هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آیا دوران فدرالیسم برای کردها پایان یافته است

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

behzad_xoshali_logo_web_11"جان مك گاري" و "برندن اولری"، حداقل پنج عنصر اساسى دخيل در فرو پاشى فدراسيون ها را بر شمرده اند:

1 ـ ( Coercion ) : رقابت هاى داخلى ميان ملت هاى ساكن به جاى توافق

 مثال: جمهو رى هاى اتحاد جماهير شوروى سابق

2 ـ ( Auth oritarianism ) : فقدان دموكراسى در فدارسيون از بدو پيدايش و فروپاشى به محض پروسه ى دموكراتيك .

مثال: بنگلادش و پاكستان ، اسلوونى و كرواسى در يوگسلاوى سابق

3 ـ ( Maltreatment of Smaller Nation ) : عدم توانايى فدراسيون در حل منازعات ميان ملت هايى بزرگتر با ملت يا ملت هاى كوچكتر

مثال: مالايا و چين

4 ـ (Distributive Conflicts ) : نا توانى در اجراى صحيح سياست هاى توزيعى ، مالياتى ، سهم درآمد و مخارج عمومى

مثال: چك و اسلواكي

5 ـ ( Centralizing Coups ) : تلاش حكومت مركزى براى ايجاد مركزگرايى قدرت .

مثال: صربستان در يوگسلاوى سابق

****

برندن اولری در ادامه ی مقاله ی خود می نویسد: "فدراليسم، يك فلسفه سياسى است كه در برگيرنده هر دو حوزه ى " مشاركت در قدرت" و "حكومت بر خود" است . سيستم هاى سياسى فدرال ، آن اندازه از محيط سياسى را در بر مى گيرد كه محاط كننده واژه هاى زير باشد : « كنفدراسيون ، فدراسيون ، اتحاديه ها ، ائتلاف ، ايالت ، تقسيم قدرت و …"

فدراسيون ها سيستمهاى سياسى فدرالى ويژه اى هستند كه نخستين بار در سال 1787 در شهر فيلادلفيا "نظريه پردازي" شدند .

در يك "فدراسيون واقعي" ، حداقل دو واحد حكومتى وجود دارد : "فدرالي" و "منطقه اي"

اين دو واحد ( فدرالى و منطقه اى ) در عين تقارن ، هر كدام سهمى از قدرت را در اختيار دارند . هر دو واحد ، سهم قدرت خود را مستقيماً از شهروندان مى گيرند كه اين موضوع ، فدراسيون را از "كنفدراسيون" متمايز مى سازد .

 

behzad_federeaism_12


در يك فدراسيون دموكراتيك ، شهروندان با شركت در انتخابات ، به صورت مستقيم ، ضمن برگزيدن حكومتهاى فدرالى و منطقه اى ، سهم هر يك از حكومتها از قدرت را نيز مشخص وتعيين مى كنند . "فدراسيون ها" تجمعى هستند. در فدراسيون ها قدرت هر "حكومت" قانونى و متمايز از حكومت ديگرى است .

در "فدراسيون هاى اعتباري" حكومت فدرالى نمى تواند به صورت يك جانبه سهم خود را از قدرت معين كند . در اين فدراسيون ها ، ضوابط قانونى ، تعيين كننده سهم هر يك از حكومت هاى فدرالى يا منطقه اى از قدرت است . بنابراين ، فدراسيون ها به صورت خودكار ، نيازمند يك قانون مصوب هستند و معمولاً "يك ديوان عالي" به عنوان مرجع تصميم گيرى و نظارت دارند كه روابط فدرالى و منطقه اى را در هر دو سطح خرد و ميانه كنترل مى كنند . فدراسيون ها به طور معمول ، دو قوه ى مقننه نيز دارند كه يكى مجلس شورا و ديگرى مجلس سنا است .

فدراسيون ها بسيار متغيرند. از اين رو تعريف مدلى از "فدراليسم" براى كردها، به مثابه "مدل آمريكايى فدراليسم" ، امرى غير ممكن مى نمايد . اين مسأله نه به خاطر آنكه من يكى از شهروندان ايالات متحده و آمريكايى هستم بلكه به خاطر تمايزات بنيا دينى است كه بين كردها و كشور عراق از يك سو و شهروندان ايالت متحده از سوى ديگر وجود دارد.

همچنان كه پيش از اين گفتيم "فدراسيون" ها بسيار متغيرند :

نخست : درگستره بيشينگى ( جغرافيايى و جمعيتى ) :

تمام فدراسيون ها ، گستره ى مشخصى به لحاظ جغرافيايى و جمعيتى دارند اما درجات جغرافيايى و جمعيتى آنها متفاوت است . از سوى ديگر درجات اقتدار در فدراسيون ها نيز از يك فدراسيون به فدراسيون ديگر فرق مى كند . ايالات متحده آمريكا ، استراليا و برزيل ، براى هر ايالت در سنا ، تعداد نمايندگان مساوى قائل مى شوند .

يك فدراسيون بزرگ ، در سطح « فدرال » ، روى قدرت سياسى متمركز مى شود و در هرم عمودى ، يك مجلس قانون گذارى و يك رئيس جمهور يا يك نخست وزير و يك كابينه براى تمام كشور تعريف مى كند. در اين فدراسيون ها ، رئيس هر فدراسيون ، فرماندار آن فدراسيون است .

در اين فدراسيون ها ، تصوير سازى هاى كلان كشور مانند بخش عمومى ، تخصيص منابع ، سياستهاى پولى ، سياستهاى نظامى و روابط خارجى در سطح كابينه صورت مى گيرد .

دوم : توزيع قدرت در حكومت فدرالى :

بسيارى از انديشمندان اين تفاوت را در ميان فدراسيون ها ، بنيادين مى دانند .

سناى آمريكا بسيار قدرتمند تر از كاخ سفيد است زيرا "اختيارات ويژه" ى خود را از حوزه ى عمومى دريافت و بر اساس آن تصميم سازى مى كند .

نمونه هاى ديگرى از استدلال توزيع قدرت را در كانادا ، هند و بلژيك مى توان مشاهده كرد:

سوم : تمايز فدراسيون ها در توزيع قدرت ميان حكومت فدرالى و حكومت منطقه اى .

در بسيارى از فدراسيون ها ، قدرت حكومت فدرالى بسيار بيشتر از حكومت منطقه اى و تقريباً نامحدود است . در مقابل ، در برخى ديگر از فدراسيون ها ، قدرت حكومت منطقه اى توام با ظرفيت ها و اختيارات ويژه است .

در مدل آلمانى فدراليسم ، حكومت فدرالى ، سياستگزارى و قانون گزارى مى كند و اداره و اجراى قانون در حوزه ى اختيارات حكومت هاى محلى است . با وجود اين ، سياستگزارى ها و قانون گزارى هاى تام در فدراسيون ها به صورت « شمول عام » ديده نمى شود ، بلكه در برخى از فدراسيون ها اختيارات تصميم سازى ، به حكومت هاى محلى نيز واگذرا شده است ، اگر چه استثناى تصميم سازى در اين مورد ، تصميم سازى هاى مالى و سياسى در سطح كلان است."

****

 كردها در هریک از چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه يك اقليت در برابر ملت های بالادست محسوب مى شوند . در یک فدراسيون، به دلایلی که گفته شد كردها در بلند مدت، بزرگترين بازندگان سيستم فدرالى خواهند بود

 ملت بالادست ممكن است بر مليت ، هويت هاى زبانى و فرهنگى و تداوم سلطه ى اقتصادى و اجتماعى خود بر هریک از کشورهای چهارگانه ی گروه سلطه پافشارى كنند.

 در دو کشور ایران و عراق، اکثریت مذهبی، به خاطر سلطه ى سنتي آیینی خود، تمايلات مذهبى و ملى ويژه ى خود دارند كه آنها را به طور كلى از كردها متمایز می سازذ.

در حالت کلی تر، به دلیل رقابت هاى داخلى ميان ملت هاى ساكن به جاى توافق، فقدان دموكراسى در فدارسيون از بدو پيدايش و فروپاشى به محض پروسه ى دموكراتيك، عدم توانايى فدراسيون در حل منازعات ميان ملت هاى بزرگتر با ملت يا ملت هاى كوچكتر، ناتوانى در اجراى صحيح سياست هاى توزيعى ، مالياتى ، سهم درآمد و مخارج عمومي، و تلاش حكومت مركزى براى ايجاد مركزگرايى قدرت، نمی توان دورنمایی روشن برای استقرار و تداوم فدرالیسم در کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه ترسیم کرد.

به نظر می رسد دوران فدرالیسم و مطالبه ی آن حتی به عنوان یک شعار دوران گذار نیز برای کردها به پایان آمده است.

منبع:

 کردها، ائتلاف، سهم قدرت، برندن اولری، ترجمه ی بهزاد خوشحالی

 مقایسه ی نظام های فدرالی، بهزاد خوشحالی، کتاب الکترونیک

www.adabestanekave.com/book/federalism.Doc

توضیح: پروفسور برندن اولرى ، استاد علوم سياسى دانشگاه پنسيلوانيا و مدير مركز مطالعات تضادهاى قومى اين دانشگاه است

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

تماس از طريق فيس بوك:

صفحه مدیر سایت

صفحه سایت


ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1269
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy