هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آن اراده بود که دیکتاتوری را هراسانید

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

hoshyar_-_sharifzada2بعضی وقتها برای صرف نظر خود و منصرف کردن دیگران از امری، هزاران بهانه آورده می شود که با یک دلیل می توان همه آنها را رد کرد. یعنی انسان ذاتأ وقتی نخواهد کاری بکند میتواند خود را به ریسمانهای رنگاورنگ سفسته و بهانه تراشی بياویزد، اما از ارائه یک برهان و دلیل محکم عاجز می شود.

زمانی که سیاهی بال بر رخ روشنایی کشیده بود و ماه و ستاره گان همه در بند سیاهی محبوس بودند، ستاره ای یاغی شد، یاغی از یاغیگری، یاغی از طاغوت و یاغی از جهل و استبداد. در این مقطع همگی از خواص و عام به شیوه ای در هراس بودند، مردم از دیواره ها می ترسیدند و از موشها یکه می خوردند. جیر جیر درها دیگه موسیقی گوش وایستادن جاسوسان بود. دیگر شاه خدا بود میهن کنیزی در حرمسرای وی. مردم رنجبر و رعایایی بودند که تنها باید تمرین کمر خم کردند می کردند و منتظر می بودند تا از فضل اعلیحضرت و خدای زمینی خود بهره مند شوند. این دوران فرق چندانی با عصر آنغ خاتون و دوران فراعنه نداشت.

تا اینکه مثل همیشه کوه های سربه فلک کشیده کوردستان به خود لرزیدند و غرش رعدآسای جوانان کورد ، سکوت مرگبار استبداد ایران را شکست، آری موسیقی شلیک برنو گوشها را نوایی دیگر نوائید. مردم از خواب بیدار شدند، امروز دیگر سرحال و قبراغ، بین مردم زمزمه بود که دلیر فرزندانمان برگشته اند، هر کسی به نوبه خود چیزی می گفت و ابراز احساساتی می کرد.پیکره ستم شاهی لرزیده بود، خوف سراسر وجود خائنین را فرا گرفته بود. لبان سربازان و نوکران دربار و مسئولان نظامی امنیتی محلی خشکیده بود.

بله... کم کم اسم اسماعیل شریف زاده و عبدالله گرویی ، ملا احمد شلماشی ملقب به (ملا آواره) ، ملا سمایل فقی بیسی ، سلیمان معینی ، عبدالله معینی و..... بر سر زبانها افتاد. اسم پیشمرگ کورد لرزه بر اندام بدن طاغوتیان می افکند. امنیت کاذب پادشاهی بهم خورده و وجه بین المللی پادشاه خام و ناپخته ایران تخریب شده بود. ملت به زمزمه افتاده بودند ، روح تازه ای در پیکر جامعه کورد دمیده بود ، گویا منجیانی از راه رسیده و می خواهند دوزخیانی را از عذاب برهانند ، با آغوش باز از آنها استقبال کردند.

آنکه در این مبارزه و جانفشانی بیشتر مشهود بود، اراده محکم و عزم راسخ مبارزه بود، آنها ایمان داشتند که با کشته شدنشان نه تنها نخواهند مرد بلکه خون تازه ای در شاهرگهای مبارزه و انقلاب خواهد دمید. مبارزه ای که باج می خواهد، باجی که خون ملت است، خونی که به هدر نخواهد رفت و نهال آزادی را سیراب خواهد کرد. بله ارتش و ژاندارم و ساواکیان چنان هراسیده بودند که بجای اسلحه یشان پوتینها را بدست می گرفتند و بجای سنگر گرفتن و مقاومت فرار ترجیح می دادند.

بلاخره اسماعیل شریف زاده و یاران بیاد ماندنیش، قهرمانانه سنگر بستند، از ملت حراست کردند و نهایتا قهرمانانه جان دادند و جاودانه در قلبها ماندند. اسماعیل با درک عمیق به مبارزه برای آزادی ، به باوری رسیده بود که با جانفشانی او نمیمیرد بلکه روح مبارزه و طغیان را در همنوعان خود می دمد و جوهره آزادی را به قلبهای دیگر منتقل می نماید. او نمرد، در قلبها جاودانه شد و جوهره مبارزه، طغیان و آزادیخواهی را به قلبهای آزادیخواه ، راسخانه و مصممانه منتقل کرد.

زند باد یاد " اسماعیل شریف زاده"نماد شهید جنبش دانشجویی کورد و کوردستان و همگی یاران شهیدش در قیام سالهای 1347-1346.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1424
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy