هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

داستان طیف اصلاح طلب یا همون سبزالهی

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

dastane_jonbeshe_sabz

داستان طیف اصلاح طلب یا همون سبزالهی که سی سال همراه و شریک جرم خمینی بودند این است که سی سال در سرکوب آزادی و جنایات و بیرون راندن احزاب مخالف از قدرت نقش داشتند و برای اعدام خفقانی که خمینی ایجاد کرده بود الله اکبر میگفتند و هورا میکشیدند و حالا که نوبت خودشان شده که صحنه قدرت را ترک کنند و از قدرت بیرون انداخته شوند. اعتراض میکنند و اگر قرار بود اینها سر قدرت بمانند و حزب و یا گروه دیگری به خاک و خون کشیده شوند. با این نظام کمال همکاری را میکردند و برای خامنه ای صلوات و الله اکبر میگفتند. مثل سی سال گذشته یعنی اگر در انقلاب 1357 آدمهای مثل سروش و خاتمی و میرحسین و سایر نوکران این رژیم نبودند و برای خمینی الله اکبر نمیگفتند و دهان انتقاد کنندگان را با مشت آهنین و به عنوان ضد انقلاب و محارب نمیبستند و... اعدام و شکنجه نمیکردند. و فضایی ترس و وحشت ایجاد نمیکردند. البته لازم به یاد آوریست که در دهه خونین شصت که بشترین اعدامها و شکنجه ها صورت گرفت. همین جناب موسوی بود نخست وزیر و سومین مرد داری قدرت اجرایی در ایران بود. نه تنها سکوت کرد و تا سال شصت و هشت نخست وزیر بود و از سال شصت هفت تا سال هشتادو هشت در مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش کلیدی داشت. یعنی این آقا تا قبل از انتخابات هشتادو هشت یعنی سی سال به جمهوری اسلامی خدمت کرده و این حرفها که بعد از نخست وزیریش از کار دولتی کنار کشیده حرف مفت است. البته در انسانها تحول ایجاد میشود و بعد از کار خود پشیمان میشوند. ولی نه میرحسین موسوی و نه کروبی و سایرین هیچکدام تا به امروز نه گفته اند که بدنبال سکولاریسیم و دمکراسی هستند و نه اضهار پشیمانی از گذشته خود. برعکس وقتی سه ملیون نفر در خیابانها آمده بودند تا کار رژیم را یکسره کنند. همین آقای میرحسین مردم را به آرامش و رفت

ن به خانه ها فراخواند ؟؟؟ انگار صف نانوایی است. برید خونه هاتون دیگه پخت نمیکنیم ! همین آقایان نمیخواستند که در کشور دمکراسی و سکولاریسیم حاکم شود و جایگزین جمهوری اسلامی شود. و همین سبزالهی ها بودند و همین جناب میرحسین موسوی بود که در بیانيه هایش میگفت که هرکس شعار ساختار شکن بدهد و برعلیه جمهوری اسلامی از ما نیست و حتی مردم را به خفه کردن این صداها فرامیخواند و بعد چند روز که دیدند نمیشود گفتند. تظاهرات سکوت یعنی همه ما بیایم و هیچ شعار ندهیم تا آقایان سبزالهی میخواستند از ما (یعنی از تظاهرات ما مردم ) به بهترین نحو برای دوباره به قدرت رسیدن خودشان کمال سو استفاده را بکنند. و رفته رفته مردم دست موسوی و کروبی و سبزالهی ها را خوانندند و فهمیدند که جنگ جنک قدرت است بین سبزالهی و حزب الهی و این طیف نه تنها آزادی و دمکراسی مهم نیست بلکه اینان خواهان یک جمهوری اسلامی بزک دوزک شده هستند. اما اکثریت ملت ایران خواستار سرنگونی این رژیم و جایگزین کردن آن با یک سیستم که در آن جدایی کامل دین از سیاست و دمکراسی اصل است. حالا شما هم میگوید هیچ نگویم تا اتحاد ایجاد شود. این حرفی بود که اوایل انقلاب به هرکس که از خمینی ایراد میگرفت گفته میشد. این پیرمرد روحانی که درماه دیده شده که ما را به بیراه نخواهد برد. اما متاسفانه انقلاب ملت ما را دزدید و آتش جنگ هشت ساله ای را افروخت و یک ملیون ایرانی را در جبهه های جنگ و زندانهای مخوفش اعدام و شکنجه کرد و به کشتن داد و نیم ملیون ایرانی دیگر را که یکی از آنها خود من هستم در این جنگ معلول و مصدوم کرد و کشتار سال شصت و شصت و هفت را پدید آورد و .ده ملیون ایرانی را آوره غربت کرد و.....الان سی سال از اون روز شوم میگذرد. حالا الان هم شما اومدی میگویی از موسوی ایراد نگیرید و ازش انتقاد نکنیم و مثل گوسفند دنبالش را بیفتیم و به به کنیم .دوست گرامی پس ما کی باید از تاریخ درس بگیریم. هیچ کس آنقدر مقدس نیست که مورد انتقاد و پرسش قرار نگیرد. اگر امروز نشود از موسوی و سبزالهی ها ایراد گرفت فردا که به قدرت رسید دیگر نخواهد گذاشت که ازشان انتقاد کنیم .و جوابمان مشت آهنین خواهد بود.

 

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1691
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy