هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

ترور دولتی در کردستان ایران

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

 مهدی اعظمیmehdi_azami2

پس از آنکە حکومت موسوم بە ترور نخستین بار بعد از سقوط ژیروندنها* در فرانسە (از٣١ مە ١793 تا 1794) ، تحت عنوان اجرای اصول انقلابی، اعدامهای سیاسی فراوانی را مرتکب شد ، واژەی ترور کە در زبان فرانسە بە معنی خوف و دهشت افکنی است رسما وارد ادبیات سیاسی جهان شد و از آن پس هر گونە کشتار ،اعدام و قتل با انگیزەهای سیاسی ترور خواندە میشود

در سیاست از اعمال خشونت آمیز و غیر قانونی حکومتها برای سرکوب مخالفان خود و ارعاب آنان بە ترور دولتی تعبیر میشود کە این جدای از تروریسم دولتی میباشد کە برای دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر کە بە وسیلەی اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال یا تضعیف و براندازی دولت مذکور یا کل دستگاه حاکمە آن کشور انجام میپذیرد.

آنچە کە مبرهن است ترور یکی از متدهای کاربردی در سیاست حکومتهایی است کە با بازداشت، شکنجە، اعدام و انواع آزارهای غیر قانونی،از طریق نیروهای نظامی و امنیتی ،مخالفان را سرکوب کردە و جامعە را مرعوب میسازند.

پر واضح است کە گروهها ، سازمانها و احزابی کە از این سیاست برای مقابلە با دولتهای حاکمە سود می جویند نیز همسان با حکومتهای ترورگر (تروریست) برآورد میشوند.

اما آنچە کە امروز تحت عنوان تروریسم با آن مواجە هستیم تلفیقی از ایدئولوژی و جنایت با رویکرد سیاسی است کە با تقدس بخشیدن بە آن در جایگاە متمایزی با آنچە کە پیش از این بودە ،قرار گرفتە و بە عنوان یک حکم جهادی مشروعیت یافتە و قبح آن بە ارزشی ایدئولوژیک بدل گشتە و یکی از ارکان مبارزە با آنچە مخالف،بیگانە،کافر، ضد انقلاب و یا محاربش میخوانند،بە شمار می آید.

ناگفتە پیداست کە عدم وجود مبانی دمکراسی در زیر ساختهای فرهنگی جوامع جهان سوم و عقب افتادگیهای سیاسی ،اقتصادی و سیاست بازیهای قدرتهای بزرگ در این مناطق خود کاتالیزور بروز چنین ناهنجارهای سیاسی است کە امروزە بە یکی از معضلات دنیا تبدیل شدە است.

در ایران نیز بە دلیل عدم وجود ساختارهای سیاسی مبتنی بر اصول دمکراتیک و حقوق بشر ،پدیدەی خوف انگیز ترور بر تاریخ ایران سایە افکندە و در ادوار و زمانهای مختلف قربانیان خود را بە کام مرگ فرستادە است. اما آنچە کە پس از انقلاب مردمی سال ١٣٥٧ تا بە امروز شاهد آن بودەایم بی شک فراتر از آن است کە ما بە عنوان ترور و ترور دولتی در تاریخ ایران سراغ داریم چرا کە بە گونەای سیستماتیک و هدفمند و بە عنوان یکی از راهبردهای دولتی جهت حل و یا عبور از بحرانهای پیش رو بە کار گرفتە شدە است. این نیروهای متحجر کە در نتیجە از هم گسیختگی و عدم انسجام گروههای اپوزیسیون با استفادە ابزاری از دین بە عنوان پاشنەی آشیل جوامع سنتی و عقب ماندە بر اریکەی قدرت تکیە زدند، از همان نخستین روزهای حکمرانی بە قلع و قمع مخالفان خود پرداختەاند.

در این میان سهم ملت کرد در کردستان ایران از جنایت و تروریسم دولت مرکزی بە مراتب بیش از دیگران بودە و مردم و احزاب کرد هموارە اهداف این سیاست خونبار و ضد انسانی بودەزند چرا کە بر خلاف دیگر ساکنان ایران کە خوشبینانە و بدون دوراندیشی حاکمیت جمهوری اسلامی کە تا آن زمان ماهیت و اهدافش بر همگان پوشیدە بود را پذیرفتە بودند،ملت کرد در کردستان ایران با دوراندیشی و درایت رهبران خود ،دستان سیاە این نو دولتان را از پس لفاظی های مردم فریبشان تشخیص دادە و از همان آغاز بە این حکومت گفتند.

اینچنین بود کە بنیانگزار حکومت مرگ و تباهی در ٢٨ مرداد سال ١٣٥٨ بر علیە ملت کرد حکم جهاد صادر کرد و رسما پروسە ترور دولتی در کردستان را اجرایی کرد. از آن پس تا کنون این پروسەی مرگ آفرین در تمامی اشکال سیاسی،اقتصادی و فرهنگی بە اجرا در آمدە است و بسی درد کە در این جدال نابرابر، کردستان بار دیگر همچون همیشەی تاریخ ،بی یار و یاور ماندە و هیچ روشنفکر غیر کردی در اینبارە بە رسالت و تعهد روشنگری خویش پایبند نماندە و هیچ آزاد اندیش مرکز نشینی حق آزادی برای ملت کرد را محترم نشمرد.

جنگ ،کشتار ،اعدام ،جنایت،ویرانی، خون،آتش و گلولە پاسخی شد برای هر آنچە کە این مردم مبارز در چهارچوب خواستهای دمکراتیک و مسالمت جویانە خود برای آزادی و دمکراسی در ایران و حق تعین سرنوشت در سرزمین مادری مطرح ساختە اند.

پروسەی ترور دولتی در کردستان ایران را میتوان بە دو دورە تقسیم نمود. دورەی نخست از زمان مخالفت با مطالبات مردم کرد و آغاز جنگ در کردستان تا پایان جنگ ٨ سالەی ایران و عراق و دورەی دوم پس از پایان جنگ هشت سال تا بە امروز میباشد.

در این دورەها رژیم حاکم بر ایران در جدالی نابرابر تمامی مرزهای انسانی و اخلاقی را در نوردید و هر آنچە در توان داشت را در راستای سرکوب خواستهای آزادیخواهانە ی ملت کرد بە کار بست .جنگ.بمباران شهرها و مانطق کرد نشین،محاکمەهای گروهی و اعدامهای فلەای، کشتار و جنایات بشری، ملیتاریزە کردن فضای عمومی جامعە و بگیر و بندهای فعالین سیاسی و مدنی،از شاخصەهای دورەی نخست هستند کە بر خلاف تصور بسیاری کە آن را در قالب رخدادهای جنگی تفسیر میکنند و بر آنند کە از قبح این جنایات بکاهند باید گفت کە نە تنها این اقدامات بخشی از ترور دولتی در کردستان است بلکە در بسیاری موارد میتوان از آن بە عنوان ژینوساید ملت کرد در کردستان ایران تعبیر کرد.

شایان ذکر است کە در فاز اقتصادی این پروسە ،هموارە نابرابری در بهرەمندی از امکانات اموزشی،بهداشتی درمانی و رفاهی و نیز تبعیض در تخصیص بودجە در بخشهای عمرانی و صنعتی و سرمایگزاریهای اقتصادی در کردستان یکی دیگر از ابعاد ترور دولتی در کردستان است کە موجب بروز ناهنجارهای اجتماعی چون فقر، بیکاری،اعتیاد و بزهکاری شدە کە جامعە کردستان امروزە با آن دست بە گریبان است.

عدم برخورداری از حق آموزش بە زبان مادری،نبود فضای مساعد برای شکوفایی و بالندگی فرهنگی، لغو مجوز فعالیت نشریات و روزنامەهای مستقل و بازداشت روزنامەنگاران کرد، عدم وجود امکان فعالیت روشنفکران ، ادیبان و نویسندگان کرد در زمینەی چاپ و نشر کتاب از سویی و تحریف مبانی تاریخی و فرهنگی ملت کرد توسط قلم فروشان مزدور از دیگر سو نیز بخشهایی از ترور دولتی جمهوری اسلامی در عرصەی فرهنگی در کردستان بودە است.

آنچە کە از آن بە عنوان مصادیق ترور دولتی بدان اشارە شد هموارە بە عنوان سیاست موازی با سرکوبگری های خشن -کە بسیاری بە غلط تنها آنرا مصداق ترور دولتی میدانند- بە اجرا در آمدە و آثار زیانباری را بر جامعە کردستان تحملی کردە است.

اما آنچە کە در محافل بین المللی موجب رسوایی حکومت ایران در عرصەی جهانی شد و این حکومت را بە عنوان یکی از حکومتهای سرکوبگر کە برای حذف مخالفانش بە ترور مبادرت می ورزد، شناساند، ترورهای مخالفان و رهبران اپوزیسیون در خارج از کشور و دگر اندیشان در داخل کشور بود کە در این میان ملت کرد در کردستان ایران نیزجمعی از رهبران و فعالین سیاسی خود را در کردستان عراق و اروپا از دست داد کە نام آور ترین آنان دکتر عبالرحمن قاسملو دبیر کل وقت حزب دمکرات کردستان ایران است کە نامی آشنا در عرصەی دیپلوماسی و سیاست در کردستان ، ایران و حتی جهان است.

٢٢ سال پیش از این در ٢٢م تیرماە سال ١٣٦٨ دکتر قاسملو کە بە منظور یافتن راە حلی مسالمت آمیز برای مشکلات ملتش در وین پایتخت کشور اتریش با نمایندگان جمهوری اسلامی بە مذاکرە نشستە بود ، بە همراه دو تن از یارانش بە نامهای عبداللە قادری آذر و دکتر فاضل رسول ، هدف یک اقدام تروریست قرار گرفت و بە شهادت رسید.

ترور قاسملو تنها ترور رهبر یک حزب یا سازمان سیاسی نبود. قاسملو نماد مبازەی دمکراسی خواهی در کردستان بود کە افکار انسان محورش را در ساختار حزبش تبیین کردە بود.

ترور قاسملو ،ترور یک اندیشە بود کە خواهان آزادی ، برابری و حق تعیین سرنوشت برای ملتش بود.

او هرگز آزادی ملتش را از دیگر ایرانیان جدا نداست و هموارە برخورداری از حق تعیین سرنوشت ملتش را منوط بە آزادی تمامی ملل ایرانی میدانست و این اصل را در مبارزاتش پیروی میکرد.

او کە پیش از مرگش کاندید دریافت جایزەی صلح نوبل شدە بود ،هموارە از درگیر شدن حزبش در جنگی ناخواستە ابراز نا خرسندی میکرد و بارها اعلام داشتە bwd کە ما ناگزیر از دفاعیم و این جنگ بە ما تحمیل شدە است، از همین رو مترصد بروز امکانی برای حل مسالمت آمیز مسئلەی کردستان بود، و با وجود اینکە میدانست این امکان چە مخاطراتی میتواند برایش در پی داشتە باشد، باز هم بە امید یافتن راهی برای پیشگیری از جنگ و خشونت کە فطرتا با آن بیگانە بود، پیشقدم شد و جانش را بە پیشگاە آزادی و دمکراسی تقدیم نمود و جاودانە شد.

قاسملو دلبستە آزادی بود و بە آن عشق میورزید. او در جستجوی این عشق ، از سوربون بە کردستان سفر کرد و عطای کرسی استادی آن را بە لقای رنج دیدگان سرزمین مادری اش بخشید.

او از آنچە دیگران عمری در پی اش سرگردانند و برای رسیدن بە آن گاه از مرزهای اخلاق و انسانیت عدول میکنند بە سادگی گذشت و در کنار مردمی جای گرفت کە با دستانی تهی،قلبهای پر مهرشان را بە او تقدیم داشتند.

رژیم با ترور قاسملو نشان داد کە تا چە اندازە از حضور آزادیخواهانی چون قاسملو در میدان مبارزە هراسناک است. انان دریافتە بودند کە شخصیت دکتر قاسملو کە مورد احترام تمامی آزادیخواهان ایرانی بود تا چە اندازە میتواند در ایجاد انسجام و اتحاد در میان اپوزیسیون مٶثر باشد، از همین رو کمر بە قتل او بستند و با دسیسەای ناجوانمردانە مقصود شوم خویش را عملی ساختند.

اکنون پس از گذشت ٢٢ سال از این واقعە، هنوزمردم کردستان بە آرمانهای قاسملو وفادار ماندە اند و در سالیاد شهادتش یاد او و مبارزاتش را گرامی میدارند.

آنچە کە ما امروز شاهد آنیم نوید بخش این واقعیت است کە با رشد آگاهیهای سیاسی و درک رسالت مبارزاتی در جهت نیل بە آزادی و دستیابی بە حق تعیین سرنوشت در کردستان، افکار و اندیشەهای قاسملو درمیان آزادیخواهان کرد تجلی یافتە و روشنی بخش مسیر مبارزە است.

در ٢٢مین سالروز شهادت دکتر قاسملو و یارانش بە روان پاکشان درود میفرستیم و یادشان را گرامی میداریم.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1737
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy