هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آینده ایران چه خواهد شد اگر...؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

بدون شک ایران یکی‌ از کشورهای تاثیر گذار در خاور میانه است.( بنا به موقیعت جغرافی و استراتژیکی چه در داخل کشور و چه در منطقه).

بنابر این از دیدگاهای مختلف می‌توان چشم انداز این کشور را نگاه کرد، ۱-سیاسی ۲-اجتماعی ۳-فرهنگی‌ ۴-اقتصادی

 

monira_ramazani_-_logo_2


نظامی که بر پایهٔ اسلام جوش خورده و پیوندک آخوند به آن گره زده شده است، بدین گونه که دیکتاتوری سنتی‌ و بی‌ علم و دانش بر ملت حکومت می‌کند ،جایی که در آن آزادی فکر و اندیشه در چهار چوب ولایت مطلقه فقیه است،و عبور از آن به معنی‌ خط قرمز است ،خط قرمزی که تاوانش سنگین است ،اعدام ،زندان،فرار،حصر اندیشه و... باید بگویيم که در چنین حکومتی که شریعت قانون است و آخوند نخود هر آشی مسافرانش به کجا خواهند رسید ؟ مسلما با همچین ناخدایی به جایی جز ناکجا آباد نخواهند ، قانونی داریم به نام قانون فنا و نابودی ،که جمهوری آخوندی در نهایت شامل این قانون خواهد شد .ما در جهان دیکتاتور مدرن داریم که حداقل مردم را تا این حد و اندازه زیر بار فقر و فلاکت نمیبرند، نمونه بارز بشار اسد بود که حکومتی سکولار بود و دین را با حکومت داری قاطی نمیکرد و مردم از آزادی پوشش و... برخوردار بودند یا حتی حکومتی مثل قذافی مردمش در رفاه اقتصادی بودند، یا همین کشورهای دیکتاتور عربی منطقه مردمانشان در رفاه هستند. اما جمهوری آخوندی حتی در شخصی‌‌ترین چیز یک انسان که پوشش است ،یا نگاه کردن است ،یا حرف زدن است ممنوعیت ایجاد کرده.

ایران کشوری چند ملیتی است بدون حقٔ و حقوق مساوی ،به عنوان مثال من شهروند کرد به کرامت انسانیم توهین شده یعنی‌ شهروند درجه چند حساب میشوم،از حقٔ خواندن و نوشتن با زبان مادریم محرومم ،حقٔ ندارم در پست‌های کلیدی و امنیتی کشور باشم ،حقٔ ندارم اسم کردستان را یا اسمهای مرتبط را روی محل کارم برچسب بزنم ،حقٔ ندارم اسم دلخواه برای فرزندم برگزینم ،فضای شهر ما همیشه امنیتی است،با احتیاط باید حرف بزنم تا غلطی نکرده باشم، سهم ما آوارگی و اعدام است، پروژه اقتصادی در منطقه ما نباید ساخته شود چون امنیت ندارد!! و هزاران نکته دیگر که در ایران از آن محرومیم ، و سایر ملتهای ترک ،عرب و بلوچ حقشان ضایع می‌شود اما شدت پایمال شدن حقٔ ترکها اندازه کردها نیست و عرب و بلوچ هم که از حقٔ و حقوق درست حسابی‌ برخوردار نیستند ، در اینجا فارس هاهستند که شامل تمام حقوق شهروندی میباشند روی کاغذ،اما رژیم با آنها هم یار نیست,ملتهای ایران باید هوشیار باشند و فقط دیکتاتور عوض کن نباشند یعنی‌ یکی‌ برود یکی‌ دیگه مثل آن بیاد.

پایان عمر اخوند هاست ،زیرا از لحاظ سیاسی نمی‌توان نفس کشید ،حکومت با دنیای بیرون ارتباط ندارد،و اگر هم داشته باشد این ارتباط دردی از دردهای ملت را تسکین نمیدهد،از لحاظ اقتصادی خورده اقتصاد‌ها در این آشفته بازار دارند بلعیده میشوند ،اقتصاد توده‌‌ها حمایت نمی‌شه، به عنوان مثال کشاورزی که چندین ماه زحمت می‌کشد در پایان ضرر کرده یا ناراضی از سود کم است،کارگران زیر پا له‌ شده اند ، کارخانه جات و شرکتهای بزرگ در حال ورشکسته گیند، رشوه و باند بازی بیداد می‌کند و... از لحاظه فرهنگی‌ دارند فرهنگ ملتها را نابود میکنند و به صورت خورده فرهنگ از آنها یاد میکنند، اصل و نصب هیچ ملتی در ایران مهم نیست فقط باید تغییر کاربری از فرهنگ اصلی‌ خود به فرهنگ آخوندی بدهی‌ ،تازه اگر بهت اعتماد کنند ! آیا چنین رژیمی با چنین حاکمیت بی‌ لیاقتی میتواند در این شرایط بر مردم حکومت کند؟!نخیر، و عمر آخوند و حکومت آخوندی تمام میشود ... در نتیجه تمام مردم ایران ناراضی هستند ...

اما واقعا چاره کار چیست و چه بلایی سر حکومت می‌آید؟ قبل از توافقات هسته‌ای خیلی‌ از مردم بر این باور بودند که این حکومت را قدرتهای بزرگ نابود خواهند کرد،اما این گزینه در حال حاضر حذف شده و گزینه‌های دیگری باقی‌ است،مساله مهم اینجاست که در صورت نابودی این رژیم چه کسی‌ سر کار خواهد آمد و آیا به این نتیجه می‌رسند که حقٔ تمام مردم ایران باید مساوی باشد!! چاره کار چیست؟این که مسلم است رژیم داره نفس‌های آخر را می‌زند،و این هم یک واقعیت است که مردمان ایران باهم رژیم را عوض میکنند،و خون آدمهای شجاع و مبارزی ریخته خواهد شد،و جنگی که شاید مدت دار باشد و وضیعتی بسیار بسیار پیچیده به وجود آید ،اما اینجاست که مدیریت بحران باید در کشور چند ملیتی ایران باهم هماهنگ باشند ،در مرحله اول کسانی‌ که قدرت طلبی کنند وضعیت را قرمز خواهند کرد و نامعلوم، افرادی که هم قدرت طلب باشند و هم خود را صاحب بلامنازع ملت و خاک ایران به دانند در آن صورت هم وضعیت پیچیده‌تر و بحرانی‌ تر خواهد شد، و افرادی که خود را صاحب ملیتی خاص در ایران بدانند آن وضعیت هم دشوار خواهد بود، چاره کار این است که در زمان حال زندگی‌ کنیم و حکومت گرفتن در ایران را ارثی برای ملتی خاص ندانیم،و دیگر ملتها را نباید بدل و اقلیت بدانند ... حکومتی مشورتی و سوسیال دمکرات در ایران چارهٔ کار است ،یعنی‌ هم مذهبی‌،هم دینی، هم شهری بودن،سیاه یا سفید بودن،فارس یا ترک یا لٔر یا بلوچ یا عرب بودن ملاک قدرت و برتری نباشد، بلکه انسانیت و حقوق مساوی باید ملاک باشد و قانون حکمران جامعه باشد نه شریعت... در آن صورت است که در صورت بر اندازی حکومت آخوندی وضعیت آرام خواهد شد و تمام ایرانیان در کنار هم با آرامش و حقوق یکسان نفس خواهند کشید،

در اینجا مهم است که اپوزیسیون ‌ها از فارس و ترک ،کرد،عرب ،بلوچ ... به یک هم دلی‌ و هم راهی کامل برساند ،زیرا در صورت نفی و نهی همدیگر سرنوشت طورى رقم خواهد خورد که رسیدن به آرامش و امنیت امکانش وجود نخواهد داشت ، امیدوارم قدرت طلبی،سنت طلبی ،قوم طلبی و... سرنوشت مردم ایران را تغییر ندهد ،در آن صورت است که تمام اتفاقات قشنگ خواهد بود...

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1888
بۆچوونه‌کان (2)Add Comment
...
نووسراوه‌ له‌ لایه‌ن sirwan, January 21, 2014
خیلی زیبا و ادبی‌ نوشتی آفرین، جائی‌ که ادبیات ادبیات آخوندی باشد و جائی‌ که سیاست سیاست آخوندی باشد و ملت آن را قبول کرده باشند ،برای مقابله با این حکومت اینچنین ادبیات زیبایی‌ می‌خواهیم،نه ادبیات قربون صدقه...
...
نووسراوه‌ له‌ لایه‌ن روژهةلات, January 20, 2014
سپاس بو خاتون منیره.بةلام چةند تیبینی.
ناخی بابةتةکةت باش بو بةلام شیوازی نوسینةکةت زور سیاسی و ئةدةبی نةبو!!!

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy