هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

دانشگاه، تهدیدی همیشگی علیه اندیشه‎ی بسته

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

keyhan_yousfi_-_daneshga

بحران و بحران آفرینی کالبد اصلی و غیرقابل تفکیک تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی می‎باشد. بحران‎آفرینی با این هدف که آنان همیشه کنشگر و آفریننده حوادث و رویدادها باشند و خود پایان این رویدادها را تعیین یا به عبارتی مدیریت نمایند. به همین دلیل هر بار با برجسته و مطرح نمودن موضوعی توانسته‎اند ذهن و فکر افکار عمومی را به سمت برنامه‎ها و توطئه‎های خویش جلب نمایند. برنامه‎هاو توطئه‎هایی که منجر به خلق اتفاقات و حوداثی گردیده که در پایان اهداف و خواسته‎های طراحان آن را برآورده می‎کند.

بدون شک تمام تلاش و اقدامات مسئولان رژیم برای حفظ و بقاء ساختار سیاسی و کنترل جامعه می‎باشد. به همین خاطر همیشه و با به‎کارگیری روشهای گوناگون در تلاش برای کنترل آن مکانهایی است که می‎توانند بستری مناسب برای آفرینش اندیشه یا جریانی اعتراضی باشند.

دانشگاه یکی از آن مکانهایی است که همیشه میدان منازعه و کشمکش دگر اندیشان با مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. مکانی که در مقاطع زمانی مختلف قادر بوده ماهیت و مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و مقدسات تصنعی این رژیم را مورد شک و تردید قرارد دهد. بر همین اساس دانشگاه مکانی بوده است که رژیم همیشه برآن بوده تا هژمونی و اقتدار خود را در آنجا حاکم نماید و بدین طریق خود آنجا را اداره و کنترل کند. ولی باوجود به‎کارگیری روشها و ابزار گوناگون هنوز هم نتوانسته است آنگونه که باید به توفیقی در این زمینه دست یابد و دانشگاه به صورت مدوام آفریننده بازیگران و اندیشه‎هایی بوده است که با ساختار و ایدئولوژی حاکم ناسازگا و در تضاد بوده است.

از مجوع کل قبول‎شدگان مرحله نخست کنکور سراسری امسال 68% آن را زنان تشکیل می‎دهند. ولی در فهرست انتخاب رشته دانشجویان در 48 دانشگاه ظرفیت پذیرش زنان به نسبت مردان بسیار کمتر و حتی در تعدادی از رشته‎ها نیز تنها مردان مجاز به انتخاب می‎باشند. یکی از این دانشگاه‎ها دانشگاه علامه طباطبایی تهران، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی ایران است که بعد از اعلام نتایج کنکور، تعدادی از رشته‎های مقطع کارشناسی این دانشگاه در دفترچه انتخاب رشته حذف شده بود که بعد از گذشت چند روز و بحث و جنجال فراوان تعدادی از رشته‎های حذف شده به فهرست لیست انتخاب رشته افزوده گردید.

بازنگری محتوای کتب و رشته‎های درسی و همچنین طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها به عنوان موضوع روز طی دو سال گذشته مورد بحث و مجادله فراوانی قرار گرفته است. ولی در اینجا موضوعی که محور بحث ما را تشکیل می‎دهد دشمنی جمهوری اسلامی با موضوع "علوم انسانی" است که از همان آغاز در دست گرفتن قدرت و تلاش برای تسخیر دانشگاه آن را همچون تهدیدی علیه خود دانسته و به آن همچون مشکل و مسئله‎ای اساسی در دانشگاه‎ها نگریسته است.

مسئله و مشکل حکومت اسلامی و زمامداران آن با علوم انسانی چیست؟ علوم انسانی چه موضوعاتی را مورد بحث قرار می‎دهند که مطالعه و یادگیری آنها سبب به خطر افتادن امنیت وزندگی فرد ایرانی می‎گردد؟

آیان این جامعه ایران و اجتماع دانشجویی است که علوم انسانی آنها را تهدید و ضررمند می‎کند یا این نوع نگرش دارای اساسی سیاسی است که حاکمیت را مورد مخاطره قرار می‎دهد؟

اگر چه مسئله‎‎ی علوم انسانی در دانشگاه‎ها یکی از مسائل ریشه‎ای برای رژیم از آغاز شناخته شده و تعریف گردیده ولی مورد بحث قرار گرفتن مجدد این موضوع بر می‎گردد به اعترضات اخیر بعد از انتخابات و نقش دانشگاه و دانشجو در ابراز اعتراض و نارضایتی علیه سیاستهای غلط و ایدئولوژی دگم و بسته حکومت و همچنین بعد از انتقاد خامنه‎ای رهبر رژیم از تدریس علوم غربی و همچنین نگرانی ایشان از وجود دو میلیون دانشجو در بخش علوم انسانی از مجموع سه و نیم میلیون دانشجو در ایران.

مطالعه علوم انسانی جامعه را با اصطلاحاتی همچون دموکراسی، حقوق بشر، آزادیهای فردی، حقوق یکسان زن و مرد، حق تعیین سرنوشت، نسبی بودن قدرت و قانون و .. آشنا می‎کند که این نیز با ماهیت و شکل حکومت آخوندها در تضاد بوده و تهدید و خطری جدی علیه ساختار حکومت آنان است.

کار از جایی دیگر می‎لنگد و آنها قادر به رفع و چاره‎یابی مشکل اصلی نبوده و مسئله را موضوعی دیگر نسبت داده و با بحران آفرینی برآنند تا افکار عمومی را تحریف نمایند. عدم توجه به مسائلی همچون عدم آزادی، وجود استبداد و سرکوب، بیکاری، منزوی شدن از جامعه جهانی و ... و پرادختن به تدریس علوم انسانی در دانشگاه و مختلط نمودن پسران و دختران در دانشگاه به عنوان مسئله‎ی جدی و بنیادی.

نقش بینادی و اساسی دانشگاه علیه استبداد و ایده‎های ارتجاعی و عقب افتاده واقعیتی غیر قابل انکار است. استدلال مسئولان رژیم این است که چونکه زادگاه و خاستگاه علوم انسانی غرب است آنها این علوم را ویژه فرد غربی می‎دانند و برآنند که این علوم برای فرد شرقی و به ویژه فرد ایرانی پاسخگوی نیازها و خواسته‎هایش نیست. محوریت موضوع علوم انسانی به بحث در مورد طبیعت انسانهاست که طبیعت انسانها نیز مختص انسانهاست و نمی‎تواند از مکانی به مکانی دیگر متفاوت باشد، به عنوان مثال آزادیخواه بودن ویژگی طبیعی هر فرد است یا اینکه خشونت که هابز به آن می‎پردازد و یا گرایش انسانها برای رفاه و امنیت و زندگی لذت بخش. به همین دلیل آنچه را که بتوان به عنوان تفاوت به شمار آورد فرهنگ، نوع آموزش و تربیت است که از مکانی به مکانی دیگر می‎تواند متمایز باشد و انسانها را از همدیگر تفکیک نماید نه طبیعت و ذات آنها. آنچنانکه مورد اشاره قرار گرفت ویژگی علوم انسانی نسبی بودن آنهاست که حتی مباحث و اصطلاحاتی همچون: قدرت، حاکمیت، مشروعیت و ... را نیز در بر می‎گیرد و ساختار و ماهیت سیستم ولی فقیه را نیز مورد سئوال قرار می‎دهد.

به همین دلیل آنها می‎خواهند که دانشگاهها افرادی را تربیت کنند که آنها می‎خواهند نه فردی که بر اساس شناخت و آگاهی خود می‎اندیشد و خود خوب و بد پدیده‎ها را ازهم تفکیک می‎کند و در مورد آنها اظهارنظر می‎کند. بر این اساس دانشگاه آفریننده و تربیت کننده فرد آزاد و پرسشگر است و جمهوری اسلامی فردی مطیع و حلقه به گوش را می‎خواهد که این دو نیز در تضاد با یکدیگرند و به همین دلیل است که زمامداران رژیم این موضوع را به عنوان تهدیدی می‎نگرند و هر بار بحران آفرینی و توطئه‎ای برآنند که به تقابل با آن پردازند.

 


 

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 1566
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy