هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

بسيجيان «پروازى» و سفرهاى رهبرى!

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

babak_rad_-_basijiane_parwazi

مسابقه ارضاى تمايلات نفسانى آيت الله خامنه اى پايان ندارد. از دعوت از شاعران مديحه گو بگيريد تا فراخواندن نمايندگان مجلس، كه دو زانو خدمت رهبرى مى نشينند، و از برگزارى «نمايش محبوبيت رهبرى» در استانهاى محروم و لشگركشى «بسيجيان پروازى» براى ايجاد موج پرشكوه دوستداران رهبر بگيريد تا تروكاژهاى تلويزيونى براى به رخ كشيدن اقتدار رهبرى، همه و همه براى ارضاى حس بى پايان خودكامگى در مقام معظم رهبرى است.

آيت الله خامنه اى امروز به كرمانشاه رفت. استانى با آمار بيكارى بالا، فقر شديد، محروميت فراگير و بالاخره فساد دولتى هولناك! ايشان اما در اجتماع خودجوش(!) هزاران برادر و خواهر «بسيجى پروازى» (معادل استاد پروازى!) حضور يافتند كه شايد براى بار اول كرمانشاه را مى ديدند! بسيارى از اين «هزاران نفر!» از اقصى نقاط كشور به كرمانشاه آورده شده بودند، تا رهبر معظم باور كنند كه آنها «شهروندان مرفه كرمانشاهى!» هستند كه هيچ دغدغه و مشكلى ندارند به جز ديدار با معظم له و شوق حضور در محضر نايب ولى عصر!! به همين بهانه، ايشان براى اين جمعيت خوشحال و شيفته ى ولايت، چيزى از مشكلات و محروميت هاى استان كرمانشاه نفرمودند و فقط از «قيام وال استريت!» و احتمال سقوط و زوال آمريكا و گسترش بيدارى اسلامى در اروپا سخن گفتند و صلاح نديدند درباره ساير مسائل كم ارزش داخلى سخنى بگويند!

اما اين «بسيجيان پروازى» كيستند؟ و چرا هر سفر رهبرى، دهها برابر طرحهايى كه قولش را به مردم مى دهند، هزينه بر مى دارد؟ بسيجى پروازى به مدد پولهاى بادآورده حكومتى، صبح تهرانى است، عصر شهروند خوزستان يا آذربايجان مى شود! او بسته به «مأموريت» مى تواند شهروند هركجا باشد. دو روز قبل به كرمانشاه يا سنندج سفر مى كند، لباس محلى را از بسيج تحويل مى گيرد، در بازارها مى چرخد و در زمان فرود آمدن سفينه ولايت، به عنوان يك شهروند كرد يا كرمانشاهى يا گيلانى و... به مسير استقبال برده مى شود و براى «آقا» بوسه و گل و دست و دم تكان مى دهد. بسيجى پروازى در حقيقت نقش «حلقه حفاظتى رهبر» را هم ايفا مى كند. او بايد نقش همان حلقه انگشترى را بازى كند كه گويا نگين سليمانى را در آغوش كشيده است. اينگونه ديگر هيچ شهروند ناراضى و هيچ نيازمند نامه به دستى، مزاحم تصاوير دوربينها نمى شود و دوربينهاى صداوسيما فقط «قافله عشق» را به تصوير مى كشند!

بسيجى پروازى دو يا سه روز زودتر از «آقا» به استان مى آيد و دو روز بعد از رفتن ايشان، لباس محلى را از تن در مى آورد و به سمت تهران و مشهد و قم بر مى گردد! براى اعزام هر «يك فروند» از اين شهروندنماهاى بسيجى و براى حضور خودجوش(!) آنها در سفرهاى مقام معظم رهبرى و پاداش و كارانه و اسكان و تغذيه شان ، مبلغى بين يك ميليون و پانصد هزار تومان تا دو ميليون تومان هزينه مى شود!

اگر اين رقم را در تعداد هزاران بسيجى اعزامى كه صدا و سيما اعلام مى كند و عمدتا" «جمعيت غيربومى» هستند ضربدر كنيم، معناى ارقام ميلياردى هزينه هاى سفرهاى رهبر فرزانه را از نزديك لمس خواهيم كرد. هرچند ممكن است تعداد صفرهايش، ما و شما را دچار سرگيجه و كلافگى كند و از خير ادامه ضرب و تقسيم منصرف شويم. اما در كشورى كه مردم براى دريافت 40 هزار تومان يارانه صف مى كشند، به يك بسيجى كه در ازاى يك هفته «نمايش عشق به رهبر» نزديك به دو ميليون تومان درآمد نصيبش مى شود، خيلى هم بد نمى گذرد!

بسيجيان استقبال كننده از نايب امام زمان، دو دسته اند. بسيجيان ساده را به شهرستانهاى كوچك مى فرستند. با اتوبوس و وانت و سوارى! درآمد آنها كمتر از بسيجيان پروازى است. رتبه آنها هم از بسيجيان پروازى پايين تر است. مگر آنكه قابليت هاى خود را طورى نشان دهند كه به چشم دوربينها و مسئولان بيايد. يكى از اين قابليتها آويزان شدن از ماشين رهبر است. انداختن خود زير چرخهاى آن. بوسيدن قدمگاه حضرت آقا! اما بسيجيان پروازى، بايد داراى «رتبه بالاى ولايت مدارى» باشند. كلاس و سابقه بسيجيان پروازى، خيلى بالاتر از اتوبوس سوارى و وانت و سفرهاى زمينى است. در سفر رهبرى به استان كردستان، به هر فرد بسيجى معمولى تا هفتصد هزار تومان داده شد. ولى براى بسيجيان پروازى، علاوه بر بليط دوسره هواپيما، اسكان در بهترين هتلهاى كردستان و چهار روز پيشواز(!) و دو روز بدرقه و تفريح در مناطق سياحتى استان و پاداش نقدى داده بودند، كه جمعا" حدود يك ميليون و چهارصد هزار تومان تا دو ميليون تومان مى شد. همچنين ميزان تشويقى به اعضاى خانواده بسيجيان كه با آنها به اين سفرها بروند، مبلغ پانصدهزار تومان تشويقى تعلق گرفته بود! قطعا" امروز، اين پاداشها بيشتر از ريخ و پاشهاى دو سال قبل (سفر رهبر به كردستان) است. زيرا بعد از گذشت دو سال از آن سفر و افزايش تورم و ريزش طرفداران رهبرى، اين رقم هم بايد بالا رفته باشد!!

سال قبل در جريان سفر «رهبر ساده زيست» به قم، حدود هفتصد ميليارد تومان ناقابل هزينه شد! كه البته هنوز هم رقم دقيقى نيست. اما تا وقتى اختلاس هاى سه هزار ميليارد تومانى را مى توان انجام داد و با فرمان حكومتى «كـــــش ندادن مسئله» آن را لاپوشانى نمود، ديگر حكومت هيچ هراسى از «جور شدن» هزينه سفرهاى شاهانه مقام عظماى ولايت ندارد! آنچه مقام معظم رهبرى را نگران و آزرده خاطر مى كند، دردهاى مردم مظلوم وال استريت و بيدارى اسلامى در اروپا و لبنان و غزه است. شايد به باور ايشان، مردم ايران در «بهشت» زندگى مى كنند و به عبارتى «كشور به اين مرفهى؛ هرگز نديده ملتى»! مى گوييد نه؟ از بسيجيان پروازى خوشحال و ذوب شده در ولايت سئوال كنيد و فقط به تصاوير امروز صدا و سيما اطمينان كنيد كه انگار حتى يك آدم دردمند در كرمانشاه وجود ندارد. آقاى خامنه اى، تنها نويسنده نمايشى است كه داستان نمايش را «باور» كرده است! وگرنه همه دانسته اند لباسى بر تن اين سلطان خودكامه و خودفريب نيست و اين «سلطان لخت است»!

ياد پروين اعتصامى زنده باد كه روزگارى سرود:

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟

آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:

این اشک دیده من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست!!

 

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1485
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy