هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

مزدوران محلی و سیاست احزاب کردی

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

mozdoor2طی چند قرن گذشته همیشه در میان توده‏های مردم کردستان چه در زمانی که هنوز باور ناسیونالیزم به خودآگاهی کنونی نرسیده بود و چه در زمان حال و بخصوص در یک قرن گذشته همیشه از پدیده‏ای بنام مزدور محلی یا همان جاش سخن به میان می‏آید که در میان ملت کرد این کلمه یکی از منفورترین کلمات می‏باشد که بر کسی اطلاق می‏شود.

مزدور محلی بعنوان ننگی همیشگی بر پیشانی کسانی قرار داده می‏شود که خودآگاهانه یا ندانسته در جهت مخالف منافع ملت خود قدم برمی‏دارند و حتی گاهی خود عامل اصلی سرکوب خواسته‏های ملت خود می‏شوند. این افراد با در نظر گرفتن منافع شخصی به همه تاریخ خود پشت می‏کنند و بخاطر منافع اقتصادی و اجتماعی خود به هر شیوه ممکن در چهارچوب توطئه‏های دشمنان و اغلب حکومت‏های حاکم بر سرزمینشان، علیه ملت خود دست به اسلحه می‏برند و در سرکوب و جنایت و قتل عام ملت خود شرکت می‏کنند. در تاریخ کردستان از زمان صفویه تا به امروز و در هر مرحله تعبیری از این اصطلاح وآسیب‏شناسی جاشها شده است. این آسیب شناسی و خودفروشی مزدوران محلی گاه با بیان ابیات و اشعار و گاه با بیان آوازی دلنواز سروده شده است که در همه آنها این کار را ننگ و خیانت دانسته‏اند. در میان این اشعار که کلمه مزدور را می‏توان برای اولین بار از آن استنباط نمود بیت معروف دمدم می‏باشد که طبق بیت برای اولین بار شخصی بنام" احمد بیگ لیتانی" با خیانت به امیرخان برادوستی سرچشمه آب قلعه را به دشمنان خان نشان می‏دهد و در نتیجه این خیانت خان و همراهانش همگی کشته می‏شوند. این خیانت احمد بیگ لیتانی در طول 500 سال اخیر که از واقعه دمدم می‏گذرد در ادبیات شفاهی و کتبی ملت کرد آمده است که در همه بیت‏ها وی را نفرین و خائن به دین و ایمان و ملتش می‏دانند.

احمد بیگ لیتانی، بی دین و بی ایمان

خیانت کرد و رفت پیش دشمنان

کیست این کافر بی ایمان

زهراگین کردن آب قلعه کردان

روز قیامت است نزد آنان

قتل عام می‏شوند مسلمانان

همچنین در تاریخ کردستان آمده است زمانیکه قیام میر محمد رواندزی در حال پیروزی بود از سوی آخوندی بنام ملا محمد ختی که دست نشانده عثمانیها بود، با دسیسه امپراطوری عثمانی و با دادن فتوایی جنگ با عثمانی را جنگ با اسلام و خدا اعلام کرد و همین امر سبب از هم پاشیدگی و در نتیجه شکست قیام میر محمد رواندزی شد. از آن تاریخ به بعد نام ملا محمد ختی نیز مانند نام احمد بیگ لیتانی به نامی ننگ آور و مزدور در تاریخ شفاهی و ادبیات کردها ثبت گشت.

بعد از شکل گیری ناسیونالیزم کردی و بحث حقوق ملی کردها و تشکیل ده‏ها دولت جدید در جهان و فروپاشی امپراطوریهای قاجاری و عثمانی و ظلم مضاعف بر ملت کرد، کردها نیز با درک شرایط به میدان آمدند و خواستار حقوق خود شدند. در این بین کسانی بودند که راه جاش بودن و مزدوری را برگزیدند و با تمام وجود بخاطر منافع ناچیز مادی، علیه مردم خود جنگیدند. این عده به مرور زمان و با شناخت و درک مردم از مبارزه رهایی‏بخش ملت کرد به جاش معروف شدند و در مقابل کسانی که اسلحه بدست گرفتند و دفاع مشروع از ملت خود را در اولویت قرار دادند و بخاطر ملت خود از همه هستی و نیستی خود و حتی جان خود گذشتند به مدافعین ملت یا همان پیشمرگ معروف شدند و در نزد مردم قداستی باور نکردنی پیدا کردند و رمز ماندگاری و مبارزه ملت کرد شدند و روز به روز بر شمار آنان افزوده می‏شود. رژیم‏های حاکم بر سرزمین کردستان با ترفندهای فراوان سعی نمودند عده ای را با در اختیار نهادن امکانات فریب داده و آنها را همچون وسیله ای برای اجرای سیاستهای خود به کار گیرند، که هدف اصلی رژیمهای حاکم دو مسئله اصلی بود.

1ـ بی‏گمان بدون وجود مزدوران محلی هرگز دشمنان ملت کرد به آسانی نمی‏توانستند پیشمرگان کرد را به دام بیندازند و ازسوی دیگر برای مقابله با مردمی که متعلق به سرزمینی که مملو از کوهستانهای سر به فلک کشیده است نیاز به کسانی بود که اهل این سرزمین و شناخت کافی از این مناطق داشته باشند.

2- رژیم‏های حاکم با این کار بنیان جنگی ویران کننده که در بین کردها و بخصوص احزاب کردی به جنگ برادر کشی معروف است را پایه‏ریزی کردند که براساس این طرح اهریمنی در هر دو صورت چه پیشمرگان کشته شوند و چه جاشها کشته شوند، ضرر کننده اصلی ملت کرد می‏باشد و این فرزندان ملت کرد هستند که همدیگر را می‏کشند. از طرفی دیگر این امر باعث پایه‏ریزی اختلافات ایلی و عشیره‏ای در بین عشیرها و خاندان کرد می‏شد که به مرور زمان رژیم حاکم استفاده خود را در جهت سرکوب جنبش کردها از آن می‏برد و به راحتی جنبش را دچار شکست می‏نمود.

رژیمهای حاکم در این راستا با سرمایه‏گذاری بر روی بعضی از افراد پول‏پرست و در اختیار قرار دادن سرمایه‏های مادی و انسانی این افراد را به مزدوران و جیره خوارانی تبدیل کردند که قیمت و ارزش کار آنان نابودی برادرانشان بود که در دفاع از حقوق ملت خود اسلحه بدست گرفته بودند.

این مرحله که از سالهای 1927 به شیوه‏ای سیستماتیک شروع شد تا قیام آرارات و سپس جمهوری کردستان در سال 1945 ادامه داشت که متأسفانه رهبران جامعه کرد آن زمان هیچ پاسخی برای این پدیده که دیگر به شکل نیروهای منظم خائن در آمده بودند نداشت و حتی بعضی از این افراد در رتبه‏های بالا در این قیامها شرکت داشته‏اند.

با گذشت زمان و انقلاب 1357 در ایران و سرانجام حمله نیروهای رژیم تازه به کردستان ایران و کشتار صدها تن از شهروندان کرد و جنگ سه ماهه کردستان و در نتیجه شکست سهمگین رژیم و اعلام آتش بس و به نوعی قبول خواسته‏های ملت کرد، رژیم به این امر پی برد که شکست جنبش کردها بدون استفاده از مزدوران محلی امکان پذیر نیست و در این چهارچوب دست به جمع‏آوری و دادن وعده‏های فراوان به یک سری از عناصر نمود که امکان نفوذ در میان آنان را داشت کرد. اما برای اولین بار در تاریخ کردستان رهبری مبارز به آسیب‏شناسی این ضعف کردها پی برد و سعی در خنثی نمودن این دسیسه رژیم کرد. عبدالرحمن قاسملو رهبر کارآمد کرد با شرکت دادن همه اقشار ملت کرد و افشای طرحهای رژیم برای کشتن کردها بدست همدیگر، اکثریت قریب به اتفاق خانهای کرد را در جنبش کرد گرد هم آورد و به مرور زمان دیدی وسیع از خواسته‏های ملت کرد را برای آنان شرح داد که در نتیجه و طبق گفته کریس کوچرا، کردستان ایران در مقایسه با سایر بخشهای کردستان در زمان حیات قاسملو از کمترین مزدور و جاش برخوردار بوده است. بی‏گمان نقش قاسملو در خنثی نمودن این توطئه نقشی بسی حیاتی بوده است که همیشه و باید در صفحات تاریخ ملت کرد نوشته شود.

سیاست درست و اصولی حزب دمکرات کردستان ایران در برخورد با اسرا و زخمیهای جنگی و رعایت کنوانسیون ژنو در برخورد با اسرای جنگی و بخصوص سربازان و مزدوران محلی که به اسارت پیشمرگان در می‏آمدند سبب شد که بسیاری از آنها بار دیگر دست به اسلحه نبرند بلکه کسان دیگری را که دست به اسلحه می‏برند را منع نمایند و حتی بعضی از این افراد اسلحه پیشمرگ را بدست گرفتند و تا آخرین لحظه برای آرمانهای ملت کرد جنگیدند و جان خود را فدای آرمانهای ملت خود کردند. این سیاست طبق گفته یک سری از کادرها و پیشمرگان حزب سبب جذب افراد غیر کرد در حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری قاسملو شد و همانگونه که می‏بینیم چندین ارتشی و نظامی که دارای درجات عالی نظیر سروان و سرگرد و... بوده‏اند جذب حزب دمکرات کردستان می‏شوند و تا آخر در این حزب می‏جنگند و هرگز به ملت خود پشت نمی‏کنند.

این سیاست پایه ریزی شده حزب دمکرات ابعاد وسیع‏تری نیز به خود می‏گیرد و روحانیون کردستان بر خلاف ملا محمد ختی در حزب شرکت می‏کنند و شخصیتهای روحانی و شیوخ نقشبندی و قادری نیز در جمع مبارزان حزب دمکرات کردستان ایران دیده می‏شوند. سیاست درستی که باعث جلوگیری از جنگ برادرکشی در کردستان ایران شده است.

رژیم جمهوری اسلامی ایران ایجاد قداست در نزد مزدوران خود طرحی را در مقابله با نام پیشمرگ که عبارت بود از "پیشمرگ مسلمان" مطرح کرد و در این راه به شکل‏های گونان سعی در این امر نمود که "پیشمرگان احزاب کردی"را کافر و جاش و خائنین و مزد بگیران خود را "پیشمرگ مسلمان"معرفی کند و به این شکل با استفاده از قداست نام پیشمرگ که در نزد کردها نامی مقدس بود و از سوی دیگر با آوردن کلمه مسلمان و دخالت دین در این پروسه، به نوعی مردم را از پیوستن به احزاب کردی و به گفته آنان "پیشمرگان کافر" دور نماید.

رژیم، سالیان بعد طبق طرحی دیگر کلمه "بسیج" را در میان مردم جای انداخت و کسانی که به این نام تن در می‏دهند، امکانات مالی و زندگی بچه‏هایشان تامین می‏شود و در همین راستا در مراحل راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه بسیج دانش آموزی را جای داد که کسانی که در این صفوف قرار نمی‏گرفتند از رفتن به دانشگاه محروم می‏شدند و در همین رابطه هزاران جوان کرد به علت قبول نکردن مزدوری، ترک تحصیل و یا از ایران خارج شدند. در این طرح نیز بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان تنها برای رسیدن به مقاطع تحصیلی به اجبار به عضویت بسیج در آمدند ولی هرگز آن مزدور دلخواه نشدند بلکه علیه منافع رژیم دست به مبارزه زدند و در لباس بسیج به عضویت احزاب و جریانهای کرد در آمدند و به ملت خود وفادار ماندند. در این سیاست اگر چه به ظاهر رژیم فکر می‏کرد که موفق به خنثی نمودن احزاب کردی شده است اما در عمل و با گذشت زمان خود رژیم به این موضوع پی‏برد که این افراد تنها بنا به مصلحت خود و به اجبار به عضویت بسیج درآمده‏اند و از این رو خطر دیگری را که داشتن اسلحه در دست این افراد بود که اگر احیانا شرایطی آشفته پیش بیاید این افراد مطمئنا بر ضد نظام و با اسلحه‏هایی که خود رژیم به آنان داده است، عمل خواهند کرد. لذا در مرحله بعد، اکثر این اسلحه‏ها از بسیجیان پس گرفته شد و تنها کارتی مبنی بر بسیجی بودن به این افراد داده می‏شد که در سفر اخیر خامنه‏ای به استانهای کرمانشاه و کردستان و رژه نظامی بسیجیها به خوبی اعتبار این بسیجیها مشخص بود بطوری که تنها بسیجیان کرد اسلحه در دست نداشتند و مابقی نیروهای رژه رونده همگی مسلح بودند که این خود مبنی بر بی اعتباری و نبود باور نسبت به کردها است، حتی اگر بسیجی هم باشد.

همزمان رژیم ایران با این طرح و برای مقابله با جنبش آزادیخواهی کرد و بخصوص مبارزه در رسانه‏ها گروه جدیدی از مزدوران را پرورش داده است. وجود فضای مجازی و ارتباط گسترده با داخل ایران و برعکس آن و همچنین وجود چندین کانال تلویزیونی متعلق به احزاب کرد مخالف رژیم، رژیم را واداشت که به پرورش نسلی از مزدوران به اصطلاح قلم بدست کرد، نظیر عرفان قانعی فرد روی بیاورد که خود رژیم ضمینه مساعد برای این بسیجی دیروز و قلم به مزد امروز را فراهم نمود که با در اختیار قرار دادن امکانات فراوان مالی، وی را بعنوان یکی از منتقدان عملکرد احزاب کردی در عرصه رسانه‏های وابسته و خود رژیم مطرح سازد.

در این مرحله اکثر احزاب کردی و بخصوص پیام دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران ، مصطفی هجری به مزدوران و کسانی که راه خیانت را پیش گرفته بودند، جای تأمل و دور اندیشی دارد. حزب دمکرات کردستان ایران در این مرحله از شرایط حساس و ملتهب جامعه و زمانی که نظام به شدت سعی در برافکندن دسیسه ها و طرحهای نوینی برای مزدوری در بین مردم داشت و در حالی که بسیاری از مزدوران کم کم در توطئه رژیم ایران در حال غرق شدن و خیانت بودند، پیام حزب دمکرات کردستان پنجره‏ای نوین از مبارزات مردم کردستان را گشود که در آن کسانی را که ندانسته و از روی ناچاری به مزدوری روی آورده بودند، هوشیار و آنان را به آغوش گرم ملت فراخواند.

اگر چه کسانی در ابتدا این پیام را نامسئولانه می‏دانستند اما با گذشت چند ماه و گذشت زمان، ارزش و دورنمای این پیام خردمندانه بر همه اقشار و بخصوص اپوزیسیون کرد روشن شد. در این مرحله شمار زیادی از کسانی که قبلا مزدور بودند و حتی کسانی با سابقه که دستانشان به خون فرزندان ملت کرد آغشته نشده بود به صفوف مردم پیوستند و بسیاری دیگر با احزاب کردی تماس گرفتند و از گذشته خود دور شدند در واقع پیام روشن و بخشش کسانی که به نوعی در دام توطئه رژیم افتاده بودند، فرصتی بود که هر یک از افراد فریب خورده آرزوی چنین اقدامی را داشتند. پیام حزب دمکرات کردستان موجی از خوشحالی را در میان مردم به همراه داشت و در واقع نیروی از دست رفته را به خلق بازگرداند.

منبع: ‌روزنامه "کوردستان"، شماره 572

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1686
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy