هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آیا "لورها" کورد و یا نژادی جدا با هویتی مختص بە خود هستند؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

xalil_jangi_logo_webبعداز کشیدن مرزهای ساختگی سایکس پیکو و شروع پروسەی دولت ملت در ایران، عراق، ترکیە و سوریە و کل منطقە، لورها نیز بە مثابەی تمام کوردها بە زیر تیغ شونیزم فارس، اعراب و اتراک کشیدە شدند و دچار بحرانی سخت برای شناسە و هویت خویش گشتند. آنها مدام از سوی قدرت های منطقە تحت یک سیاست مشخص با برنامەای سیستماتیک و از قبل تنظیم شدە مورد انکار قرار گرفتەاند کە تا بە امروز نیز این سیاست شوم و منحوس از سوی حکومت های مرکزی با موجی شدیدتر ادامە دارد.

تحرکات دشمنان و اشغالگران کوردستان از یک طرف و از طرفی دیگر بی توجهی و سردرگمی و راکد شدن نخبەها و روشنفکران لور و سست بودن دیگر اکراد در مقابل آنها از طرفی دیگر سبب گشتە تا این مکمل بزرگ ملت کورد یعنی لورها دچار بحران سخت هویتی و موجودیتی خویش شوند.

لورها مخصوصا در شرق کوردستان بە علت مسائل تاریخی متعدد،اقتصادی،جغرافیایی،ئایینزاییی و ... هم از مابقی کوردها جدا و دور گشتەاند و هم از جنبش های استقلال طلبی در نقاط مختلف کوردستان جا ماندە و نتوانستەاند بە اندازەی کافی و لازم خود را بە آن گرە بزنند.متاسفانە امروز شاهد آن هستیم کە در عراق و ایران بە تور تاثیرات فرهنگی و اجتماعی فارس ها و اعراب گرفتار و سرگرادن شدەاند.

لورها بیشتر از یک صدە است کە فاقد هرگونە سازمان سیاسی و ارگانی و دستگاههای آموزش و پرورش در راستای کارهای فرهنگی،کلتوری،روشنفکری هستند کە شوربختانە در نهایت بی وجدانی بە زیر چنگال و یورش زبانی و فرهنگی و تاریخی دام و دستگاههای مخرب حکومت های مرکزی قرار گرفتەاند و بدون هیچگونە وسیلەی دفاعی جهت حفظ هویت خویش بە باتلاقی پرخطر و ترسناک در مسیر نقرە ذوب کردن نژاد و تاریخ و اصل موجودیت خود از سوی دشمنان بی رحم ملت کورد افتادەاند و روز بە روز این بحران عمیق تر میشود.

در همچین شرایط حساسی وظیفەی تمام شخصیت های سیاسی و روشنفکران و ادیبان و شاعران و تاریخ شناسان و زبان شناسان و غیرە و تک بە تک هر لور و کورد وطن پرستی است کە در مقابل این پروسەی شوم اشغالگران کوردستان جهت نابودی این گنجینەی کوردستان قدم برداشتە و از کانال های متعدد و گوناگون خصوصا از طریق رسانەها برای خنثی کردن سیاست نحس دشمنان کوردستان در مقابل این طیف بزرگ ملت کورد یعنی لورهای برادر گام بردارند و بە هرگونەای کە شدە باید آنها را هوشیار و از ذوب ریشەای آنها جلوگیری کنیم.

 

lorha_kordha_2


باید هرچە بیشتر بکوشیم تا اداب و رسوم و کلتور و لهجە و تاریخ و بطورکلی شناسەی لورها کە بخشی جدانشدنی از زیبایی ساکنان زاگروس است از بین نرود و فنا نشود.همەی ما کوردها در مقابل هم مسئول بودە و باید بە کمک هم و نهادها و سازمان های مربوط و حتی بعنوان یک شخص در راستای حفظ هویت ملی خود کوشا و فعال باشیم.

تمامی‌ مورخان‌ و جغرافی نویسان‌ عرب‌ همه‌ی‌ مردم‌ ساکن‌ مناطق‌ لورنشین‌ را محسوب‌ کرده‌اند. مثلاً ابن‌خردادبه‌ در "المسالک‌ و الممالک‌" خود از رسوم‌ " ملت كورد" در فارس‌ سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌ است‌. نویسنده‌ی‌ مشهور "كورد" «شرف‌ الدین‌ بدلیسی‌» در کتاب‌«شرفنامه‌ یا تاریخ‌ مفصل‌ کوردستان‌» لوران‌ را در زمره‌ی‌ كوردان‌ محسوب‌ و می‌نویسد: اکراد چهار قسم‌ است‌ و زبان‌ و آداب‌ ایشان‌ مغایر یکدیگر است‌: اول‌ کرمانج‌، دوم‌ لور، سوم‌ کلهور، چهارم‌ گوران‌. اکثر شرق‌شناسان‌ نیز لوران‌ را در جمله‌ی‌ كوردان‌ به‌ حساب‌ آورده‌اند و این‌ نظریه‌ به‌ ویژه‌ از سوی‌ نویسندگان‌ كورد مقبول‌ افتاده‌ است‌. نویسندگان‌ ایرانی‌ نیز درباره‌ی‌ كورد بودن‌ لوران‌ نظریات‌ متفاوتی‌ ابراز داشته‌اند.از جملەی آنها کە لورها را جدا از کورد میدانند تنها پان ایرانیست ها و فاشیزم فارس است.اگرنە هیچ سند تاریخی دال براینکە لورها یک نژاد منطبق بە خود و جدا از کورد هستند وجود ندارد،تمام نوشتەهای آنان برطبق اصول بنیادین حکومت های مرکزی میباشد کە با ملت کورد سر ستیزی داشتە و هرچە بیشتر در تلاش اند تا این طایفەی بزرگ کورد یعنی لورها کە بخشی بزرگی از تاریخ ملت کورد را تشکیل میدهند از کوردها جدا بکنند و با تمام سعی خود از طریق رسانەهای محلی،کتب درسی،مقالەها،روزنامە،سخنرانی های متعدد دولتی،نمایشگاه ها و غیرە میخواهند سیاست شوم خود را بر این مردم پیادە کنند و بە آرمان های نحس خود برسند.در این راستا نیز تا حدود زیادی متاسفانە کار خود را پیش بردەاند بطوری کە امروز خیلی از لورها خود را فارس میدانند و یا میگویند ما لور هستیم نە فارسیم و نە کورد! بخشی هم هنوز معتقدند کە آنها لور هستند یک ملت جدا با تمام مختصات آن و یا دستەای دیگر نیز بر این باورند کە کورد هستند و شرایط و مکان و سیاست های رژیم های مرکزی آنها را بە این روز دچار کردە،پس باید کوشید کە هویت اصلی لورها کە از کوردان جدا نیستند در میان تمام مردم لور جا بیفتد و از ناسیونالیزم کوردی جدا نمانند و بتوانند بە جنبش های آزادیخواهی کوردستان دوبارە بپیوندند و سرزمین و هویت خود را از چنگال شونیزم فارس نجات دهند کە در این راستا نیز گام های موفقیت آمیزی برداشتەاند.وضعیت کنونی مسئلەی کورد و نیروی پیشمرگ کوردستان در انظار عمومی و جهان امروز بطور کلی باعث شدە است کە تمام طوایف کورد پراکندە شدە و تبعید شدە تا حد زیادی بخود بیایند و خود را تافتەی جدا بافتە از هویت اصلی خود نبینند.

هنری‌ راولینسون‌ در سفرنامه‌ی‌ خود می‌نویسد: زبان‌ آنها (لوران‌) یکی‌ از گویشهای‌ كوردی‌ است،‌ ولی‌ از نظر لفظ‌ با گویشهای‌ طوایف‌ دیگر نواحی‌ زاگرس‌ فرق‌ می‌کند.

بارون‌ دوبر سیاح‌ روسی‌ نیز در سفرنامه‌ی‌ لورستان‌ و خوزستان‌ خود می‌نویسد: با وجودی‌ که‌ حالا طوایف‌ لور و كورد خود را تا حدی از یکدیگر متمایز می‌دانند اما هنوز هم‌ زبان‌ مورد استفاده‌ی‌ آنها مشترک‌ است‌ و این‌ موضوع‌ بە سادگی میواتند هم‌نژادی‌ آنان‌ را نمایان کند.

پروفسور محمدامین‌ زکی‌ بگ نویسنده‌ی‌ معروف کتاب‌ كورد و کوردستان‌ می‌نویسد: عده‌ای‌ از مستشرقین‌ به‌ علت‌ وجود بعضی‌ اختلافات‌ لفظی‌ و رسوم‌ که‌ بین‌ لورها و دیگر اکراد وجود دارد، این‌ طایفه‌ را جزو اکراد به‌ حساب‌ نیاورده‌اند که‌ البته‌ این‌ نظریه‌ از سوی‌ مستشرقین‌ بسیار کم‌ مورد تأیید قرار گرفته‌ است‌ و توضیحات‌ ذیل‌ غلط‌ بودن‌ این‌ نظریه‌ را ثابت‌ می‌کند: تاریخ‌ گزیده‌ که‌ اطلاعات‌ جالبی‌ از لورستان‌ قدیم‌ را ارائه‌ داده‌ می‌گوید که‌ این‌ طایفه‌ در درّه‌ی‌(مان‌ ـ رود) سکونت‌ دارند و در نزدیکی‌ این‌ دره‌ شهری‌ است‌ که‌ به‌ گفته‌ی‌ «استخری‌» «لور» یا«اللور» نامیده‌ شده‌ است‌ و این‌ طایفه‌ را به‌ همین‌ جهت‌ «لور» نامیده‌اند.

یاقوت‌ حموی‌ می‌گوید: لورها از اقوام‌ كورد هستند که‌ در مناطق‌ بین‌ خوزستان‌ و اصفهان‌ ساکنند و سرزمین‌ آنها را به‌ نام‌ لورستان‌ نامیده‌اند.

طبق‌ تحقیقاتی‌ که‌ دکتر فریچ‌ انجام‌ داده‌ است‌ لورها از اکراد شرق کوردستان هستند و اکراد شرق ازنظر لفظ‌ دو قسمت‌ اند: ۱ـ كوردی‌ زبان‌"منظور گویش کوردمانج بالا،کوردمانج پایین،جاف ۲ـ لوری‌ زبان‌"کە گوران،لک،کلهوری را نیز بە گویش لوری منطبق دادە و این‌ در حالتی‌ است‌ که‌ از لحاظ‌ لهجه‌ و لفظ‌ و اخلاقیات‌ و خصوصیات‌ قومی‌ روابط‌ بسیار مستحکمی‌ بین‌ آنها وجود دارد تا جایی‌ که‌ مستشرقین‌ مشهور و بزرگی‌ چون‌«سرجان‌ ملکم‌» «لوریه‌» «هاسل‌» و «براون‌» یکی‌ بودن‌ لور و كورد را قبول‌ و در كورد بودن‌ لورها شکی‌ ندارند.

جودت‌ پاشا مورخ‌ مشهور در جلد اول‌ تاریخش‌ می‌نویسد: لور بختیاری‌ و گوران‌ و لَک‌ همه‌ از یک‌ قومند و اصلشان‌ از قومی‌ است‌ در فلات ایران"منظور شرق کوردستان" که‌ از سرزمین‌ تنگه‌ی‌ هرمز تا مرعش‌ و ملاطیه‌ پراکنده‌اند و عشایر زند نیز از خود آنها میباشند. مخصوصاً تفاوت‌ کم‌ و زیادی‌ که‌ از نظر لفظ‌ و شاخه‌های‌ آن‌ هست‌ نمی‌تواند دو شاخه‌ی‌ ملتی‌ را از هم‌ جدا کنند، زیرا این‌ تفاوت‌ لفظ‌، گاه‌ در بین‌ قومی‌ و در یک‌ منطقه‌ هم‌ به‌ نظر می‌رسد. چنانکه‌ در ناحیه‌ی‌ سلیمانیه‌"جنوب کوردستان" سلیمانی‌ها کلمه‌ی‌ بیاور را«بیهێنه‌» bîhêne می‌گویند ولی‌ طایفه‌ی‌ همه‌ وندی‌ها آنرا«باره‌» Bare و روستاییان‌«بیهێره‌،بیتێرە» bîtêre،bîhêre بیان‌ می‌کنند. تازه‌ عین‌ این‌ فرق‌ در زبانهای‌ دیگر هم‌ کاملاً محسوس‌ است‌ مثل‌ تفاوت‌ لهجه‌ای‌ که‌ در زبان‌ عراقی‌ها، سوری‌ها، مصری‌ها و حجازی‌ها هست‌ و یا تفاوت‌ روسی‌ و صربی‌ و بلغاری‌.

هیچ‌ شکی‌ نیست‌ اگر برای‌ فرهنگ‌ كوردی‌ هم‌ همتی‌ شود پس‌ از مدتی‌ این‌ اختلاف‌ لفظى‌ کم‌ و ملت‌ كورد هم‌ صاحب‌ زبانی‌ مرتب‌ و منظم‌ خواهدشد. این مشکلات و اختلافات و پراکندگی و تبعید کوردها و تلاش دشمنان و اشغالگران کوردستان برای نابودی هویتی و ریشەای آنها باعث شدە است تایفەای برزگ از کوردها یعنی لوران بە تردید در هویت خود دچار شوند،اما این مشکلات ریشەای نیست و کوردها میتوانند با استقلال و برپایی دولت مستقل کوردستان تمام طوایف خویش را بە زیر یک پرچم واحد دربیاورند.

محمد مرتضایی‌ نویسنده‌ی‌ کتاب‌ زبان‌ كوردی‌ و لهجه‌های‌ مختلف‌ آن‌ درباره‌ی‌ كورد بودن‌ لورها می‌نویسد: اگر چه‌ اکثر روشنفکران‌ ایران‌ لور را با كورد جدا و از یک‌ نژاد نمی‌دانند و معتقدند که‌ زبان‌ كوردی‌ با گویش‌ لوری‌ فرق‌ و ریشه‌ی‌ متفاوتی‌ دارد! لیکن‌ این‌ عقیده‌ به‌ سبب‌ نا آشنایی‌ آنها به‌ زبان‌ و لهجه‌های‌ مختلف‌ كوردی‌ و شاخەهای زبانی هند و اروپی است.تحقیقات‌ علمی‌ و پرارزش‌ ایران‌شناسان‌ معروفی‌ چون‌ دکتر «فریچ‌» «سرجان‌ ملکم‌» «لوریه‌» «هاسل‌» «براون‌» و… شواهد بسیار زیاد تاریخی‌ و علمی‌ این‌ اندیشه‌ی‌ سست‌ و بی‌ دلیل‌ را مردود اعلام‌ می‌دارد. كورد و لور از لحاظ‌ اصول‌ علم‌ قیافه‌شناسی‌، حالات‌ روحی‌، عادات‌ و رسوم‌، آثار و شواهد تاریخی‌ و باستانی‌ و سرزمین‌ و ادبیات‌ توده‌ای‌ و فونتیک‌ خاص‌ لغوی‌ یکی‌ هستند.

همچنین در ادامە میگوید؛ در قدیم‌الایام‌ اکثر قبایل‌ كورد و لور چادرنشین‌"عشایر دامدار" بوده‌اند و در فصول‌ مختلف‌ سال‌ پیوسته‌ تغییر محل‌ اقامت‌ می‌داده‌اند. این‌ خانه‌ بدوشی‌ و مهاجرت‌ فصلی‌ البتە در مناطق گستردەی خود"کوردستان" و نیز رویدادهای‌ مهم‌ تاریخی‌ تاخت‌ و تازها و نیز اسکان‌گرفتن‌ قبایل‌ متعدد پارسیان‌ در نقاط‌ مختلف‌ كوردستان‌ بعد از تأسیس‌ سلسله‌ی‌ هخامنشیان‌ سبب‌ دگرگونی‌ زبان‌ كوردی‌ در نواحی‌ مختلف‌ لورستان‌ و پیدایش‌ گویش‌ لوری‌ زبان‌ كوردی‌ گردیده‌ است‌. در اینکه‌ لوری‌ از لحاظ‌ آکسان‌ و فونتیک‌ کلمات‌ و ریشه‌ی‌ اشتراک‌ لغوی‌ و قواعد دستوری‌ و سایر فنون‌ علم‌ زبان‌شناسی‌ لهجه‌ای‌ از زبان‌ كوردی‌ است‌ هیچ‌ شکی‌ نیست‌.

صدیق‌ صفی‌زاده‌ (بوره‌که‌یی‌) یکی‌ دیگر از نویسندگان‌ كورد نیز لوران‌ را كورد به‌ حساب‌ آورده‌ است‌ و در این‌ باره‌ می‌نویسد: زبان‌ كوردی‌ پنج‌ قسم‌ است‌:

۱ـ کرمانجی‌ شمالی‌، ۲ـ کرمانجی‌ جنوبی‌، ۳ـ گورانی‌، ۴ـ لکی‌، ۵ـ لوری‌.

آقای‌ احمد شریفی‌ یکی‌ دیگر از پژوهشگران‌ معاصر كورد در مقاله‌ای‌ با عنوان‌«آیا لورها كوردند؟» به‌ ارائه‌ی‌ نظریات‌ خود در این‌ باره‌ پرداخته‌ که‌ به‌ علت‌ مفصل‌ بودن‌ بحث‌ در اینجا از ذکر تمام آن‌ خودداری‌ می‌شود!

اما بطور کلی نگارنده‌ معتقد است‌: تأثیر زبان‌ و فرهنگ‌ فارسی‌ بر فرهنگ‌ و زبان‌ لوری‌ از عوامل‌ عمده‌ی‌ تفاوت‌ لوران‌ و كوردان‌ است‌ و این‌ تأثیر حتی‌ بر جنوب‌ و مرکز کوردستان‌ نیز زیاد‌ بە چشم میخورد و ناگفته‌ نماند شیعه‌ بودن‌ مردم‌ مناطق‌ مذکور، خود به‌ این‌ تأثیر کمک‌ شایانی‌ نموده‌ است‌.

اگر خوانندە نیز بتواند بە مناطق‌ كوردنشین‌ سفری داشته‌ باشد بە راحتی میتواند نزدیکی‌ و پیوندهای‌ مشترک‌ كوردان‌ و لوران‌ را کاملاً لمس‌ و اگر خود کورد باشد و یا بە زبان کوردی مسلط باشد بە راحتی میتواند در هنگام‌ مکالمه‌ با طوایف متعدد کورد از شمال تا جنوب"منظور در اینجا شرق کوردستان است" بدون شک با مشکلی روبرو نخواهد شد. گذشته‌ از تمام اینها در شهرها و مناطق‌ مختلف‌ شاهد خواهی بود که‌ كوردان‌ و لوران‌ چقدر نسبت‌ به‌ همدیگر ابراز علاقه‌ و نزدیکی‌ می‌کنند تا بە فارس بودن! و از زبان آنها خواهی شنید که‌ كوردان‌ و لوران‌ همدیگر را پسر عمو یا برادر خونی میخوانند.

لذا انسان ها هرگز نمیتوانند احساس و غریزەی خود را نصبت بە ریشە و اصل و نصب خویش را فراموش بکنند.

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 2470
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy