هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

شگفتا که اسرائيل تا کنون به تاسيسات هستی ايران حمله نکرده است!

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

amir_sepehr_-_israeil2يکی از دوستان مجازی، مفاله ای برايم فرستاده بود که موضوع آن (احتمال حمله اسرائيل به تاسيسات اتمی ايران) بود. نويسنده آن مقاله که خيلی هم ادعای روشنفکری داشته و در ميان آن دگر مدعيان روشنفکری هم، لوله هنگ اش کلی آب برميدارد، بجای پرداختن به پيش زمينه های وقوع چنين حمله ای و در عوض برخورد و محکوم کردن مسئولان اصلی چنين بلايی، تمام گناه ها را بر گردن دولت اسرائيل افکنده و از مردم هم دعوت کرده بود که بقول خمينی، "هر فريادی که دارند، بر سر اسرائيل بکشند". با دفاع زير جلکی هم از رژيم روضه خوان ها، داشتن حتا سلاح اتمی را هم حق اين رژيم صلح طلب و خوش سابقه و متمدن و ناز و مامانی دانسته بود.

نگارنده بی اينکه اصلن شأن خود را به زير کشيده و نامی از اين جناب روشنفکر(؟!) به ميان آورم، بايد بنويسم که گر چه من بعنوان «يک ايرانی»، حمله اسرائيل به ميهنم را هيچ دوست نداشته و در صورت وقوع چنين حمله ای هم، هرگز در کنار اسرائيل نخواهم ايستاد، ليکن از جايگاه «يک عنصر سياسی و يک نويسنده»، حمله به تاسيسات اتمی چنين رژيم بی فرهنگ و وحشی و تروريستی را نه تنها حق طبيعی اسرائيل دانسته، بل که اصلن در شگفتم که چطور دولت اسرائيل تا کنون به چنين حمله ای افدام نکرده است!

من از جايگاه همان عنصر سياسی و نويسنده، به «چرايی» حق اسرائيل اشاره خواهم کرد. پيش از آن اما، بايسته می بينم که اندکی هم از اين« بينوايی فرهنگی» خودمان بنويسم. چرا که از ديد من، ارايه چنين تحليل های کژ و بی ارزشی از سوی کسانی که خود را روشنفکر هم می پندارند، چنانچه با مراد «خيانت» مباشد، از چيز دگری ناشی نمی شود، مگر همان «فقرفرهنگی» که آوردم.

و اما، يکی از ويژه گی های نابجای ما در «داوری» در باره هر کس و پديده ای، ديدن همه چيز از پشت پنجره ی سليقه ها و منافع خودمان است، حال چه به شکل فردی و چه در مقياسی ملی، بويژه در عرصه سياست. نابجايی اين ويژه گی هم زمانی آشکارتر گشته و آدمی را بيشتر می آزارد که انسان آنرا در سخنان و نوشته های سياسيون و مدعيان روشنفکری ما می شنود و می خواند.

برای مثال وقتی سخن از گفته يا کنشی احتمالی از سوی يک رهبر سياسی بيگانه و کشوری در جهان در پيوند با ما و کشورمان پيش ميايد، اغلب گفته می شود که: «مگر آمريکا عاشق چشم و ابروی ماست!»، «از ديويد کامرون به ما سودی نخواهد رسيد»، «سرکوزی در پی منافع خويش است»، «چين که به فکر ما نيست»... و سخنانی از اين دست. يعنی سخنانی که اگر از سوی مردم عادی ما باشد، ناشی از عدم آگاهی آنان از مقوله ی سياست است و باز قابل تحمل، ليکن چنانچه از سوی کسانی باشد که ناسلامتی ادعای «روشنفکری» هم دارند، ديگر سخيف و اصلن فاجعه بار!

 زيرا طبيعی و از روشنای روز هم روشن تر است که آمريکا و انگليس و فرانسه و روس و چين و ماچين... در فکر ما نبوده و اصلن نبايد هم باشند. هر سياست پيشه و کشوری در اين جهان، هر کاری که می کند يا نمی کند، می بايد که نخست منافع خود را در نظر داشته باشد. نگاه ما هم به عملکرد هر رهبر و ملتی، می بايد که از دريچه ی نگاه خود آنان و با در نظر گرفتن منافع خود آنها باشد. نه اينکه آيا سخنان آنان خوشايند ما و اقدامات آن ها در راستای منافع ما بوده است يا خير. همچنان که يک سياستمدار خردمند، موفق و قابل احترام برای شخص من، کسی است که بهترين اقدامات را برای تامين منافع ملی کشور خود و امنيت و رفاه ملت خويش انجام ميدهد، ولو که آن اقدامات اصلن همگی هم به زيان مردم و ميهن من باشد.

مگر جز اين است که يکی از بزرگترين دلايل ستيز ما با پايوران رژيم روضه خوان ها، بجای تلاش آنها در راه بهبود شرايط زندگی خود ايرانيان، در انديشه لبنان و غزه و بوليوی و نيکاراگوئه بودن و حق مردم تهی دست و سيه روز ما را به جيب ترويست های لبنانی و فلسطينی سرازير کردن است؟ مگر ما خود پيوسته اعتراض نمی کنيم که وقتی خود ايرانيان به نان شب خود نيز محتاجند، ما اصلن حق گشودن «نوانخانه» هايی در بوليوی و تی مور و موريتانی و جزاير قمر و ديگر دولت های گدا گودوله جهان نداريم؟ و مگر ما نمی گوييم که مردم کليه فروش را نيازی به گشودن «دفاتر دوست يابی» در سانتياگو، چيراميناندو، بوگوتا و ماناگوا... نيست که هر ساله چند صد ميليون دلار خرج روی دست اين مردم خود از همه محتاج تر ما می گذارد؟

پس اين چه سخنان لغو و بيهوده چيست که «فلان سياستمدار بيگانه به فکر ما نيست» و «بهمان کشور فقط بدنبال منافع خويش است»؟! ما بايد بدانيم و بپذيريم و به مردم خود نيز بياموزيم که پديده ای بنام «سياست»، امروزه در بهترين شکل خود نيز گونه ای «هماوردی» است. عرصه ی سياست هم در انسانی ترين حالت خود، «ميدان» اين هماوردی جهانی. از اينروی هم در اين عرصه، آن دسته از دولت ها و ملت هايی در بالاترين سکو ها ايستاده، بهترين مدال ها را درو کرده و بيشترين سود را ميبرند که در اين ميدان خوش بدرخشند.

باری، سخن ما بدينجا رسيد که (چرا حمله ی اسرائيل به تأسيسات هسته ای ايران، حق آن کشور است؟) حال ژرف و خوب به پرسش هايی که طرح خواهم کرد، توجه کرده، سپس وجدان و شرف انسانی خود را به داوری طلبيده و خود نيز حق و ناحق بودن چنين حمله ای را از قاضيان درون خويش جويا شويد.

آيا پس از سی و سه سال «مرگ بر اسرائيل» گفتن مقامات کشوری و لشگری و بسيجی و لباس شخصی های جمهوری اسلامی،

 آيا پس از سی و سه سال تبليغ برای دروغ جلوه دادن هلوکاست و کشتار شش ميليون انسان بی گناه يهودی آيين با برگزاری دهها نشست و سمينار و کنفرانس،

 آيا پس از سی و سه سال پرچم اسرائيل را در ايران به آتش کشيدن،

 آيا پس از سی و سه سال از پشت تمام تريبون های سازمان ملل و ديگر نهاد های بين المللی به اسرائيل ناسزا گفتن،

 آيا پس از سی و سال تهديد «محو اسرائيل از روی نقشه جغرافيای جهان» بوسيله تک تک ارشدترين مقامات نظام رژيم روضه خوان ها،

 آيا پس از سی و سه سال فحاشی به اسرائيل از جايگاه امامان جمعه در ايران و مردم نمازگزار را به دادن شعار «مرگ بر اسرائيل» واداشتن،

 آيا پس از تهديد آشکار نابود کردن اسرائيل با بمب اتمی بوسيله هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران که همه جهانيان نيز آنرا ديدند و شنيدند،

 آيا پس از سی و سه سال اسرائيليان را از «خوک» هم نجس ترخواندن،

آيا پس از سی و سه سال آموزش و کمک لجستيکی و دادن سالانه صد ها ميليون دار پول به گروه های ضد اسرائيلی،

 آيا پس از سی و سه سال انجام مستقيم و غيرمستقيم عمليات تروريستی بر عليه يهوديان و منافع آنان در سراسر دنيا،

آيا پس از دستگيری دهه ها تروريست رژيم ايران در حين پياده کردن طرح ترور مقامات اسرائيلی در آسيا و اروپا و آفريقا و مناطق گوناگون قاره آمريکا و، و، و، اينک اين حق طبيعی اسرائيل هست که به تاسيسات اتمی ايران حمله کند يا خير؟

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1562
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy