه در حاشیه مناظره ها مطرح نشد. به دلیل دست داشتن، کاندیداهای حاضر در عرضه انتخابات و یا حامیان مادی و معنوی آنان در تصمیم گیری ها و اجرای ترورها در خارج و داخل ایران به مثابه نقطه اجماع طرفین همواره مسکوت ماند. این ترورها ضمن تاثیرات منفی و روحی بر مردم سبب گردید تا فاصله و شکاف آنها از حاکمیت عمیق تر و بی اعتمادی نسبت به حقوق شهروندی و مطالبات مدنی و اجتماعی بیشتر شود. ترورمخالفین در داخل و خارج توسط حکومت اسلامی، چهره نظام را در افکار عمومی داخل برملا و بسیار مخدوش نمود. موقعیت و اعتبار آنان در میان نظام های دموکراتیک، شخصیت های مدافع حقوق بشر، احزاب سیاسی و دموکراتیک، نهادهای مدنی و اجتماعی ونیز افکار عمومی مردمان دموکراتیک بسیار متزلزل و منفی گردید. لذا جمهوری اسلامی برای پیشبرد برنامه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود در مناسبات بین المللی مجبور به پرداخت هزینه های بسیار گزافی شد. با این وجود، کاندیداهای ریاست جمهوری دوره دهم در مناظره ها، نه عملکردها، برنامه ها، تصمیم گیری ها و اقدامات صورت گرفته در این راستا را به چالش کشیدند و نه موضوعات مرتبط به اندیشه و" سیاست عملی ترور " را حتی به صورت غیر مستقیم به بحث و مناظره گذاشتند.

به دلیل همان عنصر مشترک و نقطه اتصال و عزیمت برای نیروهای اسلام گرا با گرایش های فقهی، مکتبی، ایدئولوژیک و منجی گرا این مقوله " ترور، خشونت و حذف " برای مردم و نیز " ذوب شدگان در ولایت " که نیروهای مدیریتی واجرایی در 30 سال حاکمیت و نظام دینی هستند، از خطوط قرمز و جزیی از موارد اساسی اقدام و توافق مشترک است. ایران حوزه اولیه گفتمان ترور و خشونت اسلام گرایان تا مرزهای خارج از ایران برای فعالین سیاسی، اجتماعی، هنری و فرهنگی در دهه های حاکمیت نظام اسلامی فاقد امنیت بوده است. این تنها جبهه مشترک و مورد تایید بزرگان دینی و سیاسی حکومت است که از آمرین تا مجریان را در بر می گیرد. ترور نیروهای مخالف سیاسی و دگراندیش از مذهبیون انتقادگر تا نیروهای سکولاراجتماعی و سیاسی در طی حاکمیت دولت های مختلف توسط کمیته های ترور(ترکیبی از سران و تصمیم گیران نظام) صورت می گیرد. قربانیان ترورهای وین، برلین، پاریس، ایتالیا، قبرس، ترکیه، عراق و غیره یک هدف و پروژه مشترک برای حکومت دینی بوده. بر همین اساس است که در دوران حاکمیت جناح احمدی نژاد و یارانش از تروریست های اعزامی توسط هاشمی رفسنجانی به گرمترین شیوه استقبال می شود. آنان به دنبال آزادی خود به همان شیوه و ادبیات و گفتاری مورد استقبال قرار می گیرند، که دیروز با همان ادبیات و گفتار توسط جناح های دیگر حاکمیت که امروز در نقش اپوزیسیون نظام ظاهر شده اند، برای ترو ردگر اندیشان بدرقه می شدند.

 هر چند جنگ، اقتصاد، برنامه ریزی اجتماعی، سیاست های اقتصادی، سیاست های بین المللی، دیپلماسی و غیره به چالش و نقد گرفته شدند. اما ترور که یکی از بنیادهای فکری و عملی تداوم و رشد حاکمیت در طی 30 ساله اخیر و موتور محرکه گفتمان دینی بوده است، بحث در خصوص آن از سوی طرفین مهجور می ماند. نه تنها مجاز به پرداختن به این موضوع و عملکرد آمرین و مجریان آن نیستند، بلکه ارباب خاکستری و شاه کلید تئوری های این حوزه در زیر یک چتر و فضای امنیتی قرار می گیرد. اما از سوی دیگر قربانیان ترور، اندیشه و افکار دموکراتیک آنها که امروز به یک خواست و آرمان تاریخی سرتاسر ایران تبدیل شده است و دریک جبهه بزرگ و پایدار قرار گرفته اند. با ایمان به مسیر و اندیشه جانباختگان تروریسم دولتی بر مزار شهیدان در آرامگاهی چون( پیرلاشز) میعادگاه آزادی خواهان جمع می شوند، تا به شهیدان راه آزادی، صلح، جامعه دموکراتیک و عاری از ارتجاع و ترور ادای احترام کنند و به ادامه راه آنان تا رسیدن به جامعه دموکراتیک پیمان ببندند. این در حالیست که تروریست ها با هویت های شناخته شده برای مردم و افکار عمومی جریحه دار شده آنان، در تهران و در سایه حمایت مادی و معنوی حکومت اسلامی با شرایط مناسب اقتصادی و رفاهی در عرصه های مختلف امنیتی و سیاسی کماکان فعالند. 

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1426
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy