هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

آيا بازى برد ـ برد ممکن است؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

behzad_-_mahe_asal_2بررسى مناسبات ايران و آمريکا از منظر امنيت ملى

در اين نوشتار، ابتدا به بررسى رهيافت هاى امنيتى ملى خواهم پرداخت و در ادامه، با بهره گيرى از آنها، به اين نکته اشاره خواهم کرد که بر اساس رهيافت امنيت ملى ايران، آيا اصولا مذاکرات ايران و ايالات متحده بر سر برنامه ى هسته اي، به فرجامى خواهد انجاميد که اصطلاحا به بازى "برد ـ برد" براى دو طرف منجر شود خواهد انجاميد ‏؟

امنیت ملی، رهیافت ها

"لی نورجی مارتین" در تحلیل خود راجع به مفهوم واژه ی"امنیت ملی"، ابتدا به بررسی دو رهیافت "رئالیستی" و "لیبرالی" و نقد آنها مى پردازد:

1.رهیافت رئالیستی:

 این رهیافت، بر تقدم"امنیت نظامی" در روابط بین الملل تاکید می کند. از این دیدگاه، نظام بین المللی، عرصه ی "مبارزه برای قدرت"(Power) توسط دولت های حاکم است و دولت، با حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، منافع خود را دنبال می کند.

 

behzad_-_iran_-_usa_2


از نگاه رئالیست ها، بهترین توصیه برای دستیابی دولت به امنیت ملی، عبارت از

 ـ احداث تاسیسات نظامی

 ـ تلاش برای برتری نظامی

 ـ دستیابی به توان نظامی.

مشکل نظریه ی رئالیستی، تاکید آن بر توازن قدرت نظامی و پذیرش وضع موجود بازدارندگی دوسویه ی ابرقدرت ها در دوران جنگ سرد بود که با فروپاشی شوروی سابق و ناتوانی رئالیست ها در پیش بینی آن، به بحران فکری در این رهیافت منجر شد.

2.رهیافت لیبرالی:

به اعتقاد لیبرال ها، امنیت ملی عبارت از:

 ـ توانایی مقابله با تهدیدها

 ـ حفظ تمامیت سرزمینی

 ـ رژیم های حاکم

لیبرال ها علاوه بر این سه مولفه، مفهوم امنیت را به تهدیدهای معطوف به"امنیت انسانی" هم تسری می دهند. بنابراین ، از دیدگاه آنها، امنیت ملی،"دولت محور" نیست.

 به اعتقاد لیبرال ها، حصول امنیت ملی در سطح بین المللی، از طریق همکاری و در سطح داخلی از طریق "مشارکت" و"دمکراسی" میسر است.

از این نگاه، کشورهایی که در آنها "تشکل های آزاد"، "جوامع مدنی" و"توان دستیابی به اقتصاد آزاد" وجود دارد از ثبات بیشتری برخوردار بوده و در برابر تهدیدهای اساسی چون "گسست اجتماعی" و "فروپاشی اقتصادی و سیاسی" آسیب پذیری کمتری دارند.

مشکل نظریه ی لیبرالی نیز آن است که به جهت دوری گزینی هرچه بیشتر از متغیر "عامل نظامی"، خود را درگیر متغیرهای بسار دیگری می کند که نیازمند تحلیل و تبیین های ویژه و پیچیده است. در این نوع بررسی امنیت که "دولت محور" نیست، عوامل سیاسی و فراملی ـ از احزاب سیاسی ایدئولوژیک گرفته تا گروه های قومی و ملی و گروه های مختلف مذهبی ـ نقش آفرینی می کنند که هرکدام در شکل گیری امنیت دخیل هستند. همچنین تقاضاهای متعددی از دولت می شود که یکی یا ترکیبی از آنها(مانند افزایش جمعیت، مهاجرت های غیرقانونی، اختلال در کانون خانواده، سیستم های ناکارآمد آموزشی، تابوهای فرهنگی و وجدان کاری) می تواند دولت را تهدید نماید.

‏مارتين پس از بررسى هريک از دو رهیافت و تبيين ناکارايى آنها در مورد کشورهاى خاورميانه به ويژه، مورد سومی موسوم به"رهیافت ترکیبی" یا "رهیافت جامع" برای امنیت ملی ‏پیشنهاد می کند که می تواند به عنوان یک پارادایم در مورد تحلیل امنیت ملی دولت های خاورمیانه به کار ‏رود‎.‎

3.رهیافت ترکیبی یا رهیافت جامع:

"رهیافت ترکیبی"، ویژگی ملت های در حال گذار مانند "اقتصاد توسعه نیافته"، "بی ثباتی رژیم های سیاسی" و "ساخت اجتماعی شکننده" را عواملی می داند که خواه ناخواه، نقش اساسی در امنیت ملی ایفا می کنند.

به طور کلی، هدف این رهیافت جدید، ارایه ی یک پارادایم یا مدل امنیت ملی است که در آن، با توجه به واکنش متغیرهای کوچک، امنیت ملی تحول می یابد.در این مدل، امنیت ملی، عبارت از توانایی یک دولت در "اعمال تهدید" یا "جلوگیری از تهدید" نسبت به "تمامیت سرزمینی"، "جامعه" و "رژیم" است و با میزان توانایی دولت برای اعمال یا جلوگیری از تهدید نسبت به عناصر فوق، میزان کمتر یا بیشتر بودن امنیت سنجیده می شود.

رهیافت جامع، در تعریف خود، پنج متغیر مستقل را در پارادایم امنیت ملی لحاظ می کند:

 ـ قابلیت های نظامی

 ـ مشروعیت سیاسی

 ـ مدارای قومی ـ مذهبی

 ـ دسترسی به منابع طبیعی حیاتی

 ـ توانمندی اقتصادی

این پارادایم، ضمن انتخاب سطوح تحلیل فردی، اجتماعی، ملی، فراملی و جهانی به مانند اکثر تئوری های روابط بین الملل، به تعریف مفاهیم کلیدی دولت، سرزمین، رژیم و جامعه از نگاه خود پرداخته و در ادامه، به چهار متغیر غیر نظامی می پردازد:

 ـ مشروعیت سیاسی

 ـ توانمندی اقتصادی

 ـ تساهل قومی ـ مذهبی

 ـ دسترسی به منابع طبیعی حیاتی

رهیافت ترکیبی در بررسی علل تمایل کشورها به افزایش توان نظامی، این عوامل را دخیل می داند:

1 ـ بحران مشروعیت سیاسی

 ـ اختلافات ملی

 ـ اختلافات مذهبی

 ـ تعارضات ایدئولوژیک

مارتین می گوید:"...و در بررسی سطوح تحلیل و در نگاهی غیرمنتظره، "گروه های قومی ـ ملی مسلح مانند چریک های کرد"، "هیات های تبلیغات مذهبی سازماندهی شده در جهان" و "ایدئولوژی های منطقه ای"(مانند اسلام سیاسی) را در زمره ی بازیگران فراملی قرار می دهد که تمام مرزهای اجتماعی، ملی و حتی منطقه ای را درمی نوردند."

رهیافت جامع در موضوعیت امنیت ملی، در نهایت، کشورهای خاورمیانه را به انتخاب چهار متغیر"مشروعیت"، "اقتصاد توانا"، تساهل" و "منابع طبیعی حیاتی" در کنار"قدرت نظامی" فراخوانده و توصیه می کند شاید بتوان با انتخاب این رهیافت، مانع از فروپاشی منظومه ی کنونی خاورمیانه و دولت ـ ملت های آن شد.

از نگاه رهیافت جامع یا ترکیبی، اندیشه ی رئالیستی و توصیه ی آن برای تحلیل سیاست های دفاعی مانند توسعه ی تسلیحات، انتخاب راهبردها، تصمیم گیری ها، استراتژی های اتحاد و صف آرایی و نیز سیاست توسعه ی امنیت ملی، اکنون دیگر کفایت چندانی ندارد و تحلیل گر امنیت ملی، باید به صورت نقادانه، آن دسته از سیاست های ملی را که بر "مشروعیت سیاسی"، "تساهل قومی و ملی"، "رواداری مذهبی"، "توانمندی اقتصادی" و "دسترسی به منابع طبیعی حیاتی" تاثیر می گذارند در نظر آورد.

ايران و ايالات متحده، آيا بازى برد برد ممکن است

بسيار روشن است که رهيافت امنيت ملى ايران، يک رهيافت رئاليستى است چرا که:

 ـ بر تقدم "امنیت نظامی" در روابط بین الملل تاکید می کند. (با بررسى نسبت هزينه هاى نظامى نسبت به توليد ناخالص ملي، ايران در ميان 6کشور نخست جهان جاى دارد از يک سو و از ديگرسو، براى حضور نظامى بين المللي، سياست نبرد نامتقارن را براى هرگونه رويارويى با منافع در تهديد خود در پيش گرفته است)

 ـ نظام بین المللی را ‏عرصه ای براى "مبارزه برای قدرت‎" ‎‏ توسط دولت های حاکم مى داند

 ـ با حفظ حاکمیت ملی منافع خود را دنبال می کند‎.

 ـ با حفظ تماميت ارضي، به دنبال تامين خواسته هاى خود است

جمهورى اسلامى براى تحقق نتايج اين رويکرد، به دنبال تاسيسات نظامي، دست يافتن به قابليت هاى نظامي، و توان نظامى برتر(به ويژه در منطقه) است و با تاکيد بر توازن قدرت نظامی و پذیرش وضع موجود، بازدارندگی دوسویه را در تعاملات منطقه اى خود لحاظ نموده است.

بر اساس اين رهيافت، ايران اگرچه توانسته است با کسب مهارت در "نبرد نامتقارن" و به خدمت گرفتن ايدئولوژي، جنگ را به پشت مرزهاى بزرگترين رقيب خود يعنى اسراييل بکشاند اما به خوبى مى داند فاقد توان بازدارندگى در مساله ى هسته اى است و از همين رو، بزرگترين هزينه ها را براى دستيابى به اين قابليت، پذيرفته است.

از اين رو بسيار ساده انگارانه خواهد بود که يک "رهيافت امنيت ملى رئاليسم بنيان" در نقطه اى که به مرحله ى هزينه هاى فزاينده رسيده است، بسيارى از منابع خود را به سوى برترى نظامى در اين عرصه هدايت نموده و حتى بحران هاى اجتماعي، اقتصادى را بر خود پذيرفته است اکنون بخواهد از مقصد نهايى خود دست بردارد.

موضوع دومى که باز بايد به تبيين آن پرداخت طرح اين موضوع است که:

توافق هسته اى بر سر مطالبات مدعابه 5+1 و آژانس بين المللى انرژى اتمي، به يک معناى ديگر، پذيرش به بن بست رسيدن رهيافت رئاليستى و لزوم گزينش يک رهيافت ديگر است.

و دراينجا ناگهان پرسشى ديگر به ذهن مى آيد و آن اينکه:

آيا ايران، ظرفيت چرخش به سوى رهيافت امنيت ملى با رويکرد ليبرالى را داراست؟

به باور من، طرح موضوعاتى چون آمادگى جمهورى اسلامى براى "دولت محور نبودن"، "همکارى هاى همه جانبه ى بين المللي"، "دمکراسى و مشارکت همه جانبه در داخل"، "پذيرش بدون قيد و شرط تشکل هاى مدني"، "حرکت به سوى اقتصاد آزاد" و....، اساسا به معناى خط بطلان کشيدن بر ماهيت جمهورى اسلامى و فلسفه ى وجودى آن است و به بيانى ديگر، اتخاذ چنين رويکردي، برابر با پذيرش پايان سيستم حاکميت کنونى خواهد بود.

اما در مورد انتخاب رهيافت جامع يا ترکيبى نيز وضعيت به هيچ عنوان اميدوار کننده نيست چراکه چالش مشروعیت سیاسی، عدم مدارای قومی ـ مذهبی، ناتوانى و ناکارايى دسترسی به منابع طبیعی حیاتی و اقتصادى که ديگر به مرحله ى فروپاشى رسيده است و بحران هاى فزاينده ى اجتماعى و تعارضات ايدئولوژيک در کنار جنبش هاى جدايى طلب ملى در ايران، کمترين شانسى براى موفقيت ايران در صورت حرکت به سوى اين رهيافت باقى نخواهد گذارد.

نتيجه:

 ـ جمهورى اسلامى به خوبى دريافته است که قطار هسته اى اين کشور، اگرچه در مسيرهايى چند، بايد از سرعت خود بکاهد اما براى تحقق امنيت ملى در رويکرد واقع گرا، بايد بدون ترمز به پيش براند. بنابراين هرگونه گفتگو و مذاکره، تنها در سطوح تاکتيکي،قابل توجه است

 ـ دست برداشتن ايران از برنامه ى هسته اى به معناى پايان رهيافت رئاليستى و پذيرش رهيافت هاى ديگر در امنيت ملى است که بر اساس آنچه گفته شد و در براورد با وضعيت کنونى ايران، به معناى پذيرش پايان جمهورى اسلامى در ايران خواهد بود.

 ـ بازى باخت براى ايران از مدت ها پيش آغاز شده است و گفتگو و مذاکره با غرب و ايران يا عدم مذاکره، تنها به لحاظ تقدم و تاخير زمانى سقوط، داراى اهميت بررسى است.

بازى "باخت ـ باخت" براى ايران، اکنون بيش از هر زمان، قطعيت پيدا کرده است.

منبع: رهیافتی برای مطالعه ی امنیت ملی در خاورمیانه، لی نورجی مارتین، استاد علوم سیاسی و محقق مطالعات خاورمیانه در دانشگاه هاروارد.

برای مطالع ی بیشتر ر.ک به: چهره ی جدید امنیت در خاورمیانه، تدوین لی نورجی مارتین، ترجمه ی قدیر نصری، انتشارات پژوهشکده ی مطالعات راهبردی،1383

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 958
بۆچوونه‌کان (0)Add Comment

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy