هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

‎توهم توطئه بهانه دیگری برای قلع و قمع کردن زبانهای غیرفارسی‎

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

طبق فرموده ى اعضاى فرهنگستان زبان فارسى کسانى که از حق تدريس زبان مادرى خود دفاع ميکنند توطئه گر هستند و ميخواهند زبان فارسى را از بين ببرند!

 

bazyar_-_farhangestan_2


بايد از اين آقايان پرسيد آيا انديشمندان و زبان شناسان بزرگى چون چامسکى هم که مدام به لزوم اهميت دادن و زنده کردن زبانهايى که در گوشه و کنار دنيا در حال از بين رفتن هستند اشاره ميکنند توطئه گر هستند و به توسعه زبان فارسى حسودى ميکنند!؟

آيا نويسندگان قانون اساسى و بالاخص اصل پانزدهم آن هم که راه را براى آموزش و تدريس زبانهاى مليتهاى ساکن ايران باز گذاشته اند توطئه گر بوده اند!؟

مگر زبانها هم مانند آثار باستانى از جمله ميراثهاى گرانبهايى نيستند که گذشتگان براى نسل امروز به ارث گذاشته اند و دقيقا همچون عتيقه جات و اماکن باستانى نياز به پاسدارى دارند!؟

آيا اهميت دادن به يک زبان از ميان چندين زبان زنده در ميان مليتها و رسمى کردن و بخشيدن رنگ تقدس به آن تا جاييکه آموزش و حتى صحبت کردن به ساير زبانها در مدارس ممنوع شود معنايى جز استعمار و تبعيض و نژادپرستى دارد!؟

در قرن بيست و يکم و در زمانيکه حتى يک دانش آموز دبيرستانى هم به لزوم احترام و اهميت دادن به تنوعات فرهنگى و زبانى پى برده و به روشنى ميداند که همين تنوعات و اختلافات باعث خلق رقابتهاى سالم و آثار گرانبهاى هنرى ميشوند و با مرگ و نابودى هر کدام از آنها درست مانند نابودى گونه هاى جانورى و گياهى خلايى در زيبايى زمين و زندگى بوجود آورده که با هيچ پديده ى ديگرى قابل جبران نبوده و کل کره را يک قدم به نابودى کامل نزديکتر ميکند چقدر جاى تاسف دارد زيستن ميان انسانهايى اينچنين مغرور و کوته بين و تنگ نظر که تمام توجه و تمرکز خود را صرف ميراث فرهنگى و شفاهى تنها يکى از مليتها کرده و نميتوانند به اهميت ارتباطات و بده بستانهاى ميان فرهنگها پى ببرند.

اين افراد ناآگاه و تماميت خواه حتى نميدانند که اگر زبان فارسى يا هر زبان ديگرى در هر کجاى دنيا مورد توجه قرار گرفته و اهميت يافته است آنرا مرهون فرهنگها، زبانها و افراديست که به ميل خود و از روى علاقه به سمت آن زبان تمايل داشته اند و با خلق آثارى در کالبد لغات ... به آن اهميت بخشيده اند و اين علاقه و تمايل محصول تلاش بى وقفه ى اديبان و عرفاى بسيار بزرگى چون مولوى و حافظ و سعدى و آثار بسيار گرانبهايى چون مثنوى معنوى بوده است که پا را از تنگ نظريها و تعصبات شايع بين اديان، فرقه ها و جوامع بشرى فراتر نهاده و به مفاهيم، دغدغه ها و دلمشغوليهاى عميق انسانى که بين هفتاد و دو ملت مشترک بوده پرداخته است.

آثارى چنان زيبا و پايدار که افراد ساير زبانها براى درک و احساس نزديکى با آن مشقت يادگيرى يک زبان بيگانه را بر خود هموار نموده و اينچنين اندک اندک و در طى قرنها و دوره هاى طولانى يک زبان توانسته است گستره ى جغرافيايى تسلط خود را توسعه بخشيده و خود را همچون هديه اى گرانبها و نه يک بايد و اجبار به ديگران عرضه کند.

اگر اعضاى محترم فرهنگستان زبان فارسى و همچنين سپاه پاسدارانى که خود را حافظ و حامى زبان فارسى ميدانند گمان ميکنند با اجبار و تهديد و توطئه به زبان فارسى خدمت ميکنند و حوزه ى صحبت کنندگان و آثار خلق شده به آن زبان را گسترش ميدهند کاملا در اشتباه هستند و لازم است بدانند که اينگونه اعمال پليسى و استعمارگرانه نه تنها به زبان و ادبيات فارسى خدمت نميکنند بلکه با برانگيختن احساسات افراد ساير فرهنگها و واداشتن آنها به مقابله به مثل روز به روز از اهميت اين زبان ميکاهند و علاقه و تمايلى که در قرنهاى متمادى در ميان آنها بوجود آمده است را در زمان کوتاهى از بين برده و با ندانم کارى و اعمال ضدفرهنگى و ضدانسانى نابود ميکنند!

پى بردن به اين واقعيت که همه زبانهاى زنده يک گستره ى جغرافيايى روابط تنگاتنگى با هم داشته و در گذشته و حال طى فرآيندهاى پيچيده اى به هم وابسته گشته اند چندان مشکل نيست و هرگز نميتوان يک زبان را با بى توجهى به ساير زبانها و سعى اى نافرجام براى نابود کردنشان پاس داشت!

کاش اعضاى فرهنگستان و سپاهيان گارد ويژه ى زبان فارسى بجاى اينگونه تهديدها و خط و نشان کشيدنها به محدوديتها و ضعفهاى اين زبان اعتراف نموده و اجازه ميدادند همچون گذشته با تاثير پذيرفتن از ساير زبانها به رشد و باليدن خود ادامه دهد و بجاى وابستگى بيش از اندازه به زبان عربى به زبانهايى مانند کردى که ‌از‌ فرهنگ‌ و‌ جغرافیا‌ و ‌افراد ‌مشترکی‌ سرچشمه ‌گرفته ‌و ‌به آسانی‌ میتوانند‌ ‌در‌هم ‌بیامیزند ‌اهمیت‌ بدهد.

کاش‌ این ‌آقایان‌ و ‌همفکرانشان‌ به این نکته پی میبردند که ‌پاس داشتن زبان فارسی لزوما به معنای ایجاد محدودیت و سرکوب زبانهای دیگر نبوده و میتوان در فضایی علمی و مسالمت آمیز و بدور هر گونه توطئه و تبانی ای کردی و ترکی وو بلوچی را هم پاس داشت و از نابودی آنها جلوگیری کرد.

ناگفته پیداست اگر این زبانها پویایی خود را از دست داده و یا تماما نابود شوند فقدانشان زبان فارسی را هم در معرض آسیب جدی قرار مبدهد چرا که در گذشته نقش سرچشمه هایی را برای فارسی ایفا میکرده اند که ریشه ی بسیاری از واژگان و ساختارهای فارسی را در خود داشته اند.

ساليان زياديست که مليتهاى ساکن ايران با حسرت و درد شاهد جان کندن زبانهاى مادرى خود هستند. زبانهايى که داستانها، رويدادها، اشعار، احساسات و علايق اجداد و نياکان آنها بوده و با واژگانش در دامن مادر متولد شده و بزرگ شده اند و در عمق ضمير ناخودآگاه آنها ريشه کرده است.

نابودى اين زبانها بخش عظيمى از خاطرات و يادگاريهاى آنها را با خود برده و هويت و شخصيتشان را دچار دگرگونى و بحران ميکند.

حال با توجه به اين واقعيات تلخ و همچنين اظهارات يکى از اعضاى فرهنگستان که در واکنش به اقدام آقاى يونسى گفته بود پرداختن به زبانها "بسيار خطرناک" بوده و کار ما را زار ميکند جاى آن دارد از ايشان پرسيد نابودى چندين زبان زنده و پويا و دچار نمودن صحبت کنندگان آن زبانها به بحرانهاى هويتى خطرناک است و به توطئه ميماند يا اقدامهاى حمايتى و سعى در جهت نجات اين زبانها با کاربرد آنها در آموزش و پرورش و توسط رييس جمهور و وزرايى که قريب به نود درصد آراى خود را از مليتها گرفته اند و هم به جهت شعارها و وعده و وعيدهاى انتخاباتى و هم به جهت رايهاى ماخوذه وظيفه دارند به آنها خدمت کرده و منافعشان را در نظر بگيرند!؟

ناگفته پيداست که توهم توطئه و همچنين استفاده از عبارتهايى چون بسيار خطرناک بهانه ديگريست براى قلع و قمع کردن زبانهاى غيرفارسي.

اعضاى فرهنگستان بهتر از هر کس ديگرى ميدانند که برترى طلبى و تفوق زبان فارسى نفسهاى اين زبانها را به شماره انداخته و با تئورى توطئه و ترس ناشى از آن ميتوان مليتها را فلج کنند تا آخرين تير هم به قلب زبانهايشان شليک شود!

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1377
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy